بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «دانلود آرزو های بزرگ» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : رازهای ام را می دانی ولی بروی خودت نمیآوری "دمت گرم" یا ستارخان! و شعرهایی که خواب دیدم و شباهتهایی به شعر داشتند ، نوشته هایم... و دیوید کاپرفیلد؛ الیورتوئیست؛ آرزوهای بزرگ و چارلز دیکنز! و روزهای عید ... خوشی گل کرده ... و ب ب ب ب ب ب ب ب ب لی .... من توی کمدم ... زیر پیراهن های نسرین! و مردن آن طرف سیم ها ...مردن این طرف سیم ها ... مردن روی کاغذهای کاهی ...مردن توی فیلم! و "به سرعت برق" و روش های شوهر داری درکشورهای خارجی! و بوی پیاز ...چشم های من ... و دسته گل تو وقتی اشک هایم را باور کردی !

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید

رازهای ام را می دانی ولی بروی خودت نمیآوری "دمت گرم" یا ستارخان!

یک/ بوی تند فلفل                    اشک درچشمانم                                            زبان سوخته                                 جزای بچه بدبود                                 &nb...

ادامه مطلب

شعرهایی که خواب دیدم

یک/ بالای بالای قلب من؛ آن جا که هیچ کس نایستاده است نا دست یافتنی ! میدرخشی! فقط خدای می داند ؛ تورا چطور ساخته ام ... خورشید! دو/ فردا اگر پیدایم کنند                    زیر پای تو؛                                   تنها؛ غمگین؛ پر از اشک                                                   &nb...

ادامه مطلب

شباهتهایی به شعر داشتند ، نوشته هایم...

یک/ دروغ بزرگ....                    زندگی من ،داخل سیرکی بزرگ بود! پروازم ،با گوش های بزرگم از ارتفاع                                                    دروغ بود! و نجات جان دوستانم ،از بزرگترین سیرک دنیا                                                                دروغ بود! من ،یک روز تصمیم گرفتم دروغ ها را باور نکنم ... شماهم... تصمیم دارید که ،بزرگترین دروغ ها را دیگر باور نکنید؟! دو/ شماره می کنم ،تعداد مژگان تورا، بیشتر نشود ! هزار تیر کم است؟! بش...

ادامه مطلب

دیوید کاپرفیلد؛ الیورتوئیست؛ آرزوهای بزرگ و چارلز دیکنز!

یک/ درپائیزی که اصلا خیالم نیست!                                     باران نبارد هم ....                                     غروب دلگیر نباشد هم ....                                     ساحل خون گریه نکند هم ...           &nb...

ادامه مطلب

روزهای عید ... خوشی گل کرده ...

یک: پس توی چشم هایت ... حرف دل من نیست؟ من دیوانه ام که اشک تو را با غم خود ... ترازو کردم؟ دو: می بری مرا به شمالی ترین هدف ... دریا! نامه ی یک عاشقم که توی رود ... زار می زنم! سه: عصایت را نمی توانن...

ادامه مطلب

ب ب ب ب ب ب ب ب ب لی .... من توی کمدم ... زیر پیراهن های نسرین!

یک: سوی چشم تو ...آن قدر رفته بود ... ندیدی ...آمدنم را باعشق ... مردی زود! دو: میان فردای تو ... من ظهرم ... سر اذان ... اگر نماز بگذارد ...که عاشقم باشی .... سه: خرافات بود قصه ی دیو ... کدام سیاهی ...

ادامه مطلب

مردن آن طرف سیم ها ...مردن این طرف سیم ها ... مردن روی کاغذهای کاهی ...مردن توی فیلم!

یک: غرور رفت از زانوانم و افتادم به پایت ... درحالت سجده ...تو مرا خاک نکردی ... دو: می رفتی و من در آن لحظه ی خاص ...پیر بودم ... تو جوان!به اینده می خندیدی و من ... به قبر! سه: بیدارم ... توی عکس کو...

ادامه مطلب

"به سرعت برق" و روش های شوهر داری درکشورهای خارجی!

یک: گرم شد خواب سرد من درقبر! آفتاب کشته درهمسایگی ... آمد! دو: واژه ها هیچ یک برای من " حقیقت " نبود! مثل " گراز"! ندیده تصورمن از ...پائیز! سه: پروانه کرم پرواز داشت و من ... کرم لولیدن درفکرهای خوا...

ادامه مطلب

بوی پیاز ...چشم های من ... و دسته گل تو وقتی اشک هایم را باور کردی !

یک: روبراه شد قلب من ...از ان جهت که تو رفتی ... خدا عاقبت عشق همه را ... به خیر کند ... دو: موی سرتو روی سرت هیچ ارزسی نداشت ... من یکی را توی جعبعه ی جواهرات خود ... پنهان کردم! سه: اکنون روی دیوار ...

