در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «جان» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : نشد عراقِ غمت را بگریم از دل و جان ...بدل به آه کنم این شکسته حالی را... و تو دروغ می گفتی ... حتی لحظه ی جان دادن ... و ارثیه زهـراست که سنــگر باشیم... تا دادن جان مطـــیع رهــبر باشیم و هرگز به غیر جانان ما جان نمی فروشیم ...جان می دهیم اما جانان نمی فروشیم ... و زآه سینه ی سوزان ترانه می سازم ...چو نی زمایه ی جان این فسانه می سازم ... و می سوزم اگر پروانه ی جان تو نباشم... و بیا که این جان ارزش تودارد ...می بوسم آن دست که به "حق "پرچم دارست ... و ای بهار ای اسمون عیدی می رم به خونمون دادمی ز
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید
یک:
موضوع:سپیدی موی من و سیاهی موی تو نیست ...
موضوع:دلی ست که جوان تر از سر من فکر می کند!
دو:
ثروتم توی دوچشم تو "هیچ " بود ...
دنیا دنیا واژه که " هیچ" عشق آورده ام به پای تو ...
سه:
صدای قلب تو دا...
ادامه مطلب یک:
می روی و طوفان است و من ستایش ات می کنم ...
که مغروری!
درخطرها می روی و ...
صدایت در نمی آید ...
دو:
بال می زنم توی قفس و قفس جهان من است ...
جهانی که تو برای من ساخته ای درحدود بال هایم!
سه:
می ل...
ادامه مطلب یک:
شما به اشاره ...قلب ما خواستید ...
ماهم بدون فکر!دل خودرا کشتیم!!!
دو:
عطر شما که می رسید ...
خدای شکر ...
میان میلیون ها نفر ...
برگزیده ی خدا بودیم...
سه:
شمارا ندیده ایم و عشق به ما رسیده است ....
ادامه مطلب یک:
مرگ درون کاسه ی چشمم اگر بیاید باز ...
تمام زندگیم را به دوچشم شما بدهکارم ...
دو:
خریده ای زندگیم را به قیمت یک سیب ...
تو ای خدا مگرم دربهشت خدای منی؟!!!
سه:
بوسه ی تورا قورت می دهم نمی رود پائ...
ادامه مطلب یک:لبخند تو همان بود که درغیبت من ...زدی؟!این همه گریه که داشتی ...آغوش من چرا؟دو:دست بردم میان برگ های دفترم ...صد یوسف امد به دیدار ...انگار چاه بود!سه:شکستی قلب شیشه را و بااین حال نشکست ...عکس من و مهتاب که در برکه باهم بودیم !!!...چهار:ای صد هزار عشق ای سپاه مکرر عشق ای مهدی (ع)انتظار نداری که ما صدهزار سال دیگر به عشق شما زنده نباشیم؟!پنج:وپلاک کوچه به نام بهشت ...وشاخه های یاس ....سرافکنده ...ودیوار ترک ترک ...ودرخانه ی شما سپید ...من آمدم ...از خستگی جان خود صدبار ...واز سوراخ کلید رد شدم !وتورا دیدم که داشتی موهای دخترانت را باهمان شعر قدیمی شانه می کردی :عروسک من ...چشماتو با کن ...وقتی که شب شد اونوقت لالا کن !....شش:مزار شش گوشه ات برای من آخر جهان است یا حسین(ع)آن جا که سربریده ایستاده ای ....کجا می روی از یاد؟...هفت:درمان من ...لب تو بود که بسته بود به حرف...آن یار دیگری که ...
ادامه مطلب یک:
کجاست ارتفاع عشق من وتو ...
تاکه پرت کنم عشق خودم را و با مغز زمین بخورم!
دو:
رفته ای و دیگر کجا باید پیدایت کنم ...
من کودکم وبازارانقدر شلوغ ... که صدای گریه ام گم شده!
سه:
دست من سوی دست او درراه...
که دست دیگری دست تورا گرفت و برد...
چهار:
توکنار در با تمام قدرت ایستاده بودی ...
من که آمدم رفتی بیرون !ودیگر کسی عاشقت نبود!
پنج:
باکلاس من شوخی کردی ای مجنون!
کلا رفته ام!هنوز مقابل درکلاس می شینی!
شش:
مزار شش گوشه ات را سبز خواب دیدم...
انگار دریا و جنگل به هم امیخته بودند به زیبائی ...
