بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «نبود» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : " میم" واژه ی مالکیتم بود ... خوردمش! وقتی مالک " تو" نبودم! و من غریبه ای بیش در وطنم نبودم ... آنگاه دانستم که فرسنگ ها دورتر مردم و کبوترها جمع شدند! و وفاطمه (س)... عاشق علی نبود(ع) اگر قبل او .... شهید نمی شد!!! و دریا شکست و موج پیش نرفت...دیگر نگاه ساحل نشین نبود ...که تحسین شان کند!!! و قرارمان کناردست تو ماندن نبوده است؟!

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید

" میم" واژه ی مالکیتم بود ... خوردمش! وقتی مالک " تو" نبودم!

یک: پس از دویدنم ... توی گوش دیوار !... " لیلا وار"! افتادی به خواب ... ولی دیگر..." سایه " می دیدی! دو: روی تخت ... گلبرگ های " رز" خشکیده ... از گرمای بی تنفس اتاق ! " آدم کو"؟! درخانه های رفته از ع...

ادامه مطلب

من غریبه ای بیش در وطنم نبودم ... آنگاه دانستم که فرسنگ ها دورتر مردم و کبوترها جمع شدند!

من از شما ... توقع مردن نداشتم! نان شبم به احتیاج گفتم و ... شما مردید! دو: اگر طلای درون چشم ی شما ... خرج کنم! صد سال حقوق مدرک لیسانس پیشکشم! سه: می بوسمت و انگار دنیا ... کمال پرست شده!... می دون...

ادامه مطلب

وفاطمه (س)... عاشق علی نبود(ع) اگر قبل او .... شهید نمی شد!!!

یک: می سوزمت ...ای فاطمه (س) امشب ... که ندانستمت ای وای ... تو رفتی و علی (ع ماند .... دو: به مهریه ی خویش دل مرا سیراب می کنی ... نه فدک ...که آب ... ثروت بیکران عشق توست ... سه: حاصل تربیت عشق ...هزار دانشمند ... حاصل تربیت بی بند وبار ...هزار یزید ... چهار: بیرون قلب من ...جای مزار تو ...کجاست؟ آن جای سوختن ...مثل شمع ...توی توی قلب من ...سال هاست جای توست ... پنج: نخواستی ...نه عمر را و نه ابوبکررا!!!! نه صاحبان ثروت! علی (ع)اگرکه هیچ نداشت ...زره داشت ...شمشیر داشت ... ذوالفقاری که ...بجنگد ... شش: مزار شش گوشه ات حسین(ع)...به اشک آباد شد ... هزار سال پیشتر از فاجعه ی کربلا ...فاطمه (س)برای تو می گریست ... هفت: به هر حال فاطمه (س)بعد از پیامبر(س)...بانوی اول اسلام می شد ...هم چنان که درمورد پنج گفتم ...اگر حتی به درخواست ازدواج مردان قدرت و ثروت ...پاسخ می داد ... درعجبم از سکوت برخ...

ادامه مطلب

دریا شکست و موج پیش نرفت...دیگر نگاه ساحل نشین نبود ...که تحسین شان کند!!!

یک: نمی شنوی کناردست من ...صدای قلب من ... این شایعه ها چیست؟که من عاشق توام؟!!! دو: قبض روح شدم ...تاتو از سفر بیایی! تمام حادثه ها اتفاق افتاد ...هوای آلوده ...زلزله ...اغتشاش!!! سه: توی باران هیچ کینه ای نبود ... حتی اگر هوای آلوده نفس های من ... تا ناباروری ابر ...پیش می رفت! چهار: نکو بدار نوشته هایم را چون بعد من ... کسی قلم رایگان ...برای تو حرام نخواهد کرد...! پنج: ریختی چای و از سردی هوا نفس بخار می شد ... اشکم در آمد که قوری چا ی تو بعد من ...مال کیست؟ شش: مزار شش گوشه ات شوری ست دردلم ... زیر زبان من اگر نیاید ...دنیایم تلخ می شود... هفت: بی هوش بودم و سیاهی بود و هیچ ... یکنفر از دنیای واقعی مرا صدا می کرد :لیلا! هشت: ترومپ!بیمه مهم است و اقتصاد چرخان ! چرا تونمی خواهی نمی دانم!می خواهی ما بچرخانیم؟ نه: پراید: امکان نداره !قبول نمی کنم! مامان بنز: ما نمی خواهیم و نمی خواستیم...

ادامه مطلب

قرارمان کناردست تو ماندن نبوده است؟!

یک: دیوانه که دیوانه ...می شکنی دیوارسکوت؟! ببین کی گفتم.دلدار ندارد ....خرج بالا بردن دیوار...کند! دو: سنگ بنداز سرراه من...ای عاقل فرزانه ولی ... که دیر می رسم به مکتب خود .."بازهم مجنون لیلی هایشم "! سه: درابتدا شعرهای من ...حتی قافیه هم نداشتند ... قدرت خدا...حالا دارم فکرمی کنم ...چطور ردیف شوند ! چهار: گفتم :به اندازه ی مادرم "دوستت دارم ...بدانی بهتر است ... زود اتمسفر ...جو ...حالا هرچی ..تورا گرفت دادزدی :"عاشق نیستم اندازه ی مادرت برو بمیر"!.... پنج: کلاس پنجم نرفتیم وشش نخوانده شدیم ... حیف ما بود میزهای شما ...جبهه های جنگ خریدیم ! شش: کسی نمی داند ...مظلومیت شما ...امام حسن (ع)... سکوت درد بزرگی ست ...درولایت عشق ...که بزرگان دانند ... هفت: گفتی که بی کسی و برایت کسی شوم !!! خوشحال و ساده بودم و بی کس ...خنجرت درد نداشت!!! هشت: "بیکاری عاشقی؟پول داری عاشقی ؟مریضی عاشقی؟"...

ادامه مطلب