در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «خودم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : من خود به جهنم تو آمدم ...با پای خودم !....وگرنه همیشه سمت تو درباغ ها سبز بود!... و کتاب جدید بی شمس ( اثر خودم ) و هیچکی نمیبینه بعداز تو می پاشم....پر می شم از خالی دیگه نمی تونم شکل خودم باشم ... و 1001و مامور 007در تهران خودمان! و تهدید !یا چگونه فرصت های دیگران را از انها برای پیشبرد خودمان بدزدیم!!"ههههه" و ای که بی تو خودمو...تک و تنها می بینم ...هرجاکه پا میذارم ...تورو اونجا می بینم!!! و مگه مو خودم چمه؟
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید
یک:خرد شد استخوان سینه ام ...ولی تو شادباش زنده ای ...دل پوسیده ام!...که با تو ده هزار بار عشق ورزی کردم!!!دو:رفتی از حد چشم های من بیرون و ...جرات تکان دادن گردنم ...آن حالتی بود که در چشم آینه می خندیدم و ...خودرا تایید می کردم!سه:توی توی جگرم را گشتی !دیدی که نسوخته ! چه خوب!...برگشته ای به خام خواری یا...؟چهار:بین تمام سیاره های سرد کهکشان ها ...انگار ف...
ادامه مطلب بالاخره کتاب بی شمس ، در اخرین لحظات سال 1396 متولد شد ... با تشکر از همه ی کسانی که زحمت کشیدند ، من جمله خودم ، این کتاب رو به علاقه مندان این وبلاگ تقدیم می کنم ...سیده لیلا مددی ..................................................................................................................................اینم مجوز ارشاد اش : ..............................
ادامه مطلب یک:
سر زده آمدی از در... دوچشمم باز شد ...
قاصدک ها ...همه جا ....خوش خبرند ...
دو:
سوخت از سایه ی آتش دل من ...
یادم آمد که چطور با لب خود ...سوزاندیم ...
سه:
معجزه در کف دستان تو ...آتش بود...
آمدی آذرو ...بت های دگر ...مبهوتند !
چهار:
قل خوردی توی دلم ...پانیذ!
وقهوه ی ترک تو ...از گلویم پایین رفت!
آه ! چه روز خوبی بود ... روز امتحان تو ...
ندانسته صدعشق دیگر را ...پاسخ نداده بودم ...
پنج:
سرما خورد به بهمن و دست من رو شد!
بلد نبودم ترانه بنویسم... نوشته هایم شعر بود ..."بهار"!
شش:
مزار شش گوشه ات صدهزار فرشته را جواب می کند ...
اگر که من با نیت زیارت تو ویارانت ...زندگی را تعطیل کنم!
هفت:
چند کلاغ دورهم ...یعنی معجزه....
آن جایی که ... فک می کنی ...
برای پرنده ها ...نان و آبی نیست!
هشت:
ترومپ...بی دندون افتاد تو قندون !
انبر بیارید درش بیارید!
نه:
پراید:
باباپژو!براتون لباس خونه...
ادامه مطلب یک:
سر آمد شب وروشنی روشن شد ...
خورشید از روی حیا ...تاشب آینده پشت ابر ماند!
دو:
کدام حس مرا به سمت تو آورد ...
وقتی که کنجکاوانه وزنانه ...کیف دلم را می گشتی ...
سه:
بوس را ریختم سطل زباله هزار سال...
نگو که تو رز بودی و...برای بوسه های من می مردی!!!
چهار:
دستم را بریده ام وهیچ کس نمی داند ...
که یوسفی که زلیخا نشانم داد ...عزیز من هم هست!!!
پنج:
گوشت گرگ گران است و همه صیادان ...
با پوستین گوسفند ...نسل شان را کندند!!!
شش:
مزار شش گوشه ات جای جوانان ایرانی ست ...
که میمهان داری از رضای(ع)تو آموخته اند ...یاحسین(ع)...
هفت:
چقدر انگور روی چشم تو هست ...
ومن تاکه تاک چشم تو را می چینم ...
به میمانی طعم عسل امیدوارم...
هشت:
ترومپ!
جهان دیگر جهان جای ماندن نیست !
ولی چه حیف!شماهم مثل ما برای ادامه حیات ...مریخ نمی روید!
نه:
بابا پژو:
میشه کمربند اضافی به من بدید؟من یک کم اضافه وزن دارم ...
ادامه مطلب یک:
درتنگنای آغوش تو مردم!
ای آه ...از تنگی قبر ...که آغوش تو نیست...
دو:
درخت افتاد و مرد!
وهزار پرنده بی خانه شدند ...
هیزم فروش !تبرش را فروخت و...
با پول بیمه !هزار خانه ی پرنده ساخت !
سه:
میان دریاچه های نمک ...می سوزم از بی ابی!
من آن ماهی دریاچه ی شیرین بودم !...
که در کام ماهی خوار داشتم می پریدم ...
افتادم!!!
چهار:
مرا دربیاور از توی قوطی شانست!
هزار تک تومنی ومن!یا چند میلیارد و یا هزار تومن!
پنج:
بس نبود که می خواستی با بولدزر خراب کنی؟
کلنگ هم نتوانستی بلند کنی!!!
شش:
مزار شش گوشه ات جای خاک پرستان نیست!
که صدهزار شهید هنگام زندگی دست تورا بوسیدند...
ببخشید نوشته بودم پاکشد
هفت:
التماسم نکن که بمانی و من نگه دارمت...
با این عشق جز سرای سالمندان جایی دگر نخوای رفت ...
هشت:
تروم...
ادامه مطلب یک:
فرزند عشق تو بودن ...کار مهمی نیست!...
مردن برای عشق تو ...مرا جاودانه کرد !!!
دو:
خندیدم و اینه خندید ...چقدر با نمکم!
دردرا ...کرم پودر زدم !تا فریبش بدهم...خوش حالم!!!
سه:
دروغ گفتم تو را دوست دارم ...مسئله سوختن عشقم بود!!!
سوخت از بس که تور...
ادامه مطلب یک:
زدی مرا به دیوار و گذشتند هزارنفر ....
به صورت اعلامیه ...
ای مرگ زود گذر!!!
دو:
کنار امدن من با تو آتش شمع ...
به خاطر عشقم به ...نسیم بهار بود ...
سه:
یوسف بالای بام نمی رفت چون آبرو ...
مثل برگ داشت زیر پای مردم له می شد ...
چهار:
نگذار دست هایم را بین برگ های دفترم بسوزانم ...
به جرم نوش...
ادامه مطلب