بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «خاطر» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : بوی عطر تو یا چگونه دفتر خاطراتمان را معطر کنیم ؟ و بی تو ... روی جدول خیابان نشستم و تمام خاطراتمان را بالا آوردم ...بعد رفتم کافه!!! و وجنگ ...جز خاطرات آدم حساب نمی شود ...چشمانت را ببند که احساس صلح کنیم !!! و کجا باید برم یه دنیا خاطره ات تو رو یادم نیاره کجا باید برم ک... و منتظر مرگ منی ...یه خاطر خواه ندارم ...به ارزوم رسیدم توروبه خدا چه کردم؟"بروزن کبوتری خسته منم "

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید

بوی عطر تو یا چگونه دفتر خاطراتمان را معطر کنیم ؟

یک: صبح چشمان تورا دیدن ... زندگی می خواهد ... من که دیشب چشم تو ... از عشق مردم ...(چه کنم؟!!!) دو: رود فریاد می کشد ...سیلی می خورد سنگ! ایستادن یکجا!گاهی نتیجه ی عکس دارد! سه: برده ای مرا توی قبر چ...

ادامه مطلب

بی تو ... روی جدول خیابان نشستم و تمام خاطراتمان را بالا آوردم ...بعد رفتم کافه!!!

یک: روی لب من ... عشق بودی و طعمت جدا ... هزار طعم چشیدم ولی ... به طعم لب تو نمی رسید ... دو: چطور روی پائیز کم نمی شود ؟ توی همهی فصل ها هست؟ حتی ب...

ادامه مطلب

وجنگ ...جز خاطرات آدم حساب نمی شود ...چشمانت را ببند که احساس صلح کنیم !!!

یک:درتلاطم چشم سیاه تو ...نه گرفتار که باید غرق می شد ...دل ما ...شد ولی ...مویه کنان برگشتیم ...درغم از دست رفتن همان دل من ...دو:سم بود نگاه تو ولی خورد دو چشمم ...همه گویند که سم خوردن به ...از زندگی بی تو بسر بردن من!سه:لای ابریشم موهایت چند رز به هم پیچده بود ...هرچه بیشتر انگتان من فرو می رفت ...بیشتر غرق موهای تو بود ...چهار:چرا نپرسیدی و دنبال من آم...

ادامه مطلب

کجا باید برم یه دنیا خاطره ات تو رو یادم نیاره کجا باید برم ک...

یک: درقلب تو باز بود و من آمدم ...به خیال خوش روئی ... قلبت چنگیزخان مغول بود ! غارت می کرد دل هارا! دو: درانتها ی گفتن شعرهای بیهوده من! تو ایستاده ای دست به کمر!که:بنویس!کوتاه دست! سه: غریبه درشعرهای حافظم و بیگانه ترینم! من نسوزم که بسوزد ؟کدام مخاطب بی دفاع دربی خویشتنی! چهار: یوسف از بازار برنمی گردد "ای ثروت مدار" من به چاه افتاده ام ! می خواهم از بازار برگردم! پنج: ماهی به دلش افتاد ...هوانیست! از پنجره ی تنگ ... نگاهش به "خدا" رفت! شش: مزار شش گوشه ات را اگر تسخیر کنند... مرگ شیاطین را که می بینند "هیچ"....خود دردام "خدا"می افتند ... هفت: چند واژه ی کوتاه و پشت هم! تند تند خداحافظی! واگر قرار است تا انتهای دنیا بمانم!تنها! "با دوچشم" عاقبت خداحافظ! هشت: ترومپ!کلا عقده ی مو داری و کسی نمی داند! که مردان ایرانی مو نشکی اند و خوش تیپ اند! نه: مامان بنز: آقای دکتر اینهمه دارو برامون نو...

ادامه مطلب

منتظر مرگ منی ...یه خاطر خواه ندارم ...به ارزوم رسیدم توروبه خدا چه کردم؟"بروزن کبوتری خسته منم "

یک: درتنم یک ژن با تو آشمایی دارد..."کشش به تو"... تو مفهوم عشق را نمی فهمی .....چه تاحد "ژنتیک"... دو: قند لب تو ...کامور است ...هرچه می چشمش ... قندم می افتد پایین ..."حنانه "فدای تو ... سه: بارهایم بسته بود و تو لگد می زدی ...به بسته ها ... یکهو یکی شکست ... بلند بلند خندیدی ... مجبور شدم نشانت بدهم ...که هیچ شکستنی باخود نمی بردم ... جز همان قلب شیشه ای که روی اش نام تو بود ... چهار: کوله ا...

ادامه مطلب