رازهای ام را می دانی ولی بروی خودت نمیآوری "دمت گرم" یا ستارخان!
یک/ بوی تند فلفل اشک درچشمانم زبان سوخته جزای بچه بدبود &nb...
ادامه مطلبدر این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «می روم تا» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : رازهای ام را می دانی ولی بروی خودت نمیآوری "دمت گرم" یا ستارخان! و خوش می گذر با شعر؛ لیلی! و بوی جوی مولیان آید همی, یاد یار مهربان آید همی... و سوزن بان قدیمی روی پل " لوندونیوم"! و بیرون از داخل من یک تفاوت داشت، تنهاتر بودم و کسی نمی دانست! و آزادی شلوغ بود ؛ اما از سمت اکباتان پرنده پر نمی زد! و فندک چیز عجیبی ست؛ در آب گرم کن؛ درفضا پیما؛ و دردستان تو ... من مشکوکم! و روی دیوار بیمارستان ها ... آگهیم را جدی نمی گیرند: کلیه با قیمت توافقی... " حیف من و کارکردم"! و سندروم استکهلم! ... چشم ان با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنیدیک/ بوی تند فلفل اشک درچشمانم زبان سوخته جزای بچه بدبود &nb...
ادامه مطلبیک/ فروردین پای بهار می ماند. درست مانند دختری که به عشق تعهد دارد. همیشه می خندد. و انگار هیچ اتفاقی دربیوفائی نیفتاده است. اردیبهشت اما؛ نیمه غم درتلاطم است که نگوید ؛ که ندانند ؛ بد عهدی با آدم ها ؛ چه می کند. خرداد فریاد می زند. یک جای عشق اشکال دارد. یکطرفه دنیا بهار است! اما داغی تابستانی اش ؛ چیز دیگری می گوید . درنهایت باور نکنید؛در انتهای اردی بهشت هم ؛ بهاری باقی مانده باشد. دو/ می رنجم چه زود می روند بهار نارنج ها و بوی تلخ شیرین از شمال... چه سود که وقت چای لاهیجان چه عطر تا سال بعد زنده باشم ! سه/ باور نمی کنم ؛ غم ات را ؛ اردی بهشت میان گریه های بهاری من احساس احساس می خندی. و مرتب می زنی به پشت من ؛ کدر نباش ؛ کدروت خوب نیست . به دل نگیر ... غم ات نیست دیگر ... پشتت به خرداد گرم است!!! چهار/ عشق مثل شکلات درون چای من؛ آب می شود . غلیظ ؛ با طعم گس چه کسی می دان...
ادامه مطلبیک/ پنهان شدم ازغم پشت لبخندهای تلخ.... باور نمی کنی که غم ازمن چه هنر پیشه ها ؛ نساخت! دو/ مقابلم حتی دریا سکوت کرد! ممنون! درلحظه ای که من ... قادر به هیچ کلامی نبوده ام... جهان! وانمود کرد ... " دیالوگ" هیچ است! سه/ " جهان" با من شو...
ادامه مطلبیک/ همین کنار... که برف از پشت بام گریه می کند ... چشم بر نمی دارمت. &nb...
ادامه مطلبیک/ روی برف... چندان که سکوت هیچ نلغزد می روم! درون باغ، هزارشاه می گرید و ،اشک من.. تا بیرون باغ، و هم همه ی خودروها از شوق ، جدائی هاست! دو/ زمانی که ... پیراهن کهنه ات بودم داخل هر کمد ،جایم بود! شکافتی ! کاموا گران شده بود ،تا ببافیم ... که دوباره تا بهارت ندیده باشم حتی کمدی! سه/ پریروز بربلندای کوهی مه می خوردیم و توی آش مان ،پیاز داغ غش غش می خندید! دیروز هوانبود! گاز ،اسید می خوردیم و الویه توی تاکسی.. س...
ادامه مطلبیک/از خواب نارس ظهر خشمگین! از نرسیدن به پایان چنگ می زنم به هندوانه ی خنک! وهم چنان که درونم را ... آرام آرام ؛ می پذیرم ... که گاهی نیمه تمام ؛ تمام است! دو/ شادی درمن برآشفت از غمی که نمی خوابید...  ...