هفت:
کجای قلب توام یوسف سریع بگو ؟!
وگرنه با صورت زشت خودم فریاد می زنم:تو عاشق منی...
هشت:
حوصله ات را ندارم ترومپ!
نه:
مامان بنز:
خوابیدی پژو!پاشو دوتا نون بگیر!
بابا پزو:
من نمی تونم...تازه قرصامو خوردم!
وای خدای من!تو این شکلی ای؟
مامان بنز:
چه شکلی؟من هیچ کاری نکردما!!!
بابا پزو:
تو دست داری...
ادامه مطلب یک:
روی مزار من ...گل ها گذاشتی ...
صد حسرت از موی من ...که یکی گل در انتظار ...
دو:
برای گناهکاری مثل تو ...شراب فراموشی ست ...
من پاکدامن!چرا ...با تو نوشیدن پیاله ها!!!
سه:
می روم پشتم به خلوت کوچه است ...
با صدهزار امید که ...پیش روی ماست ...
چهار:
خون خواستی و ندادمت چون نمی خورد ...
گروه خونی من با گروه خونی تو !!!
پنج:
با سفر مرا سوزاندی و عشق مان به صفر رسید اما ...
به فکر بی محلی به تو از سفر هستم !!!
شش:
مزار شش گوشه ات آرزوی دست ماست ...
کجا شویم چو عباس (ع)که بی دست بیائیم ...
هفت:
دویدم واز حادثه ها گریختم و عاقبت پیداشد ...
بدبختی درجیب من بود!مثل پول تقلبی !!!
هشت:
ترومپ!
از تعطیلات فرداکه بیائی دنیا تعطیل است!!!
ببین که ما چطور به گورتو لطمه می زنیم!!!
نه:
پراید:
مامان جون!با بچه ها اومدیم خدافظی !
مامان بنز:
ایشالا شمال دیگه؟
پراید:
نه متاسفانه داریم کلا می ریم دوبی !...
ادامه مطلب یک:
تبعصض عشق یعنی دست تو مال من نیست ...
چکاردارم برای کیست؟بغضم برای هنمان نیست ...هست!
دو:
درمیان شعرهایم گم شدی مثل روح!
وفردایش پیدایت شد که نوشتی:بین این واژها روح نیست!
سه:
نقدکن جان مرا از بی تویی...
صدهزارن تو ...نسیه برده اند حال مرا!
چهار:
انکار می کنم که نشسته ام به پای تو ...
این جور نشستن کار شمع است ...ومن چراغ خواب ها!
پنج:
وسرنوشت من و تورا دریکروز روبروی هم قرار داد...
"خیلی جدی"ردشدی بی هیچ حرفی !
ولی من یک جمله گفتم که خودم به یاد بیاورم!
:پشتت همیشه از جلویت قشنگ تراست !
مخصوصا وقتی که کلیپس می زنی !
شش:
مزار شش گوشه ات بهار بود ...میان پائیز ...
آمدیم زیارت تا بهررا میان پائیز لمس کنیم...
هفت:
رفتی و هرچه خنده روی لبت بود ریختی به جان آینه ها ...
بی احساس شدم ...آمدی که بخندی ...رفتم اینه را بوسیدم!
هشت:
ترومپ!خسته نباشی و ملاحظات پزشکی ...
اما بعد خرابی جهان !مع...
ادامه مطلب یک:
درخواب بد...بازهم هزار امید به خیر هست ...
ما زنیم!و تعبیر کنندگان می گویند:خواب زن ...چپ است!!!
دو:
کناردریا دویدن روی ماسه ها ...شفاست ...
نمی بینی که دریا عجوزه است ...وجوان می بینیم!
سه:
خیال بدنکن ای دوست ...من هنوز "لیلایم"!
بد نکردم با جنون تو ...تو اما در جوانی ...مراکشتی!
چهار:
مثل بهروز وثوقی ...با چاقوی زنجان ...میان فیلم کیمیایی!
صدتا دختر پاره کردن نامه هایت!"از ترس"ابرو نذاشتی!!!
پنج:
می رقصیدم و نمی ترسیدم و شادبودم!
اندوه بار مرا می خواستی و گفتی:شادی هارا "ترک "کن!
شش:
مزار شش گوشه ات را بوسه های من کم است ...
باز می آیم به نیت "ده هزار بوسه" که برپایت زنم!
