بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «ندارم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : صندوق بیان چرا ندارم؟میز کارمن ...صدا ندارد؟صندوق بیان وفا ندارد! و تخصص ندارم !یا بحث مهم مهارت های کسب نشده درمحیط کار "ایرانی و خارجی ام نداریم"!!! و منتظر مرگ منی ...یه خاطر خواه ندارم ...به ارزوم رسیدم توروبه خدا چه کردم؟"بروزن کبوتری خسته منم " و به کوی دلبران راه ندارم ...چه کنم؟!!! و پرنده ای خسته منم ...دورسرت می گردم ...یه آشیون ندارم ...تروبه خدا چه کردم!!!

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید

صندوق بیان چرا ندارم؟میز کارمن ...صدا ندارد؟صندوق بیان وفا ندارد!

یک: روی پای من ... خوابیده بود گیسوی طلا... من ... بی حوصله چشمم دنبال موی سیاه تو بود! دو: مسیح نگاه تو ... مرا بالای صلیب ...خندان می دید... من... گناهکار دین دیگری بودم ... سرانجامم ...حسین(ع)... س...

ادامه مطلب

تخصص ندارم !یا بحث مهم مهارت های کسب نشده درمحیط کار "ایرانی و خارجی ام نداریم"!!!

یک: سوی من آمد نسیم و من خیال پرنیان! پشت پرده دست هایی هست که ما دور از همیم !!! دو: شاید رفتی سفر و ...باز نمی گردی ... ای عشق!بیا و از من نگریز!... سه: می خندم و ده ها نفر به عقل من شک دارند ... جدی جدی ...غم ها درون من تا چه حد مظلومند !!! چها...

ادامه مطلب

منتظر مرگ منی ...یه خاطر خواه ندارم ...به ارزوم رسیدم توروبه خدا چه کردم؟"بروزن کبوتری خسته منم "

یک: درتنم یک ژن با تو آشمایی دارد..."کشش به تو"... تو مفهوم عشق را نمی فهمی .....چه تاحد "ژنتیک"... دو: قند لب تو ...کامور است ...هرچه می چشمش ... قندم می افتد پایین ..."حنانه "فدای تو ... سه: بارهایم بسته بود و تو لگد می زدی ...به بسته ها ... یکهو یکی شکست ... بلند بلند خندیدی ... مجبور شدم نشانت بدهم ...که هیچ شکستنی باخود نمی بردم ... جز همان قلب شیشه ای که روی اش نام تو بود ... چهار: کوله ا...

ادامه مطلب

به کوی دلبران راه ندارم ...چه کنم؟!!!

یک: تلفظ صحیح نام من برای تو سوژه شد ... آمدی که بگویی سیده ...گفتی ...سپیده خانم !به به! دو: درآمدی چوماه از پشت کوه های البرز ... ابر سپید باران زای مشتی!!! سه: خدای را به وکالت گرفته ام که عشق تو ... یک شب نه...تا آخر عمرم به قلب ماند ..."امیر"... چهار: برده ای نام مرا در خلوت خود با خدا ... ...

ادامه مطلب

پرنده ای خسته منم ...دورسرت می گردم ...یه آشیون ندارم ...تروبه خدا چه کردم!!!

یک:بریده ای به قد و قامت من ...رخت عشق ات را ..."عزیز"...چگونه نپوشم ؟...رخت اهدایی!!!دو:به مردن کسی نباید راضی بودن ...فقدان یک مورچه هم "گاهی"عدالت می آورد ...دم در!سه:مقابل آینه دیدی که چندان "هم"زیبا نیستی!....ولی چه سود !باورنداشتی که عشق "او"به"تو"...قشنگی روحت بود!!!چهار:این دنیا پراست از فیلسوف ...به خصوص که دردنیای جدید همه مان درحد یک مهندس کامپیوتر و لیسانس زبان خارجی داریم می فهمیم!!!سیاست فقط این نیست که سیاستمدارباشیم!گرداندن یک مجموعه از دوستان ...خانواده هم می تواند بخشی ازسیاست باشد ...دوراز جان همه ...بعضی ها چیزی دارند به نام "سیاست لگد "و می گویند درشکم مادرشان هم که بوده اند این کاررا می کردند وحلا هم.ولی شرط این است که میان بقیه بچرخی ...نه اینکه کاری کنی که ازچرخ بیندازندت بیرون...سیاست لگد همه جا جواب نمی دهد دورازجون مگر همه را "خ"و "ر"فرض کنیم که دردنیای کنونی مح...

ادامه مطلب