ادامه مطلب

یاشیما...فوکوشیما ... واندرزهای ویل اسمیت درباره ی جهانی که ... به زور هم نابود نمی شود!

یک: نشد که دست من از سرنوشت تو ...کوتاه! نوشتمت که ...افسانه ها شوی ... فردا! دو: توی سرم صدای آبشار بودوخدا ... نمی شنیدمت که صدایم کردی: لیلا! سه: دردرا که می نویسی ...خون می چکد از چشمت ... دردا که...

ادامه مطلب

میخانه در آدرس های اینترنتی دم دست نیست ... برای مست شدن باید جستجو کنید !!!

یک: سد چشم تورا شکسته ام ... با رویا ... رهایم مکن درواقعیت تلخ ؛ تنهائی خودم! دو: اشتباه نبود مرگ من ... میان دستهای تو؟ چنان مردم که دوباره به زندگی امید وار شدم! سه: کبوتر چشم مرا حبس کن توی نگات ....

ادامه مطلب

فرقی ندارد میان چشم های تو و چشم های من... سیاهی می بینیم !

یک: اندوه از کنایه های تو ... در مورد شفا! از من تو معجزه می خواستی ...نه عشق! دو: از بس که نور بوده ام ... سیاهی ندیده ای ... درسپیدی روز است ...که... شمس و شمس فرق دارند!... سه: مالک قلب من شدی و سن...

ادامه مطلب

طو را اگر دوسط دارم...مانع شو با دسط هایط که بی ربت اند!...

یک: درون شیشه ی چشمم " ماهی" در اشک ... به بلبل زبانی غصه ی شما ... مشهور! دو: بیرون از دنیای من ...هفت میلیاردو نهصد و نودو نه و نه و نه!" دیگر" درون دنیای من غیر از هفت میلیاردو نهصدو نودو ونه ونه و...

ادامه مطلب

ثبات فکری و اندیشه های دوگانه یا من چرا نمی توانم غیر تو کسی را دوست داشته باشم!

یک: درون کعبه ی چشم تو ... به سجده افتادم... سپاس خدایم...که به عشقم چنین نزدیک! دو: بوسیدمت و گذاشتمت کنار! حافظ!... تمام دروغ هایم ... حرف درست شماست! سه: بیرون می کنی مرا از س...

ادامه مطلب

بوسه هایم را گم کردم ...درست روزی که قرار بود برایت خرس بخرم ... تو کرو کودیل شدی!

یک: دروغ گفتم و خدای من فهمید... تورا می پرستم و باید که توبه می کردم! دو: غریبه درشهر چشم تو ... همه نگاه... لباس عشق به تن داشتم و برهنه نبودم! سه: ترک مدرسه کردم یک روز و هزار سال گذشت ... برگشتم و...

ادامه مطلب

آهای عالیجناب عشق ...

ترانه خواندن ...داستان ماست هنوز... که دیگران بارها ... برای حفظ کردن آن می کوشند ... دو: یاد گرفته ام برای زدن تو ... کتک لازم نیست ... چشم بسته ... نمی بینمت و تو ... می سوزی ! سه: بیاور داستان ما ...

ادامه مطلب

کوله پشتی مامان مارپل یا چگونه پرونده های جنائی اداره پلیس پیداشد!

یک: گم شدم درهیاهوی قلب تو ... انگار درهزار توی جان خودم ...بودم! دو: اگر خوابیده قلب تو ...من بیدارم ... صدای قلب من دیگر ... شبیه هق هق هاست! سه: بوسیدمت و مردند از نرس کسانی که ... از این شجاعت دی...

ادامه مطلب

ماجراهای من و استاد ! یا ...اینکه چطور استاد خودرا به اضافه کار بکشانیم!!!

یک: عروسک تنم شکسته شد و گریه ام نیامد هیچ ... کودک روزگار بازم م یخواست ...برای بازیچه! دو: انبوه حرف هایم ...کلوچه شد و باز نخوردی ... چه کنم درد دلم را ...که باز خوردش نیست! سه: امکانات ندارم برای...

ادامه مطلب

تئو یانسن ... مجسمه های ساحلی ... چراغ آسمون کو ....زهره ی کهکشون کو؟!

یک: غریب توی چشمت به زانو نشسته ام ... سر در گریبان و کسی نیست ... بپرسدم! دو: درخلوت خلوت خلوت ... پیدایم کرده ای... اه که در شهر شلوغ ... گمت می کر...

ادامه مطلب

عشق بیدارما ... همیشه درخوابیم ... چشمهای تو ...پرستش ایران است ...

