در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «برای» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : برای چیزی که ۵ سال دیگه ارزشی نداره، بیشتراز۵ دقیقه ، غصه نخور! و برای رقصیدن دل ... تو سینه ی چلچله ها ... تا بخوای ترانه داره! و ذهنیت خرچنگی... پراید و سفر برای انتشار کرونا! و میخانه در آدرس های اینترنتی دم دست نیست ... برای مست شدن باید جستجو کنید !!! و خنده دارترین طنز برای من گریه دار ... لبخند تو جهت دل داری بود! و دوستن داشتن عباس(س) یک چیز است و مردن برای حسین(ع) یک چیز دیگر! و بوسه هایم را گم کردم ...درست روزی که قرار بود برایت خرس بخرم ... تو کرو کودیل شدی! و به من خوبی نکن!شاید ...ب
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید
یک/
برف...
روی دست های من ،که نان بود
می رفتم!
نه اینکه نشنیده باشمت
صدای پای پیر ...!
می رفتم!
انگار
درکنار من،غروب ...
درانتظار خوشه های انگور ودوستان
لذت می برد...
دو/
بین چشمان سیاهت هزار قصه ی تلخ
گویی که نوشیدن هر قهوه ترک
 ...
ادامه مطلب یک:
پرید رنگ سحر ؛ از طاقت لیلی ...
دی شب هزار مجنون زیر تیغ عشق ... خفته بودند!
دو:
اگر " روائی" وازه ها بیانگر احساس من نیست ...
" فدائی"! بیا مقابل آئینه ها!؛ که نوبت توست!
سه:
بوی تن سوخته ام... ت...
ادامه مطلب یک:
وقت روئیدنم ... سرما زد ... تنم قبل بهار لرزید!
خندید ... هنوز زمستان نرفته بود گفت: اولین تجربه ات !.... روئیدنی!
دو:
روحم در اسانسور میان کلیدها ... یک را زد!
ارواح دیگر کشتند مرا ... سرکلید صد!...
ادامه مطلب یک:
سد چشم تورا شکسته ام ... با رویا ...
رهایم مکن درواقعیت تلخ ؛ تنهائی خودم!
دو:
اشتباه نبود مرگ من ... میان دستهای تو؟
چنان مردم که دوباره به زندگی امید وار شدم!
سه:
کبوتر چشم مرا حبس کن توی نگات ....
ادامه مطلب یک:
بریدم گیسوی خودرا از بس که نیستی!
حتی !...
دست خودم نباید می خورد به موهایم!
دو:
تولد باران... به شوری دریا پیوست ...
آنقدر آمدند که ... دنیا فهمید!
سه:
نگرانم نکن از حادثه عشق خودت ...
من نه آن م...
ادامه مطلب یک:
دریده ام پیراهن عشق را بر تنم ...که یوسفم!
پشت هم به سینه می زنم ... که یا عباس(س)...!!!
دو:
بوسیده ام تورا به حق برادرت ...انصاف نیست؟!
که نمی بوسمت تورا که حضرت ابوالفضلی...!
سه:
کمان ابروی تورا...
ادامه مطلب یک:
دروغ گفتم و خدای من فهمید...
تورا می پرستم و باید که توبه می کردم!
دو:
غریبه درشهر چشم تو ... همه نگاه...
لباس عشق به تن داشتم و برهنه نبودم!
سه:
ترک مدرسه کردم یک روز و هزار سال گذشت ...
برگشتم و...
ادامه مطلب یک:
سرباز جنگ تو با دیگرانیم ... که قلب شان ...
برای تیر خوردن از من و تو ... آماده است !
دو:
باران توی چشم تو می رقصید و آتش زیر پایش ...
آتش گرفته ام که درون چشم من ... خشک سالی ست!
سه:
بوی کیف تو...
ادامه مطلب یک:
درون قلب مرا جسته ای که ..." عشقت نیست"...
نگو که هیچ خودت هم ... از عشق ... بویی نمی بری!!!
دو:
کشته ای مرا وروی جسد چشمم قدم می زنی ...
دوستت ...
ادامه مطلب یک:
بیرون دریای چشم تو ...هلاکم !
مشغول جان دادن می شوم و ساحل ...می خندد!
دو:
دریغ ! شیطان به معجزه آگاه نیست ...
