بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «بود» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : دوستت دارم هنوزم ،هرچند معرفت درتو ازابتدا مرده بود .... و بیرون از داخل من یک تفاوت داشت، تنهاتر بودم و کسی نمی دانست! و آزادی شلوغ بود ؛ اما از سمت اکباتان پرنده پر نمی زد! و " میم" واژه ی مالکیتم بود ... خوردمش! وقتی مالک " تو" نبودم! و امتحانم کردی به مردن یوسف! ... دیدی که من بلدبودم! ندیدن غم دوران ها!!! و قدیم ها ... توی بستنی ها خامه بود!الان خدا می داند! و یاشیما...فوکوشیما ... واندرزهای ویل اسمیت درباره ی جهانی که ... به زور هم نابود نمی شود! و خنده دارترین طنز برای من گریه دار ... لبخ

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید

دوستت دارم هنوزم ،هرچند معرفت درتو ازابتدا مرده بود ....

یک/ بی تابی نکرده ام ،ازرفتن شما                حتی خوابیده ام ... کنار ساحل دریا! اما درون خالی من پر نمی شود              چون نیستید،نیستید دیگر بین ما.... درحس مرگ هم تجربه هستم ،با شما                    هم درسکوت ،هم دربیان نکردن دردها! چندسال،چندسال طول می کشد؟                 بیرون نرفتن ازغم و خالی شدن ؟                                                             خدا! دو/ بیرونم بینداز از دوچشمت  ازآن خاکستر سردسیه پوش... بده جرات به قلبت  دشمنم باش! بزن تیرهلاکت...

ادامه مطلب

بیرون از داخل من یک تفاوت داشت، تنهاتر بودم و کسی نمی دانست!

یک/ روی برف...              چندان که سکوت هیچ نلغزد             می روم! درون باغ، هزارشاه می گرید                و ،اشک من.. تا بیرون باغ، و هم همه ی خودروها                               از شوق ، جدائی هاست! دو/ زمانی که ...         پیراهن کهنه ات بودم                     داخل هر کمد ،جایم بود! شکافتی ! کاموا گران شده بود ،تا ببافیم ... که دوباره تا بهارت  ندیده باشم حتی کمدی! سه/ پریروز  بربلندای کوهی مه می خوردیم  و  توی آش مان ،پیاز داغ غش غش می خندید! دیروز  هوانبود! گاز ،اسید می خوردیم و الویه توی تاکسی.. س...

ادامه مطلب

آزادی شلوغ بود ؛ اما از سمت اکباتان پرنده پر نمی زد!

یک/از خواب نارس ظهر                      خشمگین!                         از نرسیدن به پایان چنگ می زنم به هندوانه ی خنک!       وهم چنان که درونم را ...      آرام آرام ؛ می پذیرم ... که گاهی نیمه تمام ؛ تمام است! دو/ شادی درمن برآشفت                        از غمی که نمی خوابید...                          ...

ادامه مطلب

" میم" واژه ی مالکیتم بود ... خوردمش! وقتی مالک " تو" نبودم!

یک: پس از دویدنم ... توی گوش دیوار !... " لیلا وار"! افتادی به خواب ... ولی دیگر..." سایه " می دیدی! دو: روی تخت ... گلبرگ های " رز" خشکیده ... از گرمای بی تنفس اتاق ! " آدم کو"؟! درخانه های رفته از ع...

ادامه مطلب

امتحانم کردی به مردن یوسف! ... دیدی که من بلدبودم! ندیدن غم دوران ها!!!

یک: فراموشم!درهزار توی واژه های تو ... " مثلا عشق"! یم اسم خاصم ... که میان اسامی عام... " انتظار می کشم"! دو: بوس غایب شد و " لیلی" در انتقام! از خود کتاب در آورد و نوشت :" جریمه هام"! البته مدرس منک...

ادامه مطلب

قدیم ها ... توی بستنی ها خامه بود!الان خدا می داند!

یک: فریب عشق تورا خوردم و برده ی تو ... فروختیم به بازار شعر که ... سود نداشت! دو: میان مرگ لذت رفتن از تو مرا کشت ... چرا که مانده بودم و... تو توی فضای دیگری ... سه: برق دستهای تو رفت بین استخوانهای...

