در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «اما» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : آزادی شلوغ بود ؛ اما از سمت اکباتان پرنده پر نمی زد! و بیا پاشیم بریم خونه ی (2) ! یا چطور مامانمونو جلوهمه بوس کنیم!!! و کوله پشتی مامان مارپل یا چگونه پرونده های جنائی اداره پلیس پیداشد! و هرگز به غیر جانان ما جان نمی فروشیم ...جان می دهیم اما جانان نمی فروشیم ... و دیپ فوکوس یعنی چه؟ و چطور می توان دالی را از کوچه ی مامان اینها تکان داد؟! و یک دنیامال قارون !...!ولی کی به اینا نگا می کرد ...سرنوشت فردین مهم بود!!! و مهتاب که نوعروس داماد شب است ...سوسوی چراغ کوی یار است ...فقط! و می خواهم ت
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید
یک/از خواب نارس ظهر
خشمگین!
از نرسیدن به پایان
چنگ می زنم به هندوانه ی خنک!
وهم چنان که درونم را ...
آرام آرام ؛ می پذیرم ...
که گاهی نیمه تمام ؛ تمام است!
دو/
شادی درمن برآشفت
از غمی که نمی خوابید...
 ...
ادامه مطلب بوی تن تورا که می نوشیدم ...
تمام جام تنم ...عطر شمال تو بود!
دو:
ریختم تورا توی کفش هایم و رفتم ...
مسیر عشق تو تا... کوچه ی ابد ... دریا!
سه:
اگر دست هایم خالی ست و اگر چشمم پر!
شبیه مادرم هستم!
که...
ادامه مطلب یک:
گم شدم درهیاهوی قلب تو ...
انگار درهزار توی جان خودم ...بودم!
دو:
اگر خوابیده قلب تو ...من بیدارم ...
صدای قلب من دیگر ... شبیه هق هق هاست!
سه:
بوسیدمت و مردند از نرس کسانی که ...
از این شجاعت دی...
ادامه مطلب یک:
مرگ درون کاسه ی چشمم اگر بیاید باز ...
تمام زندگیم را به دوچشم شما بدهکارم ...
دو:
خریده ای زندگیم را به قیمت یک سیب ...
تو ای خدا مگرم دربهشت خدای منی؟!!!
سه:
بوسه ی تورا قورت می دهم نمی رود پائ...
ادامه مطلب یک:
دزدیده ای حواس مرا و انگار بی هیچ ذهنی ...
پشت فرمان ام و بارش باران ...
چشم تر دارم!
دو:
اگر تو مرا نکشته ای پس میان انگشت های تو ...موی من چرا؟
یا بوی عطر من اگر میان دست های توست...من هنوز زند...
ادامه مطلب یک:ماه وزید از پنجره داخل و من هنوز ...در آغوش تو بودم حافظ غزل پرداز !...دو:درد می پیچید در سینه ام که چرا تو با یار دگر می رفتی ...ناگه یار تو فریاد زد: از زندگی من بیرون " سگ"!!!...ناله کردم که چگونه است تقسیم عشق ...آن که برای من شیرین است ...برای یار تو فرهادش ..." سگ"؟!!!سه:نالید باد درون کوچه و برگ های دفترم باز بود ...درعاقبت از عناصر طبیعت یکی پیداش...
ادامه مطلب یک:
درمن رشد می کند ...انسانی دیگر ...عین تو!
که با رقص زیر نور مهتاب ...عشق می کند !
دو:
بیرون پنجره ...گلدان های شمع دانی ...
اگرم شب تار ببلعد ...
باز رو شنایی از درزهای پنجره ...می آید تو ...!
سه:
چنان بریده اند بخت مرا به بخت شما ...
که هیچ جدایی جرات نمی کند که بیاید بین ما هرگز!
چهار:
اگر دست از تو بردارم ...خدایا تو می دانی ...
که از دستم نخواهی رفت ...کنارم باز می مانی !!!
پنج:
برای مردانه زندگی کردن ...سیبیل لازم نیست ...
شجاعت زنانه هم ...می تواند گاهی مرد کند ...نسوان را !
شش:
مزار شش گوشه ات نقشه ی امید من است ...
هزار چاره تو کردی ...بیچارگی ام را حسین (ع)....
هشت:
ترومپ!بیب ...بیب ...بیب...
سانسور می کنم گفتار خودرا ...بفهم اگر فهمیده ای ...
هفت:
طلب کردم تورا از بازوان خ...
ادامه مطلب یک:
درک مرگ تو برای من سخت نیست ...
کشته اند !
چون خون خدای دررگ های تو ...جاری بود...
دو:
فریب می خوری در معامله ...ای خلیفه!...
ما عهد بسته ایم با خدای و ...تو عهد می بندی با دینار...
سه:
هراس می افکنی در چشم های کودکان ...
پدرآموخته ...کوچه های خالی از چشم های هراس انگیزشان بهتراست ....
چهار:
موفق و پیروز از جنگ نیامدی بیرون ....؟
ولی چرا هنوز دست هایت از ترس می لرزند؟...
انگار چشم های ابوال...
ادامه مطلب یک:
پیروز روی درختان جای برف....شکوفه...
باردارشد درخت و میوه ی عشق. شیرین است..."هلو"!!!
دو:
.کلاس درس عشق لیلی و مجنون خراب شد. ...
رفتند سوی دشت و بیابان ...
بی کلاسی های عاشقی...چون مجنون ها...
سه:
ونک هنوز...گران نیست و می توان رفت وخرید...
توت و شاتوت و ...برگشت باعشق قدیم!!!
چهار:
سرم کلاه ر...