یک: توی قلب شما ...جای ویژه ام نه...کجا؟! کاش در بی حواسیتان ... نام شاعری بودم! دو: اشغال کرده است ...دلم را هوای دوست ... دوستان دیگرم بروند ... با...

ادامه مطلب

و"برند" چشم های خمار تو شاهین بود ! ... مراکه گرفت فهمیدم ... تسلیم!

یک: کوتاهم و بلندم و هم قد شما نمی شوم ... من سایه ام ... خورشید مرا ببخش! دو: تا سقف دلم پر شده از عشق شما کو؟ دست دلتان تا که کند ... خالی از آن ...

ادامه مطلب

ازچشم هایت آموختم ... درس سنگین توی دلت ... آزمون سخت گذشتن از دیگران ....

یک: یک انتظار قدیمی از چشم های تو باقی ست ... که موقع رفتن ... اشک بریزدو من ..." از غصه بخندم" !!! دو: کبود است ... جای طعنه های عشق تو ... روی پوست...

ادامه مطلب

چشم هایم خراب است و کور ولی لامصب بوی تو !معلوم است خوشگلی!

یک: شعرهای من ... بی تو کیفیت ندارند ... کافی است بیائی ... بیت ها " شعله ور " شوند!... دو: غم با دو حرفش ... مرا به آتش کشید و رفت ... بهشت با چهار ...

ادامه مطلب

دیوانگی تو ی چشم هایت معنی نداشت ..." شانه هایت را برای گریه کردن دوست "داشتم!!!

یک: درون قلب مرا جسته ای که ..." عشقت نیست"... نگو که هیچ خودت هم ... از عشق ... بویی نمی بری!!! دو: کشته ای مرا وروی جسد چشمم قدم می زنی ... دوستت ...

ادامه مطلب

بسیار چشم هایت خندیده ...به ابروهای کج من ... تصویر تو توی قاب خدارا شکر کج نباشد!

یک: نصیب ندارم از ماه روی تو ... تا ابرها هست ... کمی تو هم تلاش کن ... مثل نسیم کنارمن! دو: می خندی و قند لبت می کشد مرا ... قندم!شیرین من ... به بدحالی ام نخند! سه: یوسفا! کوچه ها از صدای خنده ی تو...

ادامه مطلب

آینده چشم های توست که هنوز می وزد ... مثل پرچم سه رنگ کشورم ...

یک: تابستان آغوش مرا فروختی ... برای یک زیر پیرهنی جدید "یوسفم"!... دو: کفش های تابستانی ام کجاست؟... می خواهم دریک جوی خنک فراموششان کنم ... و برگردم خانه ... پیش تو ... سه: درون قلب مراسوخته ای از ...

ادامه مطلب

دراین دنیا ... تنها سیب چشمهای تو بود که ...مرا آدم می کرد!!!

یک: غریب در سرزمین تو ... می گشت چشمانم ... " گزید" تصویر مردی که ... دستهایش پراز دعا بود! دو: یوسفا! نمی خواهمت دگرو ... لعنت به نقشه های زلیخا! هزار زن مصری با ترنج و چاقو ... در نقشه های زلیخایند...

ادامه مطلب

مهتاب رنج می کشید ...خودش فقیر بود آنوقت سر چهارراه داشتند عکس هایش را هزار هزار می فروختند!

یک: غریب بودم و خدای ... یاریم کرده است ... مهماندارچشم تو ... پذیرای ...من است! دو: فروختی شکوفه های بهار به میوه های بهشتی ... عجب معامله کردی ... بوی عشق و طلارا!!! سه: تبریک به موهای سیاه تو ... ...

ادامه مطلب

چشم هایم یخ زده بود و دستهایم خون نداشت ... تو با یک دختر دیگر راجع به خرید کت جدیدت حرف می زدی!

یک: ساختمت تورا و راضی ام از وجود خود ... چون کنده ام تورا از خودم ... هزار تکه از منی ... دو: دیگر به پای تو نمی رسند گرگها ... یوسفا! درحریم عشق من ... درآرامش منی ... سه: کیف تورا زده بودند ... وم...

ادامه مطلب

ایران سبز و سپید و قرمز ...پرچم رنگ های شادی است ...

یک: دست من دیگر جداشد از دست قویت ... خواهم افتاد درراه مجنونی ...چون لیلی ام!... دو: شده ام از تو جدا ...رفته ای بی من و من ... هیچ کارم نیست جز ...از ته دل خندیدن! سه: واضح بود تمام راه را خودم آمده ام ... از میان گرگ های وحشی ! چشم هایم خشم بود و صداقت... پول هایت را گرفتم ... تو چه می دانستی راه چه بود؟ به خاطر گوسفندانی که لا به لای پیچیدگی های مغزم .....

ادامه مطلب