ادامه مطلب

یاشیما...فوکوشیما ... واندرزهای ویل اسمیت درباره ی جهانی که ... به زور هم نابود نمی شود!

یک: نشد که دست من از سرنوشت تو ...کوتاه! نوشتمت که ...افسانه ها شوی ... فردا! دو: توی سرم صدای آبشار بودوخدا ... نمی شنیدمت که صدایم کردی: لیلا! سه: دردرا که می نویسی ...خون می چکد از چشمت ... دردا که...

ادامه مطلب

خنده دارترین طنز برای من گریه دار ... لبخند تو جهت دل داری بود!

یک: بریدم گیسوی خودرا از بس که نیستی! حتی !... دست خودم نباید می خورد به موهایم! دو: تولد باران... به شوری دریا پیوست ... آنقدر آمدند که ... دنیا فهمید! سه: نگرانم نکن از حادثه عشق خودت ... من نه آن م...

ادامه مطلب

بوسه هایم را گم کردم ...درست روزی که قرار بود برایت خرس بخرم ... تو کرو کودیل شدی!

یک: دروغ گفتم و خدای من فهمید... تورا می پرستم و باید که توبه می کردم! دو: غریبه درشهر چشم تو ... همه نگاه... لباس عشق به تن داشتم و برهنه نبودم! سه: ترک مدرسه کردم یک روز و هزار سال گذشت ... برگشتم و...

ادامه مطلب

من غریبه ای بیش در وطنم نبودم ... آنگاه دانستم که فرسنگ ها دورتر مردم و کبوترها جمع شدند!

من از شما ... توقع مردن نداشتم! نان شبم به احتیاج گفتم و ... شما مردید! دو: اگر طلای درون چشم ی شما ... خرج کنم! صد سال حقوق مدرک لیسانس پیشکشم! سه: می بوسمت و انگار دنیا ... کمال پرست شده!... می دون...

ادامه مطلب

چهارراه ولی عصر یا مرا بردند به زور تئاتر ولی از من از آن جائی که زرنگ بودم ...رفتم دماوند!

یک: قلم را خوردم و اشکم در آمد ... تمام شعرهایم ...غرق بودند! دو: سوادم کو؟ نوشتنم نمی آید!...." بقو بقو"! کبو ترم که دست کم ...درهوای تو ...بال می زنم! سه: انصاف که نداشته باشی ...کشتن عشق آسان ا...

ادامه مطلب

و"برند" چشم های خمار تو شاهین بود ! ... مراکه گرفت فهمیدم ... تسلیم!

یک: کوتاهم و بلندم و هم قد شما نمی شوم ... من سایه ام ... خورشید مرا ببخش! دو: تا سقف دلم پر شده از عشق شما کو؟ دست دلتان تا که کند ... خالی از آن ...

ادامه مطلب

روی پیشانی ام داغ تو بود ... گفتند پاک نمی شود دیگر ... نشد ... راست می گفتند ...شمس من!

یک: فکرم را بریدم و چسبانده ام به عشق ... ای جان من ... روزنامه ی عشقی ندیده ای؟!... دو: کبود شد لب من ... سرد بود اندیشه ی بوسه هات ... یخ زدم از سر...

ادامه مطلب

دراین دنیا ... تنها سیب چشمهای تو بود که ...مرا آدم می کرد!!!

یک: غریب در سرزمین تو ... می گشت چشمانم ... " گزید" تصویر مردی که ... دستهایش پراز دعا بود! دو: یوسفا! نمی خواهمت دگرو ... لعنت به نقشه های زلیخا! هزار زن مصری با ترنج و چاقو ... در نقشه های زلیخایند...

ادامه مطلب

مهتاب رنج می کشید ...خودش فقیر بود آنوقت سر چهارراه داشتند عکس هایش را هزار هزار می فروختند!

یک: غریب بودم و خدای ... یاریم کرده است ... مهماندارچشم تو ... پذیرای ...من است! دو: فروختی شکوفه های بهار به میوه های بهشتی ... عجب معامله کردی ... بوی عشق و طلارا!!! سه: تبریک به موهای سیاه تو ... ...

ادامه مطلب

روی پل مانده بودیم با تصور غرق ... ماه شدیم و شناور روی آب ماندیم ...