تولد یک کتاب اسمانی ... جگرش را خراش داد ...
سه:
گناه اگر این است که دست های تو مال من باشد ...
نمی خرم به جهنم! صبر می کنم به بی دستی ...
چهار:
چاقوی شما توی قلبم پیچید ...
جاده ی رگ هایم پیچید ...
مرگ مستقیم رفت...!
پنج:
آزار تو این بود که...
ادامه مطلب (پوستر فیلمایی رو انتخاب کردم که جزو بهترین فیلمای اجتماعی درسال های گذشته بودن...)یک:درگوش نسیم خوانده بودی ...عشق من ...درگوش نسیم !می دانی؟ببین تو دیگر کیستی؟!دو:به آغوش باز آسمان حسادت می کنی ...کبوتر من!انگار اغوش باز من ...کم ات است؟...سه:قفل قفس قورت می دهی و زنجیر پاره می کنی!از بس نشسته ای ...و به ازادی فکر می کنی ...گنجشک غرغرو!چهار:بیرون شهر 4چها...
ادامه مطلب یک:دریافتم که بی تو هیچم ...هیچ!گرچه کنارتو هم ...هیچ ...درهیچم!...دو:ویک تومان ارزشی ندارد وهیچ ...ولی هست !آنقدر هیچ که مقابل دلار بایستد و بگویند ...پنج هزار و دویست!سه:قدر تو ندانستم و تو گذاشتی و رفتی ...و در آئین مرده پرستی !هزار بار قهرمان بودم!چنان گریستم که ...برگشتی!
چهار:وروی کت تو ...یک بوسه بودم ...نه جای رژ لب!....هیچ نشانه ای از من نبود...دوست...
ادامه مطلب یک:سربه بیابان زده ام ...که دیگر بیابان نیست!...صدها مثل من ...آواره ی امثال تو دارد ...گریخته!...دو:اگر بخندی به حال من ...دلم می لرزد و باز عاشقم..." دلقک ندیده ای؟!!!"سه:بت می پرستم و به بت پرستی امثال من ...شک نکن!روزی چند بت خراب می کنیم و...درنهایت ...درجستجوی خدائیم!
چهار:روی شانه های من نشست قاصدک ...تا به دست بیاورم ...رفت...مثل تمام شانس های زندگی...
ادامه مطلب یک:نوشته ای سرنوشت مرا جوری که خدای بلد نبود!" مرگ زود رس و پیری و بیماری" از عشق تو ...فقط همین!دو:می خواستی در بیابان ها حتی کویر ها ...لیلی ...ملکه باشد!سیاست بلد نبودی!...داستان لیلی ...عشقی شد!سه:درکارخانه کسی نبود ...جز من کارگر!سوخته بودم و ساخته بودم از عشق مهندسی!تمام دستگاه هارا شستم !و برق انداختم!...تا فردا ...خانم مهندس وسواسی!...ونامه نوشتم و ر...
ادامه مطلب یک:غروب شد و درانتهای روشنی ...چراغ افروختند ...من و تو پای برهنه می رفتیم و اشتغال ذهنمان ...خارهایی بود که نباید به پاهامان ...می رفتند!!!دو:چرا دست از قلب من نمی کشی ؟!چقدر احیا؟من مانده بودم سالها بی قلب و تو ...این را نمی دانستی؟!سه:کاشتی میان گل های دیگر و نامت شب بود ...درتیره گی شب جوانه زدم ...ومردم بلند بلند گفتند:یک آفتابگردان دیگر!!!!چهار:سرخ شدم ونام قبلیم رزبود ...چه خوب محمدی!اگر قرار است که کعبهرا با عطر من شستشو دهند!پنج:ای علی(ع) سوختنم می اید ...در...دلم سوختنم می آید ...چه کسی گفت :که از فاطمه (س) جان دور شدی ...از سخن های بی ریشه ...دروغ ...بدم می آید ...شش:مزار شش گوشه ات را این روزهای تلخ ...می بوسم وفدات که فرزند عشق منی...از فاطمه هستی(س)هفت:ودمپائی توی ریگزار ...ومی رفتی با تاول !وکورشدی از نور!گم شدی !بی خیال!...شهر همین است !اگر اعتقاد ما کمک به امثال تو ...نبا...
