در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «این» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : نکن کاری که پا برسنگت آیو .....جهان با این فراخی تنگت آیو! و مردن آن طرف سیم ها ...مردن این طرف سیم ها ... مردن روی کاغذهای کاهی ...مردن توی فیلم! و نشد عراقِ غمت را بگریم از دل و جان ...بدل به آه کنم این شکسته حالی را... و میخانه در آدرس های اینترنتی دم دست نیست ... برای مست شدن باید جستجو کنید !!! و می بوسمت و تمام این بی اخلاقی را ...از باران آموخته ام ...ببخش! و سیب در زمین نایاب است و ما این را می دانیم ...شیطان عزیز گولت را نمی خوریم و دربهشت می مانیم و ماجراهای من و استاد ! یا ...اینکه چط
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید
یک:بوسیدن دستان عشق؛ رسم قدیم نیست ....!
درحال حاضر اما؛ عشق قدیم هست!....
دو:
می آمدم
و تو ...
باور این بودی که" نیامدنی هست"!
و دیگران ؛ مرا ؛ در عریانی باورم
با " بابا طاهر"
بدرقه می کردند!
این چه دردی ست که
" همه می دانند " و از دانستنش ؛ دوری می کنند!
و من می دانم که نمی دانمش!
سه:
بوی پای تورا؛ پای "گل رز "...
&...
ادامه مطلب یک:
غرور رفت از زانوانم و افتادم به پایت ...
درحالت سجده ...تو مرا خاک نکردی ...
دو:
می رفتی و من در آن لحظه ی خاص ...پیر بودم ...
تو جوان!به اینده می خندیدی و من ... به قبر!
سه:
بیدارم ...
توی عکس کو...
ادامه مطلب یک:
موضوع:سپیدی موی من و سیاهی موی تو نیست ...
موضوع:دلی ست که جوان تر از سر من فکر می کند!
دو:
ثروتم توی دوچشم تو "هیچ " بود ...
دنیا دنیا واژه که " هیچ" عشق آورده ام به پای تو ...
سه:
صدای قلب تو دا...
ادامه مطلب یک:
سد چشم تورا شکسته ام ... با رویا ...
رهایم مکن درواقعیت تلخ ؛ تنهائی خودم!
دو:
اشتباه نبود مرگ من ... میان دستهای تو؟
چنان مردم که دوباره به زندگی امید وار شدم!
سه:
کبوتر چشم مرا حبس کن توی نگات ....
ادامه مطلب یک:
بستی دو چشم مرا و بردیم به خاطره ...
انگار من بی دو چشم ...به خاطره نمی روم!
دو:
اسکناس دو چشمت برای من قیمت نداشت ...
دو پا کردی توی کفش!که ما ..." دلارها " هستیم!!!
سه:
قلب سوخت و اندام دیگری مس...
ادامه مطلب یک:
حواسم نبود که تو از زندگی من رفتی ...
صدازدم لیلی !و سکوت خشمگین مرا بلعید...
دو:
روی تارهای سه تار خوتبیده بود شعر عریان!
تو اشک می ریختی و دیگران از کنار غمش ...می گذشتند!
سه:
مرده بودم و دیگر ...
ادامه مطلب یک:
عروسک تنم شکسته شد و گریه ام نیامد هیچ ...
کودک روزگار بازم م یخواست ...برای بازیچه!
دو:
انبوه حرف هایم ...کلوچه شد و باز نخوردی ...
چه کنم درد دلم را ...که باز خوردش نیست!
سه:
امکانات ندارم برای...
ادامه مطلب یک:
درفرا سوی خوا بهایم ...بهشتی نیست که ...با تو نباشم ...
بهشت کو که تو آنجا ...درآغوش من ...نیستی!
دو:
قدر من نمیدانی و...می سوزانی ام به قدر...
به قدر کبریت هم ... قدر آتش سوزان ... ندانیم!
سه:
م...
ادامه مطلب یک:
ای غم تو ... به جان من دارو ...
کم نیست غمت تا ...
مرا از شفا بکشد!...
دو:
خندیدی و ده تا سیب هم آورددم ...
تمام همسایه ها می دانستند که باغ ما ... سیب نداشت!
سه:
چشم هایت بلند گوی عشق ما هستند ....