یک: بهار روی دست فصل ها مانده بود ... اززیبائی و نمردن و شکوفه های رنگ رنگ ...! دو: کلاس درس مجنون را خریدند ... که لیلی ها کنند ترک تحصیل! سه: روح می رفت ... سوی اسمان ها که تورا دید ... درقالب یک پ...

ادامه مطلب

چشم هایم یخ زده بود و دستهایم خون نداشت ... تو با یک دختر دیگر راجع به خرید کت جدیدت حرف می زدی!

یک: ساختمت تورا و راضی ام از وجود خود ... چون کنده ام تورا از خودم ... هزار تکه از منی ... دو: دیگر به پای تو نمی رسند گرگها ... یوسفا! درحریم عشق من ... درآرامش منی ... سه: کیف تورا زده بودند ... وم...

ادامه مطلب

مرده ای غمگینم!توی خواب تو ... بیدارکه میشوی می ترسی از خروش شادمانه ی زنده بودنم!

یک: برخاسته ام از گور خود ای نور ... در پی خندیدن تو است ... لب های سپید مرده ام باز ... دو: دلم دیگر نمی خواهد تو را بفهمم ... " کبوتر اسیر"! پرواز من و تو ...در اسمان خیال هم ...محال شد! سه: کشته اند مرا دو چشم سیاه تو سال هاست ... تازه انگار گم شده باشم ... دنبال کالبد من نگرد .....! چهار: چه خوب شد روزه ی تو باز می کنم ... هزار حرف پشت سرت گفته ام خدا...

ادامه مطلب

وداغ چشم های تو از همه سنگین تر است ...مظلوم بودند و گربه ای !

یک: به بهشت راهم نمی دهند دگر ...می دانم! نماز به قبله ی تو خوانده ام که عاقبتش ...جهنم است! دو: ذهن درگیر یعنی خوراک فرهنگی ... یک لقمه گرفته ای و مزه اش درکام است ... سه: ساق پای یوسف را شکستن مرد می خواهد ولی ... خوب تر آن است که " زنانه " درزندان مکافاتش دهیم! چهار: سیاه تر از سیاهی موی تو ...شب نیست... درگیرم و خورشید می آورم دلیل ... پنج: بیچاره گا...

ادامه مطلب

وخنده برلبم بود به سایز درشت که مثل غم آمدی ...با اشک!

یک: تپش به قلب من آمد ... تو باز موهایت ... کشیده موی نسیم بود و ...بی خبری ! دو: بعد از قلب من ...چشم های تو ... آبرو نزد پزشک برد و بیمار نبود ... سه: روی شیشه باران می رقصید و ... درانتهای خیابان دختری می دوید ... من از پنجره دیوانگی خویش را می دیدم ...قدیم بود و ... پای برهنه ... چهار: درتماسم با دست های تو هرشب ...کنار دیواری ... که نیفتم که قلب من .....

ادامه مطلب

هرجا چراغی روشنه از ترس تنها بودنه ................................................ای ترس تنهایی من اینجا چراغی روشنه .....

یک: درکلاس های درس ...همیشه یک لیلا هست ... که یک دیوانه...به نام عشق که کتاب ها سوژه اش کند! دو: روی کارتون ها می خوابند و خواب هایشان رنگی ست ... روی تخت های اسکناس !فردا چک ها ...مزاحم خوابند!.... سه: با تو آسمان قهرم!چه رازها که از باران می دانستی ... ولی !مرا سال ها در خشک سالی ...ادب کردی ! چهار: وموهای تورا کندم ...ومیان مشت هایم فشردم ... چه عشق ...

ادامه مطلب

یک دنیامال قارون !...!ولی کی به اینا نگا می کرد ...سرنوشت فردین مهم بود!!!

یک:ماه وزید از پنجره داخل و من هنوز ...در آغوش تو بودم حافظ غزل پرداز !...دو:درد می پیچید در سینه ام که چرا تو با یار دگر می رفتی ...ناگه یار تو فریاد زد: از زندگی من بیرون " سگ"!!!...ناله کردم که چگونه است تقسیم عشق ...آن که برای من شیرین است ...برای یار تو فرهادش ..." سگ"؟!!!سه:نالید باد درون کوچه و برگ های دفترم باز بود ...درعاقبت از عناصر طبیعت یکی پیداش...

ادامه مطلب

من خود به جهنم تو آمدم ...با پای خودم !....وگرنه همیشه سمت تو درباغ ها سبز بود!...

