بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «میروم تا گم شوم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : رازهای ام را می دانی ولی بروی خودت نمیآوری "دمت گرم" یا ستارخان! و آزادی شلوغ بود ؛ اما از سمت اکباتان پرنده پر نمی زد! و فندک چیز عجیبی ست؛ در آب گرم کن؛ درفضا پیما؛ و دردستان تو ... من مشکوکم! و روی دیوار بیمارستان ها ... آگهیم را جدی نمی گیرند: کلیه با قیمت توافقی... " حیف من و کارکردم"! و دیگر چه سود از بدی و خوبی من! اگر تو نتوانستی اصلاحم کنی و اگر من نتوانستم ...اصلاح ... شوم! و نقدی بر نظریات رفتار گرایان ... پرو پاچه و امکان انتقال پول از عابر بانک! و برای رقصیدن دل ... تو سینه ی چلچله

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید

رازهای ام را می دانی ولی بروی خودت نمیآوری "دمت گرم" یا ستارخان!

یک/ بوی تند فلفل                    اشک درچشمانم                                            زبان سوخته                                 جزای بچه بدبود                                 &nb...

ادامه مطلب

آزادی شلوغ بود ؛ اما از سمت اکباتان پرنده پر نمی زد!

یک/از خواب نارس ظهر                      خشمگین!                         از نرسیدن به پایان چنگ می زنم به هندوانه ی خنک!       وهم چنان که درونم را ...      آرام آرام ؛ می پذیرم ... که گاهی نیمه تمام ؛ تمام است! دو/ شادی درمن برآشفت                        از غمی که نمی خوابید...                          ...

ادامه مطلب

فندک چیز عجیبی ست؛ در آب گرم کن؛ درفضا پیما؛ و دردستان تو ... من مشکوکم!

یک/روی دست های من نخوای دیگر؛ قلب من تا خواب مانده ای؛ دستهای من تپنده است! دو/ می نویسمت " روی کیک"                 " روی چوب"                 ...

ادامه مطلب

روی دیوار بیمارستان ها ... آگهیم را جدی نمی گیرند: کلیه با قیمت توافقی... " حیف من و کارکردم"!

یک: فروختم دل خودرا ... وقتی که رایگان..." دنیا" بود! می خندیدی به هیچ من !... وقت فروش دلت ... نمی ترسیدی؟! دو: پوشیده ام صدای ابر را تا تو " کویر " باورم کنی ... انگار " باران " خودش قبلا " تردید زا...

ادامه مطلب

دیگر چه سود از بدی و خوبی من! اگر تو نتوانستی اصلاحم کنی و اگر من نتوانستم ...اصلاح ... شوم!

یک: بهار آمد و من...دنبال تو می گشتم ... " محمدرضا..."! که پیدا نکردنت گذشت و سی از من!!! دو: شروع کردم : الا یا ایهالساقی .... صدایت را ... پنج سال تو بودم با حافظ! ...

ادامه مطلب

نقدی بر نظریات رفتار گرایان ... پرو پاچه و امکان انتقال پول از عابر بانک!

یک: نمیر! میان ابرهای چشم من ... خورشید! یک ثانیه رفتنت ... مرا دیوا نه ی شب خواهد کرد! دو: سوز برف از لانه ی گنجشک ها ... نمی گذرد! چه رسد به کلاه پشمی تو! که هزار فکر داغ را ... توی مغزت ... پنهان د...

ادامه مطلب

برای رقصیدن دل ... تو سینه ی چلچله ها ... تا بخوای ترانه داره!

یک: پرید رنگ سحر ؛ از طاقت لیلی ... دی شب هزار مجنون زیر تیغ عشق ... خفته بودند! دو: اگر " روائی" وازه ها بیانگر احساس من نیست ... " فدائی"! بیا مقابل آئینه ها!؛ که نوبت توست! سه: بوی تن سوخته ام... ت...

ادامه مطلب

خورشیده می نشست که ما پاشدیم ...رفتیم و گم شدیم و پیدا شدیم .(خدابیامرز زروئی)

یک: بود... روی شانه ی من ... نشان پیامبری! کندند مردم معتقدم! چون شما... " یکی " به " هیچ" اعتقاد نداشتید! دو: ویران تر از چشم من ... دستگاهی پیدا نیست! آباد ترین ملک جهان ... " صورت عشقم"... وای کو؟!...

ادامه مطلب

ببخشیدا ما توی قبریم ... زحمتامون گردن شماست... انشالله انجام میدید دیگه؟

یک: در پوست شیر ... خوابیده مادرم ایران ... تا به هنگام خواب من ... شغالان ناراحت... دو: روی کتاب های عشقی ... تلفظ مرگ ! روی پتو ... پلنگ ... پلنگ ... نه! خواب! نه! بوس! بجنگ ... تا روز! سه: اگر برای...

ادامه مطلب

اربعین آمد و اشگم ز بصر می آید..., گوییا زینب محزون ز سفر می آید.

