در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «خسته» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : سوکس سیاه خسته ای گفت: ببخشید دبلیو سی کجاست؟ و در اندرون من خسته دل...ندانم کیست؟...که من خموشم و او درفغان و درغوغاست ... و اسم منوازمن بگیرتشنه ی معنی منم!سنگینه بار تن برام...ببین چه خسته می شکنم"اج ع" و منتظر مرگ منی ...یه خاطر خواه ندارم ...به ارزوم رسیدم توروبه خدا چه کردم؟"بروزن کبوتری خسته منم " و پرنده ای خسته منم ...دورسرت می گردم ...یه آشیون ندارم ...تروبه خدا چه کردم!!!
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید
یک:
برگزیده شدم ... تا میان دست های تو ... بمیرم!
چون برف!
از عمر کوتاه خویش ... جز قطره شدن...
خورشید ...ندیدم!
دو:
بردی صدای قلب مرا ... تا جهان خویش...
می خواستیم نشان بدهی ... مردگان صدای ندارند!
...
ادامه مطلب یک:
در آمدی از دلم ...ودیگر کجا اسیر من شوی ؟
مگر تو بیکار می شوی ؟که مشغول من شوی؟
دو:
سرد بود نوک انگشتانم و برف نفوذ می کرد ...
به پاهای گرمی که هنوز مقاومت می کرد ...
آهم درهوا جاری بود و دردداشتم ...
لعنت به فصل سرد!اگر نبود با تو ده دقیقه فاصله داشتم ...
سه:
خیلی سوختم که تو رفته بودی ...اه از شعله ...شعله ...شعله ...
من پروانه ام ...!دیگر کجا برای گل سرخ پر پر شوم...
چهار:
انقلاب شد و من 6 ساله بودم هنوز ...
که تو مثل من دبستان می رفتی ...
حالا ببین که من بچه ام بعد چندین سال و تو ...
چقدر بزرگ بزرگ حرف می زنی !!!
پنج:
وعده داده بودی که بوسم کنی وقت خدافظی ...
صورت خودرا شسته بودم ...بعد گریه ها ...
شش:
مزار شش گوشه ات کنار قلب من ...
جای داشت ولی ...جای آل علی (ع) جداست ...
هفت:
اگر که بشکند دست من که نمک ندارد اتفاقا هم ...
صد دست شکسته به نخورده "قضای"تو ...
هشت:
ترومپ!ول کن بیا ...
ادامه مطلب عکس های زیر عکس هایی هستند که یه دانشجوی سیاسی بنده خدا باید بخونه ...یادش بخیر استادایی که واسه ی یه ترم برای یه درس ده تاشونومعرفی می کردن!بقیه ی استاداکتابشونرو نتونستم پیداکنم ...باتشکر از زحماتشون
یک:
روی تو حساب کرده بودم از عشق ...
رفتی و تمام حساب هایم صفرشد ...
دو:
مثل نوزادی که تازه بدنیا آمده بود ...
تورا لمس می کردم ...
واز لمس تو ...
احساس پنج گانه ی من شکل می گرفت ...
روی دست های دنیا معلق ...
تا آغوشی که نا شناخته بود ...
مثل مادرم بودی ...
چه حیف!
که توهم مثل او ...
بعدها مرا تکه تکه در کیسه های زباله ...جابه جا کردی !!!
سه:
بردباریم تمام شد و فریاد کشیدم به جهنم!
هرجاکه می روی دردنیای مرا سفت ...ببند!!!
چهار:
وروی دوش کلاس بالاترها ...
نمی رفتم ...
چون پراید داشتم و سبیل نداشتم و کیفم چرم نبود!
تو آمدی و دریک لحظه من صاحب دنیا شدم ...
ورفتم روی دوش کلاس بالاترها ...
تا...
ادامه مطلب یک:
درتنم یک ژن با تو آشمایی دارد..."کشش به تو"...
تو مفهوم عشق را نمی فهمی .....چه تاحد "ژنتیک"...
دو:
قند لب تو ...کامور است ...هرچه می چشمش ...
قندم می افتد پایین ..."حنانه "فدای تو ...
سه:
بارهایم بسته بود و تو لگد می زدی ...به بسته ها ...
یکهو یکی شکست ...
بلند بلند خندیدی ...
مجبور شدم نشانت بدهم ...که هیچ شکستنی باخود نمی بردم ...
جز همان قلب شیشه ای که روی اش نام تو بود ...
چهار:
کوله ا...
ادامه مطلب یک:بریده ای به قد و قامت من ...رخت عشق ات را ..."عزیز"...چگونه نپوشم ؟...رخت اهدایی!!!دو:به مردن کسی نباید راضی بودن ...فقدان یک مورچه هم "گاهی"عدالت می آورد ...دم در!سه:مقابل آینه دیدی که چندان "هم"زیبا نیستی!....ولی چه سود !باورنداشتی که عشق "او"به"تو"...قشنگی روحت بود!!!چهار:این دنیا پراست از فیلسوف ...به خصوص که دردنیای جدید همه مان درحد یک مهندس کامپیوتر و لیسانس زبان خارجی داریم می فهمیم!!!سیاست فقط این نیست که سیاستمدارباشیم!گرداندن یک مجموعه از دوستان ...خانواده هم می تواند بخشی ازسیاست باشد ...دوراز جان همه ...بعضی ها چیزی دارند به نام "سیاست لگد "و می گویند درشکم مادرشان هم که بوده اند این کاررا می کردند وحلا هم.ولی شرط این است که میان بقیه بچرخی ...نه اینکه کاری کنی که ازچرخ بیندازندت بیرون...سیاست لگد همه جا جواب نمی دهد دورازجون مگر همه را "خ"و "ر"فرض کنیم که دردنیای کنونی مح...
ادامه مطلب