بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «سمت» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : امشب در یک خواب عجیب رو به سمت کلمات باز خواهد شد. و آزادی شلوغ بود ؛ اما از سمت اکباتان پرنده پر نمی زد! و می بوسمت و تمام این بی اخلاقی را ...از باران آموخته ام ...ببخش! و من خود به جهنم تو آمدم ...با پای خودم !....وگرنه همیشه سمت تو درباغ ها سبز بود!... و خالی بستم ...چمدانت را."می دانستم که پول نداری و مجبور می شوی ...به سمت من بازگردی" و عشق من :بیا برگه عشقو...بگیرش ازم امضاکن !...اسمتم بنویس... و ازمورچه به مورچه خوار:بیا یه دونه ام ببوسمت!!! و یه ساله رفتی اسمت هنوز مونده تو این گوشی...م

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید

امشب در یک خواب عجیب رو به سمت کلمات باز خواهد شد.

یک/ آنجا که درختان به اطاعت ایستاده اند مرگ روی دوش من؛ زمین حیران؛ بهت زده و ترس؛ قالبی ست که هنوز از هیچ اندامی پر نشده زندگی ؛ بلند بلند می خندد                                 سیاست؛ یعنی همین! دو/ می روم برای چندمین بار ؛ کنار میز و آرام می پرسم: بالاخره پسر من دانش آموز شما می شود؟ من؛ سواد نداشتم وقت سربازی نامه هایم برای سوگل بدخط بود                               زشت بود                    &...

ادامه مطلب

آزادی شلوغ بود ؛ اما از سمت اکباتان پرنده پر نمی زد!

یک/از خواب نارس ظهر                      خشمگین!                         از نرسیدن به پایان چنگ می زنم به هندوانه ی خنک!       وهم چنان که درونم را ...      آرام آرام ؛ می پذیرم ... که گاهی نیمه تمام ؛ تمام است! دو/ شادی درمن برآشفت                        از غمی که نمی خوابید...                          ...

ادامه مطلب

می بوسمت و تمام این بی اخلاقی را ...از باران آموخته ام ...ببخش!

یک: بستی دو چشم مرا و بردیم به خاطره ... انگار من بی دو چشم ...به خاطره نمی روم! دو: اسکناس دو چشمت برای من قیمت نداشت ... دو پا کردی توی کفش!که ما ..." دلارها " هستیم!!! سه: قلب سوخت و اندام دیگری مس...

ادامه مطلب

من خود به جهنم تو آمدم ...با پای خودم !....وگرنه همیشه سمت تو درباغ ها سبز بود!...

یک:خرد شد استخوان سینه ام ...ولی تو شادباش زنده ای ...دل پوسیده ام!...که با تو ده هزار بار عشق ورزی کردم!!!دو:رفتی از حد چشم های من بیرون و ...جرات تکان دادن گردنم ...آن حالتی بود که در چشم آینه می خندیدم و ...خودرا تایید می کردم!سه:توی توی جگرم را گشتی !دیدی که نسوخته ! چه خوب!...برگشته ای به خام خواری یا...؟چهار:بین تمام سیاره های سرد کهکشان ها ...انگار ف...

ادامه مطلب

خالی بستم ...چمدانت را."می دانستم که پول نداری و مجبور می شوی ...به سمت من بازگردی"

یک:لب نزدم به هیچ حرفی ! ...که تا شیرینی ...تلخکامی تو ...برود توی ذهنم!..."انگار خداهم تورا ...می شناسد"!دو:سیب رفت توی آستین درخت!ولانه کرد!وهمانجا با یک سیب دیگر گندید!آه !...آن دندان طلای صاحب باغ ...چه ...زجر آور بود!حیف!ان شیرینی که عاقبت ...روبه سیاهی می رفت!سه:چند کیلومتر رنج؟....اندازه کمربند زمین!با خود حمل کرده ای...خورشید !وقت خواب تو نیست؟!!!چهار:چاق مثل اندام گندم ...خیلی چاق مثل صورت آفتابگردان ...خیلی خیلی چاق مثل سیب ...وموجود ترکیده ای مثل انار...شکر خدای که سفره های ما ...برکت دارد!پنج:ورق که می زنم ...خاطراتم را ...یک بدجنسی بیشتر نیست!:گردهمایی بانوان شهر ...با یک چاقو ...بدون درنظر گرفتن ...احساسات یوسف!شش:مزار شش گوشه ات حسین(ع)...به پرواز وادارم کرد :نفهمیدم موقع زیارت عباس(ع)...بال در آوردم!!!هفت:توی جیبم شکلات اب شد !خراب شد و ..توی احسام دندان عقلم پوسید!چه شیری...

