درمان نپذیرد دل کودکی که مادر دوستش دوستش ندارد!!!
یک: طلب کردم سیاهی مویت را از خدای تو ... بی مویی مرا ...خدای تو درمان نمی کند؟!!! دو: ته چاه مروت نشسته ام که نرم سرتورا !!! ای برادری که به من تیغ انتقام ...داده اند!!! سه: میلاد تورا دیده بودم و باور نمی کردم ... که پیری و عاشقی به یکبار بیایند ...برسرم!!! چهار: تنت رفت و نامه هایت سوخت و انگار نبوده ای ... این دنیا مثل تو بساردارد ...کاغذ کاهی !!! پنج: سرم امد آن خنده هایی که نثار تو می کردم ... به عاشقی و بله بله گویی تو ...دچار شدم ... شش: مزار شش گوشه ات ...فقط جای دفن تو نیست ... آن جاست که خدای فرستاد سپاهشرا و فرمودی: من بمیرم نفرست!!! هفت: درکشورهای جهان وزندگی مدرن الکترونیک م...
ادامه مطلب