یک: کناردست تو ... تقلب طعم جادو داشت ... تو می نوشتی ...دوستت دارم ... من هم همان! دو: بوسیدی پای مرا چون دستم را شکسته بودند ... به جرم نوشتن عشق تو ... از قلم! سه: شب قلب تو صفای دیگری داشت ... انگ...

ادامه مطلب

السلام ای شمس! محتاج نگاهی مانده ایم ...در شب تاریک و مرداب سیاهی مانده ایم

یک : فراز عشق من آن گنبد طلاست رضا ! که کبوتر شوم میان دودوست ... بنوشم آسمان ! دو : می روم رو به روی سرزمین عشق ... دلم نیست ! گم شده ... با سر هوای عشق ، می کشدم می کشدم سوی عشق ... سه : ریاکار بودم...

ادامه مطلب

دختر شیرازی جوونم...دختر شیرازی ... ابروتو بما بنما تا شوم راضی!...

یک: روی جدول صورت من عمودی... " باران"... روی جدول صورت من ...افقی ... " دستهای تو"! دو: فراموش ام کردی و من می خندیدم ...هنوز! آنقدر اهمیت داشتی که ... بی خیال تو شدم! سه: اگر جرات خوابیدن روی ریل قط...

ادامه مطلب

عید برعاشقان مبارک باد ...عاشقان عیدتان مبارک باد

آهنگ شعبانیه متن وبلاگ رو می ذارم صبح می نویسم اگه آقای ویرایش اجازه بده:) متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای...

ادامه مطلب

ونمی فهمم عشق را تا حد خدا... که عاشق شد!

هفت:! وهیچ کس نیامد که وقتی کودک 7 ساله بودم به من بگوید عاشق نشو!اینها همه بازی تاریخ است!... وهیچ کس نیامد به من بگوید بابا می ترسی غم داری از دنیا وحشت داری از پدرت نیاموز که می گوید" یا..." هی چ ک...

ادامه مطلب

بوسه هایم را گم کردم ...درست روزی که قرار بود برایت خرس بخرم ... تو کرو کودیل شدی!

یک: دروغ گفتم و خدای من فهمید... تورا می پرستم و باید که توبه می کردم! دو: غریبه درشهر چشم تو ... همه نگاه... لباس عشق به تن داشتم و برهنه نبودم! سه: ترک مدرسه کردم یک روز و هزار سال گذشت ... برگشتم و...

ادامه مطلب

ارثیه زهـراست که سنــگر باشیم... تا دادن جان مطـــیع رهــبر باشیم

یک: شما به اشاره ...قلب ما خواستید ... ماهم بدون فکر!دل خودرا کشتیم!!! دو: عطر شما که می رسید ... خدای شکر ... میان میلیون ها نفر ... برگزیده ی خدا بودیم... سه: شمارا ندیده ایم و عشق به ما رسیده است ....

ادامه مطلب

ما اگر گم گشته ی راهیم عیب از جاده نیست ...جاده ها جا می گذارند آن که را آماده نیست...

یک: بی کوه تو ... پشتم را به دریا گرم می کنم ... که اگر نخواستم خاطره هایم ... بشوید و ببرد! دو: مرگ حق من بود ... چون درمیانه ی زبانم آتشکده ای بود ... که سبزی سرم را ... مدیونش نباشم!!!! سه: خوردند...

ادامه مطلب

حس تنهائی بدی دارم!...حس اون آدمی که بی همراه ...داره می ره توی اتاق عمل!

یک: فکر نبودن تورا نکرده بود ...سلول های من ... اندوه درتنهایی و نبودن تو ... انتحار کرد!... دو: ربطی به خشم من و خشم گفته های من ... کوتاهی تو ..." شب یلدا" ...چه ارتباط؟! سه: چه چله سیاهی گرفته ام...

ادامه مطلب

حسی که دارم بهت حس تشنگی حس بارون به ابرا ...حس فانوسیه که روشنه تمام عمر تا یه شب نترسه دریا

یک: روی اب ...خوابیده بودی و خیالت نیز هم نبود ... آب از جای خود رفت و ...تو ماه هم ...کجا رفتی! دو: روی کیف!پروانه خوابیده بود و حیفم آمد ... بی پول می گشتم و ...دستم به کیف خویش ...نمی رفت! سه: ...

ادامه مطلب

ماجراهای من و استاد ! یا ...اینکه چطور استاد خودرا به اضافه کار بکشانیم!!!

یک: عروسک تنم شکسته شد و گریه ام نیامد هیچ ... کودک روزگار بازم م یخواست ...برای بازیچه! دو: انبوه حرف هایم ...کلوچه شد و باز نخوردی ... چه کنم درد دلم را ...که باز خوردش نیست! سه: امکانات ندارم برای...

ادامه مطلب

تاثیر سوکس در اختلافات خانوادگی یا چطور پارسا پیروز فررا از پیمان قاسم خانی تشخیص دهیم؟!

یک: غروب ... پی دریای چشم تو می گشت ... میلیاردها سال پیش... در آغوش آبیش ... مرده بود !!! دو: غرور تو...

ادامه مطلب

تعقیب و گریز ( برگرفته از داستان طوطی و بازرگان " کاسنی")!

