در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «خواب» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : امشب در یک خواب عجیب رو به سمت کلمات باز خواهد شد. و شعرهایی که خواب دیدم و عشق بیدارما ... همیشه درخوابیم ... چشمهای تو ...پرستش ایران است ... و خواب تابستانی ... کولر خاموش !... هفتاد و پنج درجه از غرب مردن و... عشق محمد رضا شجریان درعمارت...بستنی! و مرده ای غمگینم!توی خواب تو ... بیدارکه میشوی می ترسی از خروش شادمانه ی زنده بودنم! و پلو ...آستین ...مغز و رابطه ی بینائی با بویائی و لرزش امواج صدا در گلوی مشتریان خواب!!! و پدر خوابیده بودو هذیان می گفت...می گفت:دوستتان دارم و باز گشت ممکن نیست!
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید
یک/
آنجا که درختان به اطاعت ایستاده اند
مرگ
روی دوش من؛ زمین حیران؛ بهت زده
و
ترس؛ قالبی ست که هنوز از هیچ اندامی پر نشده
زندگی ؛ بلند بلند می خندد
سیاست؛ یعنی همین!
دو/
می روم
برای چندمین بار ؛ کنار میز و آرام می پرسم:
بالاخره پسر من دانش آموز شما می شود؟
من؛ سواد نداشتم
وقت سربازی
نامه هایم برای سوگل بدخط بود
زشت بود
&...
ادامه مطلب یک/
بالای بالای قلب من؛
آن جا که هیچ کس نایستاده است
نا دست یافتنی !
میدرخشی!
فقط خدای می داند ؛ تورا چطور ساخته ام ...
خورشید!
دو/
فردا اگر پیدایم کنند
زیر پای تو؛
تنها؛ غمگین؛ پر از اشک
&nb...
ادامه مطلب یک:
توی قلب شما ...جای ویژه ام نه...کجا؟!
کاش در بی حواسیتان ... نام شاعری بودم!
دو:
اشغال کرده است ...دلم را هوای دوست ...
دوستان دیگرم بروند ... با...
ادامه مطلب یک:
توان قلب مرا عشق تو گرفت اما ...
هنوز ...دست زدن جسم خالیش دارد!
دو:
فاصله ی ما ...فاصله ی دو ابر است ...
گاهی من برای تو ... و گاهی تو برای من ...
می باریم!
سه:
امکان سوختن شمع دلم صفر است و سوز...
ادامه مطلب یک:
برخاسته ام از گور خود ای نور ...
در پی خندیدن تو است ...
لب های سپید مرده ام باز ...
دو:
دلم دیگر نمی خواهد تو را بفهمم ... " کبوتر اسیر"!
پرواز من و تو ...در اسمان خیال هم ...محال شد!
سه:
کشته اند مرا دو چشم سیاه تو سال هاست ...
تازه انگار گم شده باشم ...
دنبال کالبد من نگرد .....!
چهار:
چه خوب شد روزه ی تو باز می کنم ...
هزار حرف پشت سرت گفته ام خدا...
ادامه مطلب یک:
درسیاهی چشم تو ... دنبال روز سپیدم ...ولی کجا؟
وقتی که تیره گی های دنیای من ... توی چشم توست !
دو:
بخندم از طنز اینکه:" دوستم نداری ولی کنارمن هستی"!
پس باید گریه کنم به خنده دارترین جمله ی عالم که: " عشق چیست" ؟!
سه:
ماهی روی دست من مانده بود ...
ووحشت نبودن تنگ!...
رفتم و لیوان دندان های پدربزرگ را آوردم ...
تا شب که به خانه باز می گشت ...
هین جا...غن...