ادامه مطلب یک:
دزدیده ای حواس مرا و انگار بی هیچ ذهنی ...
پشت فرمان ام و بارش باران ...
چشم تر دارم!
دو:
اگر تو مرا نکشته ای پس میان انگشت های تو ...موی من چرا؟
یا بوی عطر من اگر میان دست های توست...من هنوز زند...
ادامه مطلب یک:
غریب در سرزمین تو ... می گشت چشمانم ...
" گزید" تصویر مردی که ... دستهایش پراز دعا بود!
دو:
یوسفا! نمی خواهمت دگرو ... لعنت به نقشه های زلیخا!
هزار زن مصری با ترنج و چاقو ... در نقشه های زلیخایند...
ادامه مطلب یک:درس را باختم و یکسال دگر افتادم ...چون نوشتم " بد" یکسال دگر افتادم ...آمدم تا بنویسم " نو" و از تو یک بت ...دیدم از سال خدا میلیارد عمر گرفتم ...مردود!دو:میان من و خودت آورده ای هزار میانجی ...که من گریبان تو را رها کنم ...هزار میانجی گریبان تو را گرفته اند...." که تا به حال کجا بودی؟"من از گریبان تو " اصلا آویزان بودم؟"!!!سه:شاه کربلا حسین(ع) شاهزاده ه...
ادامه مطلب یک:
درکلاس های درس ...همیشه یک لیلا هست ...
که یک دیوانه...به نام عشق که کتاب ها سوژه اش کند!
دو:
روی کارتون ها می خوابند و خواب هایشان رنگی ست ...
روی تخت های اسکناس !فردا چک ها ...مزاحم خوابند!....
سه:
با تو آسمان قهرم!چه رازها که از باران می دانستی ...
ولی !مرا سال ها در خشک سالی ...ادب کردی !
چهار:
وموهای تورا کندم ...ومیان مشت هایم فشردم ...
چه عشق ...
ادامه مطلب یک:ماه وزید از پنجره داخل و من هنوز ...در آغوش تو بودم حافظ غزل پرداز !...دو:درد می پیچید در سینه ام که چرا تو با یار دگر می رفتی ...ناگه یار تو فریاد زد: از زندگی من بیرون " سگ"!!!...ناله کردم که چگونه است تقسیم عشق ...آن که برای من شیرین است ...برای یار تو فرهادش ..." سگ"؟!!!سه:نالید باد درون کوچه و برگ های دفترم باز بود ...درعاقبت از عناصر طبیعت یکی پیداش...
ادامه مطلب یک:درریختم جام خویش را به کام خویش ...سوختم ...از آتش و نگفتم طعم عشق تو ...دو:کوبیدی به در و بی بهانه آمدی ...بهار!...قربان سادگی و خاکی بودنت...سه:روی میز 4 فنجان و سه نفر زنده بودیم ...چهارمی بودی که مرده بودی و ...قهوه قاجاری هنوز ته نکشیده ...مانده بودیم دلیل چیست و کدام قاتل!!!به تو نگاه گردیم که دیگر حلقه ی ازدواج نداشتی !!!چهار:کناردریا هزار موج ریخ...
ادامه مطلب یک:بسوز قلبم ...با این حال که سوختن تو بی اثر است ...!ولی همین که احساس درد می کنی ...برای من کافی ست ...!دو:سوگند شکستی که بگویی واجب ...بالاتر واجب به عمل آوردی ...تو اگر واجب شناس بودی ...قبلا ...به سوگند وفا می کردی ...!سه:ودر سرزمین کلاغها ...پرنده ای زیبا نیست ...چون ملکه ی حسادت !...قبلا بالاتر از سیاهی رنگی نساخته است !!!...
چهار:یک روز شکستم و صدای...
ادامه مطلب یک:
فروختم ...جاده ی عشق را و میلیاردها بردم ...
به من چه؟ که میلیون ها عاشق ...معشوق خودرا گم بکنند!!!
دو:
کفش هایت را ...کلاغ پر!
رد پاهایت را ...کلاغ پر!
ودرشعرهای من ...نامت را ...کلاغ پر!
سه:
مرد بودی و سیبیل داشتی و خنده رو!به به ...
ایول به من!که نشانه های مردیت مرا ...فریب نداد!