ادامه مطلب

عشق من :بیا برگه عشقو...بگیرش ازم امضاکن !...اسمتم بنویس...

یک: روی دستم مانده ای ...ای عشق !نمی دانم چه کنم باتو؟ قلب دیگر نیست. با این همه عشق ... با نفرت قبلی چه کنم؟.....!!! دو: اگر بسوزانی مرا ...اگر که خاکستر کنی ... نسیم خواهدم برد مرا ... سوی آن یار که با احترام ... دفنم کند!!! سه: نمی فهمی که هزاران بار مردن یعنی چه؟!!! چون هربار که مرگ ...سوی تو آمد ...پیش افتادم! چهار: خرافات است که عشق ننگ می اورد؟! برای ما که آمد .... تمام شهر انگشت حیرت به دهان! که یارب برسرمان نیار ! طاقتش نیست!!! پنج: بردی چشم مرا تا آسمان که ببینم پرنده ای ... آه ای از آن پرنده ای که در آغوش آسمان ...پریده است !!! شش: مزار شش گوشه ات جای نفس نگذاشت و من هم نمی کشم ! نزد حسین(ع)کیست که یادش بماند که ...نفسی هست! هفت: جرمم بیرون کشیدن حروف است از قلب خودم... صدبار خدای شکر که این قلب از آن تو ...نیست!!! هشت: ترومپ جون!بگذار بگذریم از بی وفائیت ... رئیس هم شدی ول...

ادامه مطلب

ازمورچه به مورچه خوار:بیا یه دونه ام ببوسمت!!!

یک:خیال بد کردی و من ضعیف را کشتی... به خدای اعتقادی نداشتی وگرنه....می فهمیدی بعد من چرا...خودت مردی!!! دو: دوکلاس بیشترسوادندارم...ولی دنبال ستاره هام... باذره بین به اسمان نگاه کردم ودیدم:... ماه"متاسفانه"!شبیه توست! سه: خراب کردم سرزمین عشق راو دیگر... کجابخوابم!!!که مادرزنم نفرین نکند!!! چهار: ...

ادامه مطلب

یه ساله رفتی اسمت هنوز مونده تو این گوشی...میدونم قهوتومثل قدیما تلخ می نوشی ...

یک:درآینه دست بردم که جیوه اش می سوخت ...کجاست چنین عشقی که پیدا نمی کنم ...نمی کند ....حتی تورا در اینه ای؟دو:بین دوگل تفاوت است ...من آفتابگردانم ...تو گل رز...من میان دو دندان طعم خوش ...و تو بوی پیراهن باغچه ای !!!سه:گذار کن زقلب من چون تیر زهر آلود ...بکش که قبل تو هم چنین کرده اند لیلی و فرهاد ها...چهار:فردا کلاس درس تعطیل است و من باید بگردم کوچه ها...مجنون ام درکلاس و تو نیایی بوی تو در کوچه هاست ...پنج:خواهرم ...یکروز بالاخره اینجارا می خوانی ...و خوش بختانه درکنار زبان انگلیسی هنوز حروف یادت هست تا فارسی بخوانی و بنویسی ...آن قدر خواهر بوده ای که از راه خیلی دور دوسه تا قاره را کنار بزنی وبیست و چهار ساعت درهواپیما بنشینی و بی خیال تفریحات و سرگر می های کریسمس بیایی تا مراببینی و بروی ...و برای همین کارکوچک!باید چند هزار دلار که اینجا می شود فلان قدر تومن پرداخت کنی ...آفرین که ...

ادامه مطلب