ادامه مطلب یک:در به در خانه به خانه ...مو به مو ...گشته ام دنبال عشق خود ...که هرجائی نیست ...!دو:مگرم تو بو سه ای بدهی و دل من شاد کنی ...زیبا رویان چنین اند که کمتر عاشق اند!سه:علی (ع) تولد عشق است و عشق علی (ع) که بود؟جز فاطمه (س) که از خردسالی مادری نمونه بود؟...چهار:دست علی (ع) همیشه به همراه ماست و خود می دانیم ...صد بار بالاتراز خیبر علی (ع) فتح کرده ایم و علی ...
ادامه مطلب یک:
رفتی بدون خداحافظی و عیب ندارد ...
چون بودی و خدای مرا ...زشر رقیب حفظ نمی کرد !
دو:
بی قراری کردم و صد دوست به عیب ...
گفتند مرا ...شکر خدای ما ...هستیم!
سه:
شاهرگم بوی تو می داد از بس ...
که مثل خون شده بودی ...میان رگ هایم ...
چهار:
باز شد قلب ماه و ماه دیگری...
بین قلب ماه ...
درشت مثل چشم تو ...مرانگاه می کرد ...
شقیقه ام چسبیده بود به شیشه ی پنجره و نبض من ...
حروف اسم تو را می نو شت روی سرمای سرد ...
.................
ولی ...
خدای میان این کار ...دست نداشت!
پنج:
هزار راه بلد بودی که نیایی به خانه ی قلب من ...
یکیش همین بود که از راه خانه ی ماه می رفتی !
شش:
مزار شش گوشه ات طلاست اگر بیندازم ...
که توی قلب من هزار خریدار تو ...در اضطراب خویش ...
هفت:
چه می شود اگر مرا بکشی ...دیگر کدام جان؟
آن جان فدای عشق تو ...اگر تو بخواهی ...
هشت:
ترومپ!مردنی هستی و مرگ حق ...
دیگر چرا بر...
ادامه مطلب یک:
دربا تخته ...جور در آمد ومن ...
کنار قفل در چشمی بودم که بایدبه جهان بیرون نگاه می کرد ...
دو:
فرانک عروسک اسفنجی مرا برد اصفهان !!!...
نفرینش می کردم ...
چون وقتی می رفت ...سر بزرگتری ام جرات نکردم به او بگویم :فیل ام را بده !!!
"اوهم از سر فراموش کاری من دردانه را ...با خودم و نفرین هایم یک ماه تنها گذاشت ورفت !!!
سه:
تورا کشتن برای من آسان ترین کار بود ...
"حسود بودی"با ماشین کرایه ای به نام شاسی بلند ....آمدم محل ....!!!
چهار:
کوله ام پربود و تو مرد میدان هم نبودی...
می کشیدم درد شا...
ادامه مطلب یک : تبارک الله که عشق باریده از آسمانمان ...به کدام نام خدا بشوئیم صورت ...که باطن عشق زیباتراست !...دو:وجدان نداری ای رقیب ...که به تیره روزی شهره ام ...ولی چه باک ...اگربمیرم هم ...دگران می دانند که عاشق تراز بوده ام ...سه :بین دریاها رقابت بود ...تا ابرشوند بروند تاآسمان ...بین ابرها رقابت بود ...چطور صورت خورشید بپوشند و بارانی شوند ...چهار:به نیت حسین (ع)و ابوالفضل (ع)ازخانه خارج شدیم ...یکباره دیدیم درراه کربلائیم و اربعین فرداست ....پنج:تو برای من خنده ای ...بوی بهار زندگی ...انتظارت را می کشم روی چشم ها ...خدا می داند مرا یا مهدی (ع)...شش:می خواستی به تنبیه من خودت را بکشی ...چه تنبیه بدی ...می گفتی بمیرم تو بمانی ...که بدترین این بود...هفت :لباس تیره ی من ...درتن رقیب روشن است ؟!!گاهی عوض بکنی زندگیت را ...روشنی تمیزشدن نیست !!!هشت :سرپل تجریش...بستنی نمی خوریم ...با بچه ها سرناز...
ادامه مطلب