ادامه مطلب یک:
باز شد دست من و بخشیدم دین تو را ...
نشکن زین پس ازاین تن ...تو دگر جامی را!
دو:
شکر از چشم تو ریخت و نگاهی شیرین ...
سوی من کردی و مژگان همگی قند شدند ...
سه:
باغ در اندوه از دست دادن شکوفه بود ...
این زمستان ناهنگام ...
که نیامد تا....
یخ شوند نو شکفته های شاخه ها ...
آه من!گرم نیست تا بزند وکمرراست نکند زمستان!
چه حیف!
چهار:
روی من انداختند دست تورا ...
وا مصیبت!کاش دستان خودم بود...آن بهاری دستها!
پنج:
کوچ می کردند ابرها از فضای آسمان ...
دنیا دیگر هوای ناز باران را نداشت!
شش:
مزار شش گوشه ات در آغوش من گذاشت:
آن حال و هوای دمشقی مزار زینب سلام الله ...
هفت:
شک کن به خنده های من که همه از عمق شادی اند!
شاید که غصه ها به سرزمین خنده ها رسیده اند ...
هشت:
ترومپ!بگویمت که جهان جای بد نبود ...
امثال تو به چشم بد نگاه می کنند مرا!!!
نه:
بابا پزو:
بنزی اون پیرن صورتی ات رو بپوش که ت...
ادامه مطلب یک:
سربه خیابان های شلوغ می زنم ...
شاید میان جمع بسیار ...باز یک چهره شبیه تو ...ببینم همین!
دو:
چقدرگفتم با من بیا و نیامدی ...
حال که من روحم !از زنده بودن خود خش حالی؟!!!
سه:
کنایه زد گونه یتبدار تو به یک گلسرخ!
همه دیدیم که گلبرگ های او ...سپید شد!!!
چهار:
ساختی از من مجسمه ای و بالای یک کمد ...
صدبار افتخار کردی ومن در آشپزخانه کارگر بودم!
پنج:
چشم هایم را فروختم به میلیارد تومن که چشم تو ...
یک لحظه باز شود تا ببینی که من میلیاردرم وکور!
شش:
مزار شش گوشه ات را عطر ایمان پرنکرد؟!
صد هزار شکر که مومنان عاشق ولایت تو ...فراوانند...
هفت:
کنار جاده گردویم!وتوی شیشه منتظر دستانت!
که بلندم کنی جلوی مشتریان ....لابه لای شلوغی جاده ...مزمزه ام کنی !
هشت:
ترومپ!خشته شدیم و نشدی خسته از دشمنی خویش ...
اشکال ندارد اگر برگردی که ما رفته ایم ولایت !
نه:
پورشه:
مامان بزرگینو!من بلاتون یه شال...
ادامه مطلب یک:
درتنگنای آغوش تو مردم!
ای آه ...از تنگی قبر ...که آغوش تو نیست...
دو:
درخت افتاد و مرد!
وهزار پرنده بی خانه شدند ...
هیزم فروش !تبرش را فروخت و...
با پول بیمه !هزار خانه ی پرنده ساخت !
سه:
میان دریاچه های نمک ...می سوزم از بی ابی!
من آن ماهی دریاچه ی شیرین بودم !...
که در کام ماهی خوار داشتم می پریدم ...
افتادم!!!
چهار:
مرا دربیاور از توی قوطی شانست!
هزار تک تومنی ومن!یا چند میلیارد و یا هزار تومن!
پنج:
بس نبود که می خواستی با بولدزر خراب کنی؟
کلنگ هم نتوانستی بلند کنی!!!
شش:
مزار شش گوشه ات جای خاک پرستان نیست!
که صدهزار شهید هنگام زندگی دست تورا بوسیدند...
ببخشید نوشته بودم پاکشد
هفت:
التماسم نکن که بمانی و من نگه دارمت...
با این عشق جز سرای سالمندان جایی دگر نخوای رفت ...
هشت:
تروم...
ادامه مطلب یک:
جداشد از من آن محبت قدیم و رفت به خاطره ...
به حالت بخار قطره ی باران پشت شیشه بود ...عشق تو ...
دو:
هرچه شمس هست به یک مولوی نمی رسد ...
درعشق خدای قویترین شاعر کائنات می شود ...