چهار:
ودختر گل فروش محل از حسودی مرد!
از بس که خریدند گل هایش را ورفتند سر قرار!
پنج:
روی گیسوی شب دانه های اکلیلی ...
من فوت می کنم که بپرند آسمان!
شش:
مزار شش گوشه ات طلا طلاست ...
من زر پرست واقعیم!خدای طلا کجاست؟!...
هفت:
کفن پوشیده زمین از برف ...خدایا بهارکو؟...
آن گونه سرخ سالمند جوان کجاست؟
هشت:
ترومپ!
می روی تعطیلات و یادت می افتد که نژاد تو ...
آنقدر برتر است که خفه کنی دیگران!
نه:
جیمز باند:
اوه !آقای پزو!چند سال بود شنارو ندیده بودم ...بانو بنز الملوک چطورن؟
بابا پژو:
اوکی اوکی اوکی !بچه ها...
ادامه مطلب یک:لبخند تو همان بود که درغیبت من ...زدی؟!این همه گریه که داشتی ...آغوش من چرا؟دو:دست بردم میان برگ های دفترم ...صد یوسف امد به دیدار ...انگار چاه بود!سه:شکستی قلب شیشه را و بااین حال نشکست ...عکس من و مهتاب که در برکه باهم بودیم !!!...چهار:ای صد هزار عشق ای سپاه مکرر عشق ای مهدی (ع)انتظار نداری که ما صدهزار سال دیگر به عشق شما زنده نباشیم؟!پنج:وپلاک کوچه به نام بهشت ...وشاخه های یاس ....سرافکنده ...ودیوار ترک ترک ...ودرخانه ی شما سپید ...من آمدم ...از خستگی جان خود صدبار ...واز سوراخ کلید رد شدم !وتورا دیدم که داشتی موهای دخترانت را باهمان شعر قدیمی شانه می کردی :عروسک من ...چشماتو با کن ...وقتی که شب شد اونوقت لالا کن !....شش:مزار شش گوشه ات برای من آخر جهان است یا حسین(ع)آن جا که سربریده ایستاده ای ....کجا می روی از یاد؟...هفت:درمان من ...لب تو بود که بسته بود به حرف...آن یار دیگری که ...
ادامه مطلب یک:
روی مزار من ...گل ها گذاشتی ...
صد حسرت از موی من ...که یکی گل در انتظار ...
دو:
برای گناهکاری مثل تو ...شراب فراموشی ست ...
من پاکدامن!چرا ...با تو نوشیدن پیاله ها!!!
سه:
می روم پشتم به خلوت کوچه است ...
با صدهزار امید که ...پیش روی ماست ...
چهار:
خون خواستی و ندادمت چون نمی خورد ...
گروه خونی من با گروه خونی تو !!!
پنج:
با سفر مرا سوزاندی و عشق مان به صفر رسید اما ...
به فکر بی محلی به تو از سفر هستم !!!
شش:
مزار شش گوشه ات آرزوی دست ماست ...
کجا شویم چو عباس (ع)که بی دست بیائیم ...
هفت:
دویدم واز حادثه ها گریختم و عاقبت پیداشد ...
بدبختی درجیب من بود!مثل پول تقلبی !!!
هشت:
ترومپ!
از تعطیلات فرداکه بیائی دنیا تعطیل است!!!
ببین که ما چطور به گورتو لطمه می زنیم!!!
نه:
پراید:
مامان جون!با بچه ها اومدیم خدافظی !
مامان بنز:
ایشالا شمال دیگه؟
پراید:
نه متاسفانه داریم کلا می ریم دوبی !...
ادامه مطلب یک:
دوست داشتم به قلبم برسانم صدای عشق تو را ...
چه هیاهویی!هرکسی داشت برای دل خود ...نوا می کرد!
دو:
وچه برقی داشت چشمهایت ...
وچه سیاه تیره ای بود ...
خودم را گم کردم !وگفتم:"آآآآآآززززززززادددددددیییییییییی"!!!
سه:
بین شکلات های سوغاتی ...
شیری و تلخ و توت فرنگی ...
"بی تفاوتی موجود بود"
می دانی!...که قند دارم؟
همه را بخشیدم به آن هایی که تو را می دیدند ...
قندشان می افتاد!!!
