کاش هوا باریده باشد
یک/ وقتی که آبی بودم قطره قطره ؛ توراکه می دیدم آسمانی که به پایم نمی رسید مدادشمعی خوبی که از تو قرض گرفته بودم دیگر. نمی خواستم ؛ رنگ دیگری باشم حتی بنفش ! دو/ میان برزدم ازمیان تمام واژه ها و می خواستم خودم را رها کنم ازجمله کلیشه ای " دوستت دارم" یکهو بین دوقهوه بین دوشکلات شیری گفتم: مرا برای شستن قلم موهایت می پسندی؟ لبخند؛ لبخند؛ لبخند سه/ می بردمت و قلبم تپش داشت تاحدمرگ ؛ که سالم برگردی پشت ابرها پشت پشت کوه ها پشت درختان بلند آه؛ زیبا ...
ادامه مطلب