ادامه مطلب یک بردگی کردم ولی خدای نرفت از یادم ...
تو بتی بودی که از پای نیفتادی ...تا خدا یادم بود ...
.....................................................................
سرمه ات را سرقت کرده ام از روی چشم !!!
دیگرم باید که دیدن ...چشم ها ...بی سرمه ات!!!
......................................................
ادامه مطلب یک :
نفس کشیدنم از خاطرم رفت ...دیدار تو چنین بود ...
که طبیعی ترین رفتارمن ...محو شد و عشق تو آمد ...
دو:
گرفتار ...ان لب من بود که حرف تو نمی افتاد از کامش ...
نه آن دست کثیف تو ...که کارش رنگ بازی بود !!!
سه:
تولدت مبارک ...موسیاه ...چشم سیاه ...لب سرخ ...
سفید برفی ...که پیدایت کردم و بوسیدم ات از پیشانی ....
چهار:
به گونه هایت چسبیده شیشه ی پنجره ...حیف نمی بینی !!!
که آن سوتر ...مثل برف چسبیده ام به شاخه های درخت !!!
پنج:
فیلم ساخته ای از عشق مان ای کارگردان حرفه ای ...
ولی من هم بلد بودم ..."بازی "...را ...چون بازیگران حرفه ای ...
شش:
مزار شش گوشه ات را با هیات عشق امدیم ...
نفر نفر عاشقت بودیم و ...با پای برهنه امدیم ...
هفت:
کجاست موی بلند تو ...ایا نابینایم ؟!!!
آها !خاک برسرمن!یار قبلی کند و برد ؟!!!
هشت:
ترامپ تولد گرفت و مرا دعوت نکرد !!!
به جهنم!!!ازاینجا تا آمریکا ...بعد ...
ادامه مطلب یک:
نگاه کردی به پری روز من و گفتی آینده محال توست ...
دی روز رفتم به آرزوها و چشم گشاد کردی ...که...محال تو بود!!!
دو:
قیمت نداشت جواهر مژگان تو ومن بدون پول ...
خریده ام به قیمت جان و "کسی مرا "باور نمی کند ...
سه :
به پای امده بودم و قصد من "جگرت "بود ...
"جگر"به لب آمد ...قیامت به پای شد و تو گفتی :بله!!!
چهار:
خنده دارترین صحنه ای که در داستان های کودکیم خواندم "داستان موتور برق "از علی اشرف درویشیان "اگه اسمشون رو اشتباه نگم"هست ...
این داستان طنز عجیبی دارد ...
مردم روستا پول جمع می کنند تا موتور برقی بخرند و بالاخره موفق می شوند و جایی را در نظر می گیرند ...ولی مجبور می شوند سقفش را بردارند و نگهبان بگذارند ..............
چقدر لامپ و تجهیزات می خرند ...
کدخدا آنتی به پشت بام وصل می کند که یادم نمی آید به خاطر چی ولی این یادم می آید که آفتابه مسی خیس را سرش می گذارد و پرت می شود و ...
ادامه مطلب تبریک!برای یک عمر زندگی ...طاقت
اوردم ...
میان خشم تو ...از سکوت من ...تنها سایه ای گذشت !!!
دو:
می رفتی چون وانت نیسان ابی رنگ و مرا یاد شعر می
انداختی ...
انگار پشت تو نوشته بود:
رفیق بی کلک ...مامی !!!
سه:
دوستت دارم و دوست داشتنت گناه نیست ...
گناه دوست داشتن ات ...این بود که:تو دیگر ظرفیت اش را
نداشتی !!!
چهار:
پول کثیف ...میان دست های عرق کرده ات چروک بود ...
بوسیدمش ...دانشگاه این روزها ارزش این پول هارا ندارد
...پدر!!!
پنج:
عشق تو را قورت می دهم ...مثل قرص ...
برای دل قرص من ...قرص تو ...شفاست ..شفا !!!
شش:
مزار شش گوشه ات باور نکردنی ست ...
دنیای شیعه ولی باور می کندش ...هم شفا بخشی و هم جای
خدا!!!...
هفت:
سند بزنم چشم خودم را به نام تو ...
از بس نشسته ای و نمی روی از زیر پلک من ...
هشت:
ترامپ اشک ریخت از خنده که دنیا خراب ماست ...
امد پرزیدنت شد و دید ...دنیا به کجایش گرفته ...
ادامه مطلب یک:تعبیرخواب برف ...آفتاب بود ...آنقدر سبک پاشد ...که رفت روبروی کوه ایستاد!!!دو:طلا در تاریخ آمریکا وکشورهای غربی مهم است ...هرچند عمر آمریکا به مکتب اقتصادی مر کانتلیستها نمی رسد ولی کلا اسپانیش ها به ذخیره ی طلا اعتقاد داشتند و بعد از آن که قدرتشان دراروپا به تجارتگرانی چون هلند و انگلیس رسید ازهم پاشیدند چون تجارتگران به سرمایه گذاری اعتقاد داشتند و بهمین دلیل جیمز وات یک شبه باچیزی به نام "بخار"انقلاب صنعتی را فراهم دید و دیگرچه وچه تا استعمار ..............کلا همه ی این ها یادم آمد به خاطر جک لندن !و کتاب هایش که خاطره جستجو گران طلا و سگ هایشان بود ...سگ های سورتمه بری که جستجو گران طلا بدون ان ها در سرزمین های شمالی آینده ای نداشتند ...یک سگ هم به نام سپید دندان بینشان بود ...........!!!سه:غم تورا از روزی که خورده ام ...پیرم!به روزه نیست ...قلبم به تیر تو ...خون می خورد ...چهار:بی...
ادامه مطلب