چهار:
دی بود و غریبگی میان شاخه ها ...
. جمع شدن ...لوله شدن ...میان خود و خود از سرما ...
من ماه را پراز برف می دیدم!
و خدای را که خم شده بود میان بحران مرگ گنجشک ها !!!
پنج:
لوس بودی و انگشت انگشتریت سفت و محکم فشرده بود ...
رفتیم و درآوردیم انگشتررا به زور ...
18 سال نامزدی !بس ات نبود؟
شش:
مزار شش گوشه ات مرا یاد فاطمه (س)انداخت ...
و آن حس مادری که پای فرزند خویش می بوسید ...
هفت:
بکش یک وعده ی دیگر!
برای...
ادامه مطلب یک:
نور خرابات چه دیر امد ومن ...
درشناسایی تو ...تفاوت بین ماه و دایره زنگی را ندانستم!!!
دو:
تدبیر ندانستم که بعد دیدن تو ....
مردم از قلب و بعد سال ها بلد نیستم ...زندگی !
سه:
چه حالی بود که بین پائیز و زمستان جدایی افتاد ...
بگذار سرما بیاد !
مگر چه می شود که بدانند بین تابستان و پائیز چه سردی ها شد!!!
چهار:
درخلوت من پای گذاشتی ای شمع....
شرمنده از آنم که نو رماه از خاطر من رفت ....
پنج:
ای کلاه شب!سردم نیست!
فقط با اجازه ی خورشید امشب بامنی!!!
شش:
مزار شش گوشه ات را پاک پاک پاک ...
هیچ الودگی نیست ...همه غسل شهادت داریم ...
هفت:
بوسهی تو ای مار رود ...نمی نوشم و صد سال ...
از تشنگی اگر به خود بپیچم ...حلال من!
هشت:
ترومپ!با دست اگه دنیارو گرفتی ول نکن ...
اگه ما بیفتیم بهرحال مجبور میشی ...خم شی!!!
نه:
بوگاتی:
پراید پاشو بریم بابا پژو ناراحته...
بابا پژو:
نه!دخترم!چرا ناراحت باشم...
ادامه مطلب یک:
سلام یا مهدی (ع)که به انتظار تو تاریخ ...
نشسته بود و می نشیند و خواهد نشست ...و...ماهم!
دو:
تو می ایی ..
آن جا که قرار است زمان زنده بماند ...
و کشیدنفس هایش ...مدیون توست ...
چه انتظار عشق خوش است؟
همه مان داریم !
خوشا!که درپیری هم به عشق تو...
ودر مرگ هم به عشق تو ...
افتخارهست ...
سه:
بوی تو درنفسم پیچید و ذهنم باز شد ...
صد پنجره دیدم که رو به باغ خدا ...منتظر صبح ...
چهار:
توی چشمانت نه سبزبود و ونه آبی ...
هرچه دست و پا می زدم ...من سیاه بودم و تو ...سبز آبی !!!
پنج:
کشتی مرا و کشتن بی گناه خطاست ...
ای گناهکار ! می بخشمت !فقط برگرد محل جنایتت!
شش:
مزار شش گوشه ات جای صاحب الزمان است امشب ...
یا جدا!سلام ما برسان که از راه دور مخلص ...هر دوئیم...
هفت:
ای بوسه ی خدا !مهربانی ....
ادامه مطلب یک:
باز از پنجره آمده ای میان چشم خلق الله ...
درها همه باز است ...با خصلت پرنده گی تو چه کنیم؟
دو:
سند قلب تو را هم زده اند به نام پری؟
من آدمم!چگون دلم را به این عشق را ضی کنم ؟"تو بگو"
سه:
وارد ایستگاه قطار شدیم با یک چمدان...
و
پیراهن هایمان را ریخته بود"م"توی دلش!
سنگین بود و تو برداشتی و بعد ...
از میان جمع از پن جره قطار با من خداحافظی کردی ...
...
می رسی!
وبعد میبینی تمام عطرهای من!
تو را درغربت رها نخواهند کرد...
"موازی"!
چهار:
توی سی دی و فلش ...فیلم شدیم ...
عیب تو این بود مهندس!
مجازی را با خودت توی شهر ...گرداندی!
پنج:
صدمه به من می زدی و کسی خبردار نبود!