یک:خرد شد استخوان سینه ام ...ولی تو شادباش زنده ای ...دل پوسیده ام!...که با تو ده هزار بار عشق ورزی کردم!!!دو:رفتی از حد چشم های من بیرون و ...جرات تکان دادن گردنم ...آن حالتی بود که در چشم آینه می خندیدم و ...خودرا تایید می کردم!سه:توی توی جگرم را گشتی !دیدی که نسوخته ! چه خوب!...برگشته ای به خام خواری یا...؟چهار:بین تمام سیاره های سرد کهکشان ها ...انگار ف...

ادامه مطلب

پدر خوابیده بودو هذیان می گفت...می گفت:دوستتان دارم و باز گشت ممکن نیست!

یک:در به در خانه به خانه ...مو به مو ...گشته ام دنبال عشق خود ...که هرجائی نیست ...!دو:مگرم تو بو سه ای بدهی و دل من شاد کنی ...زیبا رویان چنین اند که کمتر عاشق اند!سه:علی (ع) تولد عشق است و عشق علی (ع) که بود؟جز فاطمه (س) که از خردسالی مادری نمونه بود؟...چهار:دست علی (ع) همیشه به همراه ماست و خود می دانیم ...صد بار بالاتراز خیبر علی (ع) فتح کرده ایم و علی ...

ادامه مطلب

و بی تربیت بودی !...در حالی که داشتی با نامزدت تلفنی صحبت می کردی...آدرس خانه ی ما برایت مهمتر بود!

یک:سربه بیابان زده ام ...که دیگر بیابان نیست!...صدها مثل من ...آواره ی امثال تو دارد ...گریخته!...دو:اگر بخندی به حال من ...دلم می لرزد و باز عاشقم..." دلقک ندیده ای؟!!!"سه:بت می پرستم و به بت پرستی امثال من ...شک نکن!روزی چند بت خراب می کنیم و...درنهایت ...درجستجوی خدائیم! چهار:روی شانه های من نشست قاصدک ...تا به دست بیاورم ...رفت...مثل تمام شانس های زندگی...

ادامه مطلب

سوخت ژاکت نویم در کودکی ...از آن پس ...این دلیل تمام لرزیدن هایم درکل زندگی بود!!!

یک:بسوز قلبم ...با این حال که سوختن تو بی اثر است ...!ولی همین که احساس درد می کنی ...برای من کافی ست ...!دو:سوگند شکستی که بگویی واجب ...بالاتر واجب به عمل آوردی ...تو اگر واجب شناس بودی ...قبلا ...به سوگند وفا می کردی ...!سه:ودر سرزمین کلاغها ...پرنده ای زیبا نیست ...چون ملکه ی حسادت !...قبلا بالاتر از سیاهی رنگی نساخته است !!!... چهار:یک روز شکستم و صدای...

ادامه مطلب

وفاطمه (س)... عاشق علی نبود(ع) اگر قبل او .... شهید نمی شد!!!

یک: می سوزمت ...ای فاطمه (س) امشب ... که ندانستمت ای وای ... تو رفتی و علی (ع ماند .... دو: به مهریه ی خویش دل مرا سیراب می کنی ... نه فدک ...که آب ... ثروت بیکران عشق توست ... سه: حاصل تربیت عشق ...هزار دانشمند ... حاصل تربیت بی بند وبار ...هزار یزید ... چهار: بیرون قلب من ...جای مزار تو ...کجاست؟ آن جای سوختن ...مثل شمع ...توی توی قلب من ...سال هاست جای توست ... پنج: نخواستی ...نه عمر را و نه ابوبکررا!!!! نه صاحبان ثروت! علی (ع)اگرکه هیچ نداشت ...زره داشت ...شمشیر داشت ... ذوالفقاری که ...بجنگد ... شش: مزار شش گوشه ات حسین(ع)...به اشک آباد شد ... هزار سال پیشتر از فاجعه ی کربلا ...فاطمه (س)برای تو می گریست ... هفت: به هر حال فاطمه (س)بعد از پیامبر(س)...بانوی اول اسلام می شد ...هم چنان که درمورد پنج گفتم ...اگر حتی به درخواست ازدواج مردان قدرت و ثروت ...پاسخ می داد ... درعجبم از سکوت برخ...