ادامه مطلبیک/روی دست های من نخوای دیگر؛ قلب من تا خواب مانده ای؛ دستهای من تپنده است! دو/ می نویسمت " روی کیک" " روی چوب" ...
ادامه مطلبیک: فروختم دل خودرا ... وقتی که رایگان..." دنیا" بود! می خندیدی به هیچ من !... وقت فروش دلت ... نمی ترسیدی؟! دو: پوشیده ام صدای ابر را تا تو " کویر " باورم کنی ... انگار " باران " خودش قبلا " تردید زا...
ادامه مطلبیک: غروب ؛ روی دوست من... مانده! چون زمین؛ درحیرت چرخش خودم! دو: می روم ... از کتاب تاریخ بیرون" شاهزاده"! و توی فرانسه های قدیم در " کافه"! می پوشم لباس مردم عادی" دامن"! و می خرم روزنامه های پر تیرا...
ادامه مطلبیک: نمیر! میان ابرهای چشم من ... خورشید! یک ثانیه رفتنت ... مرا دیوا نه ی شب خواهد کرد! دو: سوز برف از لانه ی گنجشک ها ... نمی گذرد! چه رسد به کلاه پشمی تو! که هزار فکر داغ را ... توی مغزت ... پنهان د...
ادامه مطلبیک: پرید رنگ سحر ؛ از طاقت لیلی ... دی شب هزار مجنون زیر تیغ عشق ... خفته بودند! دو: اگر " روائی" وازه ها بیانگر احساس من نیست ... " فدائی"! بیا مقابل آئینه ها!؛ که نوبت توست! سه: بوی تن سوخته ام... ت...
ادامه مطلبیک: بود... روی شانه ی من ... نشان پیامبری! کندند مردم معتقدم! چون شما... " یکی " به " هیچ" اعتقاد نداشتید! دو: ویران تر از چشم من ... دستگاهی پیدا نیست! آباد ترین ملک جهان ... " صورت عشقم"... وای کو؟!...
ادامه مطلبیک: پس از دویدنم ... توی گوش دیوار !... " لیلا وار"! افتادی به خواب ... ولی دیگر..." سایه " می دیدی! دو: روی تخت ... گلبرگ های " رز" خشکیده ... از گرمای بی تنفس اتاق ! " آدم کو"؟! درخانه های رفته از ع...
ادامه مطلبیک:" عکس های این پست از سرکارخانم تهمینه منزوی" سرم را از دست می دادم؛ مثل قلب تو! از کجا فهمید سوم شخص غائب... تو درون مغز من ... و من ... درون قلب تو؟! دو: با پیراهن مشکی توی شب غرقم... نزدیکتر بیا ...
ادامه مطلبیک: رود از میان داستان قلب من ... با " سکوت " گذشت ... ترسید خوانندگان ...غم غرق شدن " ماه " را زود بفهمند! دو: پیکر چشم مرا روی دستانم ... فرض می کنی ؟! چرا نگاه تو وقتی که حرف می زنم ... کف دستان من...
ادامه مطلبیک: رسید از دیواره ی قلب من ... صدای " عشقم"! برخاستم از گوردو چشم خود ... با " سکوت"! دو: انکارش نکردم!و... این هنر من بود! حتی عشق قلابی را! فروخته بودند بلی...
ادامه مطلبیک: قند بالا توی کلام شما ... برعکس پروانه ام کرد نه زنبور! آنقدر می آیم از سوختنم !... که نه دست نوشتنم هست ... و نه! عسل ساختن! د...
ادامه مطلبیک: اتاقم تا خدا ... پنجره داشت ولی ... نمی دیدم! مردمی که روی دوش هم! ... به آسمان رفتند! دو: برای کشتن حشرات!از بوی گل دوا ساختند! ای بسا مرگ!که در بوی گل ... فنا باشی! سه: رویم نشد ...درحال عشق ترک...