یک شب ترانه پخش می شد و خواننده
گفت:
ما با خبریم!از درد تو...
هزار مثل تو هست ...چه کار کنیم؟!!!
شش:
مزار شش گوشه ات س...
ادامه مطلب یک:
ابراهیمم و تبر دست خودم...
لابدم !...بت خودمم ...باید شکنم تن خودرا!
دو:
شکستم تن خودرا و هیزم کردم!
صدحیف که من با فکر تنور نان!
به خاطر گرمایش ویلای شما ...بد سوختم!
سه:
از دندان تو مثل سیم اویزان بود !!!
حرف جدایی از من ...که آخرش هم گفتی!
...
ادامه مطلب یک:
من از درون تو چه خبر دارم ...ای بی خبر از من ...!
آن قد رکه از چشم تو افتادن ...کارمن نیست!!!
دو:
دیگر چه پوستی...کلفت تر از پوست من؟
جناب کرگدن آمد و زیر پای من پوست انداخت ...
سه:
من پرچن عشق تو را برداشتم و از دست افتادم ...
اگر عباسم(ع)...ای...
ادامه مطلب یک:
چاقوی ضامن دار رفت باز میان قلب من ...
ضامن شدی رضا(ع)رضا(ع)...من بازگشتم از دو مرگ !!!
"برای امیر"
دو:
باز گردم به عقب باز تورا می بینم! دسته گلی آمده ای سوی من و می خندی....
سه:
فرصت داشتی...برای رفتن ...
چمدان هایت را انداختی...داخل سطل زبال...
ادامه مطلب یک: چرخیدن آسیاب چشم تو ...
له می کند ...آن قلب سیاهم ...که به عشق تو راضی نیست!!!
دو:
برق از آسمان چشم تو گذشت ...
یک لحظه نور شد ...
ومن درکل سیاهی های چشم تو ...
یک ریشه خون دیدم !!!
سه:
درغمت شریکم بدان ای یوسف کنعانی ...
که به خاطر یک هوس آنی ...
چندین سال بی پدر گذشت !!!
چهار:
بوی خون پیچیده بود در خانه ...
ریخته بودی خون خروس جنگی مان ...تا خوش یمن بیائیم ...
پنج:
کاش موی تورا از ریشه می...
ادامه مطلب یک:
قهوه ی چشم تورا جرات شیر دلم نیست ...قاطی نشدم ...
یک گوشه ی قلب تو بگیرم زانوم ....بهتر نیست ؟!!!
دو:
به کشف لب تو مشغول ام هنوز ...
بگذار میان خون رگ هایم قند بیداد کند ...
سه:
فرصتم نیست که تا آخر عمر زنده باشم ...
اگرم ساعت بیداری من ...چشم تو باشد ...
چهار:
میان زباله های شهر سکوت بود...
هیچ کدام تا آن شب ندیده بودند ...
که انسانی سوخته میانشان بخوابد ...
تا فردا ...
پیدایش کنند ولابد...
ادامه مطلب یک:
در پای تخت چشم تو ...رقیب برج میلاد است ...
می روم مثل برج ازادی بنشینم روی سبز چمن !
دو:
کدام درد می توانست جای درد جدایی ...
بیاید و از قلب من مجوز ورورد بگیرد!!!؟
سه:
علی (ع)را که پسندیده اند فاطمه ها ...
قبلا به عرش خدا تصمیم ولادتش به کعبه نبود؟
چهار:
بریده ام خلعت عشق را به قامت تو ...
تو نپوشی ...تن هیچ کس را نمی پسندد قیچی من!!!
پنج:
از مرحله ی اول انتخاب تو ...که دیدن عکسم بود ..گ...
ادامه مطلب یک:
بین چشمان شما ...یک ماه بود ...نمی دید خود ...
ماکه دل باخته بودیم به آن ماه ...
می خریدیم جان دیگر وقت هر مردن خود !!!
دو:
نوشته بودخدا تقدیر مرا برای با تو ماندن ...
دیر فهمیدی !!!چون عزیز مصر شدی !!!
سه:
دلم را برده بودی یک نفس آرامشم بخشی...
که رفتی ...
دلم گم شد و دیگر کجا آرامشی ؟با خاطر...
ادامه مطلب