ادامه مطلب

وغم جوشید تا دندانهایم که قفل بود و نتوانستم بگویم:آه از مرگ تو مردم !

دوستان عزیز برای این پست عکس نمی گذارم ... می خواهم سپیدی صفحه از غمم پرده برداری کند! یک: توی چشمم گریه بود و باز می خندیدی ... خنده آمد به لب هایم ...لب هایت جادو داشت ... دو: زشت بود شکل عشق من ...قدیمی بود ... من نباید می آمدم دم در!قبلش تک موبایل حتمی بود! سه: رنگ کردی بوم سپید راآبی مثلا آسمان ... باز رنگ کردی بوم سپیدرا آبی مثلا دریا ... باز رنگ کردی بوم سپیدرا آبی مثلا قایق... باز رنگ کردی بوم سپید را آبی مثلا رنگ چشم ... باز رنگ کردی بوم سپید را آبی مثلا رنگ چشم ... باز رنگ کردی بوم سپیدرا آبی مثلا سقف... باز رنگ کردی بوم سپیدرا آبی مثلا فرش ... وفهم من برای درک ابی تو ...بسیار بود!!! چهار: کوچه را دور زدم تا برسی تو دم در! من بگردم دورتو ...دیر نکن ...قلبم ریخت! پنج: می خورم دست تورا لایه به لایه موز و کیک ... مد شده این روزها کیک تولد ...مدل دست شما... شش: مزار شش گوشه ات را نو...

ادامه مطلب

وتقسیم که می کردند شانس را :تو رفته بودی برای خودت بستنی بخری!!!

یک: باز شد دست من و بخشیدم دین تو را ... نشکن زین پس ازاین تن ...تو دگر جامی را! دو: شکر از چشم تو ریخت و نگاهی شیرین ... سوی من کردی و مژگان همگی قند شدند ... سه: باغ در اندوه از دست دادن شکوفه بود ... این زمستان ناهنگام ... که نیامد تا.... یخ شوند نو شکفته های شاخه ها ... آه من!گرم نیست تا بزند وکمرراست نکند زمستان! چه حیف! چهار: روی من انداختند دست تورا ... وا مصیبت!کاش دستان خودم بود...آن بهاری دستها! پنج: کوچ می کردند ابرها از فضای آسمان ... دنیا دیگر هوای ناز باران را نداشت! شش: مزار شش گوشه ات در آغوش من گذاشت: آن حال و هوای دمشقی مزار زینب سلام الله ... هفت: شک کن به خنده های من که همه از عمق شادی اند! شاید که غصه ها به سرزمین خنده ها رسیده اند ... هشت: ترومپ!بگویمت که جهان جای بد نبود ... امثال تو به چشم بد نگاه می کنند مرا!!! نه: بابا پزو: بنزی اون پیرن صورتی ات رو بپوش که ت...

ادامه مطلب

دریا شکست و موج پیش نرفت...دیگر نگاه ساحل نشین نبود ...که تحسین شان کند!!!

یک: نمی شنوی کناردست من ...صدای قلب من ... این شایعه ها چیست؟که من عاشق توام؟!!! دو: قبض روح شدم ...تاتو از سفر بیایی! تمام حادثه ها اتفاق افتاد ...هوای آلوده ...زلزله ...اغتشاش!!! سه: توی باران هیچ کینه ای نبود ... حتی اگر هوای آلوده نفس های من ... تا ناباروری ابر ...پیش می رفت! چهار: نکو بدار نوشته هایم را چون بعد من ... کسی قلم رایگان ...برای تو حرام نخواهد کرد...! پنج: ریختی چای و از سردی هوا نفس بخار می شد ... اشکم در آمد که قوری چا ی تو بعد من ...مال کیست؟ شش: مزار شش گوشه ات شوری ست دردلم ... زیر زبان من اگر نیاید ...دنیایم تلخ می شود... هفت: بی هوش بودم و سیاهی بود و هیچ ... یکنفر از دنیای واقعی مرا صدا می کرد :لیلا! هشت: ترومپ!بیمه مهم است و اقتصاد چرخان ! چرا تونمی خواهی نمی دانم!می خواهی ما بچرخانیم؟ نه: پراید: امکان نداره !قبول نمی کنم! مامان بنز: ما نمی خواهیم و نمی خواستیم...

ادامه مطلب