دیوید کاپرفیلد؛ الیورتوئیست؛ آرزوهای بزرگ و چارلز دیکنز!
یک/ درپائیزی که اصلا خیالم نیست! باران نبارد هم .... غروب دلگیر نباشد هم .... ساحل خون گریه نکند هم ... &nb...
ادامه مطلبدر این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «سریال آرزوهای بزرگ» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : دیوید کاپرفیلد؛ الیورتوئیست؛ آرزوهای بزرگ و چارلز دیکنز! و وقسم خوردی که پول نداری!ولی دیدم که النگوهایت را فروختی تا برای خواهر بزرگم ...جهیزیه بخری! و مینی سریالی به نام ..."لیلی و کمانچه اش در ذهن یوسف"!!!! و انتخاب یه درس بزرگ اجتماعی ه ... و آرزو های بزرگ... با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنیدیک/ درپائیزی که اصلا خیالم نیست! باران نبارد هم .... غروب دلگیر نباشد هم .... ساحل خون گریه نکند هم ... &nb...
ادامه مطلب(پوستر فیلمایی رو انتخاب کردم که جزو بهترین فیلمای اجتماعی درسال های گذشته بودن...)یک:درگوش نسیم خوانده بودی ...عشق من ...درگوش نسیم !می دانی؟ببین تو دیگر کیستی؟!دو:به آغوش باز آسمان حسادت می کنی ...کبوتر من!انگار اغوش باز من ...کم ات است؟...سه:قفل قفس قورت می دهی و زنجیر پاره می کنی!از بس نشسته ای ...و به ازادی فکر می کنی ...گنجشک غرغرو!چهار:بیرون شهر 4چها...
ادامه مطلبیک: ندارم سر ولیکن سری ست درقلبم ... که عشق تو ندارد سر !از آن سری که درقلب است ! دو: روی دیوار نوشتم:پژمرد ! ویک مرد که کل خریده بود با خواندش گلش را بوسید ... وگلش را توی اب و قند زنده نگه داشت و ... بعد گذاشت لای کتاب "لبخندها"... وبعد که مرد !باز جای گل خوب بود ... واین تاثیر یک کلمه است درزندگی بعضی جانداران! سه: چرا عشق تو را ادامه می دهم هنوز ...که می دانم ... که این سلسله ی مر گ اور ...می کشد آخر! چهار: بین دستان من و زندگی ماهی حوض! قرار پریدن نبود!که پرید و بعدش مرد! پنج: انار تلخ شد و ندادکام شیرینم ... که دختران اگر بخواهند ....شیرینی کام را تلخ خواهند کرد ! شش: مزار شش گوشه ات را کنارقلب خودم جای است ... دیگر کجا برم که همیشه کنار من باشی ... هفت: نبرد میمون کوچک و درخت ...یک روز تمام می شود ... زمانی که می پرد از بلند ترین شاخه ی درخت و روی درختی دیگر ... فاتحانه جشن نار...
ادامه مطلبیک: دستت روی سرمن بود به رسم مهربانی ... این سایه را گرفتی ...چون سایه قحط می شد ؟!!! دو : بیرون کردی از دلت مرا با صندوق ... گفتی که رای می دهی به من که دگر "با همه "باشم !!! سه: بوی تولد تو ... بوی یاس بود ... از درو دیوار متولد شدی ... ورنگ تویاسی بود ... چهار: قند دردلم اب می شد که کاندید تهرا...
ادامه مطلبیک :تنفس سلول های تنهایی...ازطریق پنجره بود ...شکست دیوارو فرو رفت پنجره ...سلول هایش را فروخت ...آسمان!!!دو:توی دماغ تو چراغ ؟!یا اسارتگاه !!!برای آزادی این غضروف کج....هزارمیلیون جراح زیبایی!!!سه:عروسی دوابروی تو ...روی پیشانی من بود ...چه آغوشی ...ندانستم ...که چشمانت کجا افتاد؟!!!چهار:بین راه ...دریا بود ...یک گوشه افتاده ...فکرکردی فرش است ...گفتی جمع اش کن ببریم!!!پنج:فکرکنارتو نشسته بود ...مثل نسیم ...زمستان شدی و برف...طوفانی شد!!!شش:الحمدالله که بدست تو گرفتارشدم !!!مهدی (ع)...دیگرچه انتظار از عشق دو عالم ...هفت :بی صدا خندیدن من ....ورشکستت کرد دندان!!!می نوشتی با مدادت درد!می جویدی چوب مغزش را !!!هشت :بگذار زنجیر دلم ...پاره شود ...من استوار...چون ارتشم درپای تو ...مهدی بیا ...مهدی بیا(ع)...نه:آقای بنز:عزیزم !پاشو ...ببین دوتا رینگ اسپورت داری!!!...دوتا پارکینگ کنارهم داریم !!!...
ادامه مطلب