هفت:
توی باغ مرا بوسیدی و هیچ کلاغی آن جا نبود ...
از شانس یک گنجشک روی شاخه نسشته بود ...گفتی:
از ین پس همه م...
ادامه مطلب یک:
غریبم و درسرزمین تو ...غریب نوازی رسم نیست ...
باید بروم اشنا شوم ...با زبان غریبان ...سرزمین تو ...
دو:
روی ابروهای تو ...حساب باز کرده بودم ...
تمام پس اندازم خرج قلب شد!!!
سه:
چشمهایت خمار بود و فکر می کردم که مستی ...
من بی تجربه بودم!مستی ت...
ادامه مطلب یک:
بین ستاره ها نداشتم ستاره ای ...
ماه قلبش را می فروخت ...خریدم به نرخ روز...
دو:
صد برگ ریخته از دفتر درخت ...
نسیم کو؟که شعر عاشقانه به پایش ...بنویسد ...
سه:
داغ خورشید ماند بردلمان ...
زیر باران بدون چتر ...می رفتیم ...
چهار:
سرم روی دست های تو می رفت ...
بریده بود رگ هایم ...
سیب سرخ تو بودم ...
می رفتم برای لیلی ...
پنج:
شعر کوفتم شد!و مجبور شدم با تاکسی ...
توی خیابونای شهر ...
دنبال ...
ادامه مطلب یک:
درونم را آتشفشان پندارکن ...
نه این چهره ی آرام ...
که اگر تو نباشی ...
اشک هم نمی ریزد!
دو:
قند لب تو ...دیابتی ام کرد ...
الله اکبر از شیرینی لبخند ...که تو نداری !
سه:
پیراهن خود پاره نکن یوسف کنعان ...
درشهر بزرگ ما ...زلیخایی نیست !
چهار:
پوست لبت را هم که می کنی ...حسودم به آن دندان...
برای حسودان ....کیفیت موضوع حسادت ...مطرح نیست ...
پنج:
یا مهدی(ع)سرباز تو بودن لیاقت من نیست ...
آن کسی لایق تو است ...که از گزینش تو ...بالای صد گرفت ...
شش:
مزار شش گوشه ات را خدای به تو فروخت ...
جایی که خدای با هیچ کس دیگری با سر معامله نکرد ...
هفت:
می کشم سهم خودم را از تو ...هنوز زنده ام ...
ادامه مطلب یک:
سود این عشق جان سوز جناب عالی ...
کوری است و مرض قند و بی خیالی !!!
دو:
کنج شهر شاید هزاران پرنده ...
حقیقت را می دانستند ...
ولی از میان شهر یک نفر بلد بود با آن ها حرف بزند ...
همانی که از آن سوی دیگر شهر می آمد تا...
برایشان دانه بریزد !!!
سه:
بوسه های تلخ خداحافظی دوباره فرداهاست ...
که گر...
ادامه مطلب یک:
طرح دوستی ریختی و دشمن در آمدی ...
وکیل گرفته ام !
با خیال راحت بین دوست و دشمن ...خودت باش ...
دو:
بند زبان تو با اسم من ...پاره گشته بود ...
آن قدر حرف من زده بودی که خلق درپی من !!!
سه:
درددل کردن با فامیل قدیم ها چه خوب بود ...
برای حس همدردی یا وزیر می شدند یا وکیل !!!
چهار:
پرواز داده...
ادامه مطلب یک:
بردم دل دیوانه را بسوی مقصد خود ...
باور نکرد که مغز عاقل من ...برساند دیوانه ای به مقصد خود !!!
دو:
شکلات تلخ را خوردی و چای طعم زعفران می داد ...
خندیدی...و دندان های سفیدت ...هنوز شیری بود ...
سه:
حال من بد است ...اگر شخص دیگری کنار توست ...
من یاور خوبی نبوده ام؟درحد چرخ های ماشین تو؟
چه...
ادامه مطلب یک:
شنبه درون هفته خزید ارام ...
گرم بود و خوابید تا خواب جمعه ببیند !!!
دو:
کنار تخت تو ...حافظ خوابیده بود ...
آمدم ودیدم فال این است :...یوسف گم گشته باز آید ....
سه:
چرا لبهات سوزن داشت و بو سه هات مهربان نبود؟...
مثل رز خشن بودی درعین لطافت ...
چهار:
مشق هایم را دادم به حسنا و برگشتم ...
داشت...
ادامه مطلب