سه:
بیرونم کن از دلت و بیندازم کنار موزه ها ...
بگذار هنر مندان شهر بدانند که دستاورد عشق ما ...چه بوده است ...
چهار:
گلوله سینه را پاره کرد و هیچ هم نشد ...
جز اینکه به آمار خواستگاران مرده ی تو یکی اضافه کردند ...
پنج:
سلام ای واژه ی بیداری سحر ...
ای آن مرحله ای صبح که هیچ گاه ندیدمت!!!
شش:
مزار شش گوشه ات را به خواب دیدم ولی ...
ازآن چه دربیداری دیده ام درحیرتم هنوز ...
هفت:
موی نازک تو پیچ خورد روی شان...
ادامه مطلب یک:
وای که من ...روسیاه روی سپید تو...
آن جا که نزد خدا...حساب عاشقی رو شود ...
دو:
صدای خوردن دندان هایم به هم ...همین تابستان !
چقدر لرزیده ام به تن ...اگرم آبرو پیش تو ...ببرند!
سه:
چقدر خواب که عاقبت به خواب می رود زندگی من !
ولی کدام خواب ؟که رویایش دیدار روی تو ...
چهار:
کنار دریا افتابه م...
ادامه مطلب یک:
خنده از روی لبم می شست مرده شور و نمی رفت !!!
انگار خدای ...خنده ی من را ندیده بود ...هیچ گاه !!!
دو:
تو را دوست داشتن آغوش می خواست که من نداشتم ...
رفتم ان قدر دعا کردم که ...خدایک اغوش مهربان تراز من ...نصیب تو کرد ...
شه:
اگر بسوزم هم جنگل قلبم نمی شود تمام ...
چقدر درخت درون من هست که اد...
ادامه مطلب یک:
بهارار قورت بده و توی نفس هایت بخور!
برات خوب است اگر ریه هات سبز شود!!!
دو:
یک جنایت دیگر مرتکب شدی و یک لاله را کشتی ...
تو جنبه نداری ...به پارک لاله نرو!جوگیر می شوی !!!
سه:
برق از چشم های تو گرفته ام تا تاریکی چشمانم ...
به نور بیفتد و صورت چون ماه تو ...ببینم!!!
چهار:
خیلی قوی بودم که وق...
ادامه مطلب یک:تشنگی ...احساس قوی به نوشیدن است ...چه بنوشیم ؟"هم"مهم است ...عرق شرم که خدا نکند....دو:برگ آهسته نوشید قطره های شبنم را ...تا جان گیاهیش ...می رفت ...طعم پاکی قطره ...سه:عباس (ع)سرش را که بلند کرد ...یک شکاف بزرگ میان ابرها بود...لب تب کرده اش که خون می خورد ...قطره قطره ...دل زهرائیش ...حسینی بود ...چهار:یوسف!برای خنده هم شده ...مرا صداکن ...ببین ...میان داستان گم شدنت ...چطور پیدایت کرده ام!پنج:جنگ یک عباس دارد و بس ...کدام دشمن است که نداند برادر حسین ...کیست؟!شش:سرت روی زانوان من است ...تا جان بدهی !"عشق را پایان نیست"...من که را پیدا کنم که زانوانش به محکمی من باشد؟!هفت:تشنه مرد...
ادامه مطلب یک:رنگ مرگ برای ما سبز است ...ما برای مردن سبز است ...که سیاه می پوشیم ...!!!دو:عشق را اگر سیاه بنویسی بازهم عشق است ..."نفرت دو روزه است "برای عشق یک عمر سیاه پوشی کم نیست؟!سه:بیمارم و پزشک می گرید و عاقبت معلوم نیست!...ای وای !من بمیرم ...تو عاشق که هاشوی "دکتر"!!!چهار:به سینه کوفتن ...خود آزاری ست؟...دیگر سوزن "تتو"تا روی نخاع برود تا دالایی لاما درتبت شاد باشد ...بدون درد!!!...پنج:می بوسم آن چه را که ازتو بدستم رسیده است ...دیشب " قند و نمک " بود ..."قسمت "یا امام رضا(ع)...شش:حسین (ع)...را تکه تکه کن ...روشت جاهلیت است ...جدش آمد تا که خدای را نشان دهد ...60 سال بعد کوربودی ...امیه جان!هف...
ادامه مطلب