ادامه مطلبیک: درخت لوس ... که از حجم برف سر کج کرد ... تمام ریخت به روی زمین ... سپیدی خویش! دو: نمی دانم درون غم مردن ... برای تو چه سود ... که شادی مرا ... نمی توانی دید! سه: برای بردن تو سوی خوشبختی ؛ از من ...
ادامه مطلبیک: وزش روح من ... درکویر تنهائی شما ...طوفان کرد! دیگر بودنم برای عشق شما ... مسئله نیست؟ دو: رفتیم زیر سایه ی هم... مثل دوخورشید! باور نمی کنند که... سایه ها! ...
ادامه مطلبیک: وقتی می رفتی آن سوی رفتنت " هیچ " بود ... درد من رفتن تو نبود ... پیوستنت به " هیچ " بود! دو: رنگ پیراهن شما تلخ بود!... می دانستید ! وقتی درست مثل پیراهن مادرم ... مزه می کردم ... فهمیدم! سه: توی...
ادامه مطلبیک: در پوست شیر ... خوابیده مادرم ایران ... تا به هنگام خواب من ... شغالان ناراحت... دو: روی کتاب های عشقی ... تلفظ مرگ ! روی پتو ... پلنگ ... پلنگ ... نه! خواب! نه! بوس! بجنگ ... تا روز! سه: اگر برای...
ادامه مطلبیک: درون من پر از " ضد" توست ... با تو نمی میرم! اگر درون خون من از تو پر شود... عشق قلابی!!! دو: رفتار تو مجنون... سر آمد پزشکان شد! خون داد به رگ های من ... از جهت " لیلا ئی"! سه: روی پیراهن من سپید...
ادامه مطلبیک: راه سیاه چشم تو را رفته ام ...که عاقبت ... نفرین عاشقان تو ... مرا گرفت و ... مرده ام! دو: شاید بیرون دفترم ... هزار داستان دیگر نوشته است ... مراچه؟اگر داستان اصلی من ... جناب " تو " باشی ... سه:...
ادامه مطلبیک: سر مسئله ی چشم های تو ... کمر شکسته ام! وای!اگر سر مسئله ی لب هایت ... بمانم! دو: مرا در آغوش خود نپذیرفتی ... خاک! من دانه ی عشقم! تا به حال ..." سرو" شده بودم! سه: بوی کباب دل من!اشتهای تورا کور...
ادامه مطلبیک: روی پای من ... خوابیده بود گیسوی طلا... من ... بی حوصله چشمم دنبال موی سیاه تو بود! دو: مسیح نگاه تو ... مرا بالای صلیب ...خندان می دید... من... گناهکار دین دیگری بودم ... سرانجامم ...حسین(ع)... س...
ادامه مطلبیک: کناردست تو ... تقلب طعم جادو داشت ... تو می نوشتی ...دوستت دارم ... من هم همان! دو: بوسیدی پای مرا چون دستم را شکسته بودند ... به جرم نوشتن عشق تو ... از قلم! سه: شب قلب تو صفای دیگری داشت ... انگ...
ادامه مطلبیک : فراز عشق من آن گنبد طلاست رضا ! که کبوتر شوم میان دودوست ... بنوشم آسمان ! دو : می روم رو به روی سرزمین عشق ... دلم نیست ! گم شده ... با سر هوای عشق ، می کشدم می کشدم سوی عشق ... سه : ریاکار بودم...
ادامه مطلبیک: فریب عشق تورا خوردم و برده ی تو ... فروختیم به بازار شعر که ... سود نداشت! دو: میان مرگ لذت رفتن از تو مرا کشت ... چرا که مانده بودم و... تو توی فضای دیگری ... سه: برق دستهای تو رفت بین استخوانهای...
ادامه مطلبیک: نشد که دست من از سرنوشت تو ...کوتاه! نوشتمت که ...افسانه ها شوی ... فردا! دو: توی سرم صدای آبشار بودوخدا ... نمی شنیدمت که صدایم کردی: لیلا! سه: دردرا که می نویسی ...خون می چکد از چشمت ... دردا که...
ادامه مطلب