درکمین تو ... لا به لای شعرها نشسته ام ... سال هاست که راه خویش را از شعرها ... نمی روی! دو: اندوهگین نیستم که تو ... با دنیا در ارتباطی ... ولی تمام راه های ارتباطیت با من ... بسته است! سه: کشته می ...

ادامه مطلب

بهاررا در آغوش تو گم کردم ... گفتی نیست و باورم شد ... بعدها فهمیدم نام مستعارتو ... ناهارخوران است!

یک: من ... یک خودکارم ... که درانتهای وجود خودم .... بازهم ... فلسفه را آبی می نویسد ... آسمان را آبی می نویسد ... و... سیاه را آبی! دو: با کمان آغوش خود ... عشق را انداختی ... دوربازوی من ... انقدر ...

ادامه مطلب

شعور داشتم و می دانستم اوضاع اقتصادی بداست ... گذاشتم نامم را بدزدی !تا دلار بخری!

یک: صد بار از پله های چشم تو بالا رفته ام ... یکبار نکرده ای در سیاه بخت من ... وا کنی ! دو: پرده ی آشپز خانه با بوی قورمه سبزی... پرده ی هال با بوی پدر ... پرده ی اتاق خواب با بوی دیور... روی بال نس...

ادامه مطلب

مهتاب رنج می کشید ...خودش فقیر بود آنوقت سر چهارراه داشتند عکس هایش را هزار هزار می فروختند!

یک: غریب بودم و خدای ... یاریم کرده است ... مهماندارچشم تو ... پذیرای ...من است! دو: فروختی شکوفه های بهار به میوه های بهشتی ... عجب معامله کردی ... بوی عشق و طلارا!!! سه: تبریک به موهای سیاه تو ... ...

ادامه مطلب

خواب تابستانی ... کولر خاموش !... هفتاد و پنج درجه از غرب مردن و... عشق محمد رضا شجریان درعمارت...بستنی!

یک: توان قلب مرا عشق تو گرفت اما ... هنوز ...دست زدن جسم خالیش دارد! دو: فاصله ی ما ...فاصله ی دو ابر است ... گاهی من برای تو ... و گاهی تو برای من ... می باریم! سه: امکان سوختن شمع دلم صفر است و سوز...

ادامه مطلب

مرگم مرگ سفید برفی!

یک: درپی خاموشی لب های خود ...پروانه شدم ... رفتم پی سوختن شی دیگری...که نابودم کند! دو: آه...زیر یک سقف باید مردی ... من زن باشم و تو نامردی ...هرگز! سه: بی حال نامه ات را دلیت می کردم ... اگرم حالی بود ...رایانه و خانه را باهم می سوزاندم! چهار: گویند که عاشق نباید شد و عشق دروغ است ... راست می گویند! من و آفتاب قهر کردیم وشب ...شاعرانه تر نبود؟ پنج: تو...

ادامه مطلب

دو شمس در کتاب مدفون و یک شمس در رویا آزاد و یک شمس درآسمان و یک شمس در خوی!!!

یک:این آتشی که درمیان دست های توست ...افروخته از دامن قلب خاکستر من است ...دو:وچنان دوستم داشتی که یکروز ...لب هایت را کندی!!!تیغ که می برید ! می خندیدی که ...جای بوسه هایی که " نباید" خالی!!!سه:وجای فضول ها خالی!...داشتیم می گفتیم و می خندیدیم !!!من و چهار مرد ذهنی ام!!!چهار:وقتی میان گلوی تو ...قند بوده ام پریده ام ...صدبار از خواب یکدفه رفتن ...پریده ام ...

ادامه مطلب

وقسم خوردی که پول نداری!ولی دیدم که النگوهایت را فروختی تا برای خواهر بزرگم ...جهیزیه بخری!

(پوستر فیلمایی رو انتخاب کردم که جزو بهترین فیلمای اجتماعی درسال های گذشته بودن...)یک:درگوش نسیم خوانده بودی ...عشق من ...درگوش نسیم !می دانی؟ببین تو دیگر کیستی؟!دو:به آغوش باز آسمان حسادت می کنی ...کبوتر من!انگار اغوش باز من ...کم ات است؟...سه:قفل قفس قورت می دهی و زنجیر پاره می کنی!از بس نشسته ای ...و به ازادی فکر می کنی ...گنجشک غرغرو!چهار:بیرون شهر 4چها...

ادامه مطلب

پدر خوابیده بودو هذیان می گفت...می گفت:دوستتان دارم و باز گشت ممکن نیست!

یک:در به در خانه به خانه ...مو به مو ...گشته ام دنبال عشق خود ...که هرجائی نیست ...!دو:مگرم تو بو سه ای بدهی و دل من شاد کنی ...زیبا رویان چنین اند که کمتر عاشق اند!سه:علی (ع) تولد عشق است و عشق علی (ع) که بود؟جز فاطمه (س) که از خردسالی مادری نمونه بود؟...چهار:دست علی (ع) همیشه به همراه ماست و خود می دانیم ...صد بار بالاتراز خیبر علی (ع) فتح کرده ایم و علی ...

ادامه مطلب