در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «نیاز من به حس تو» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : امشب در یک خواب عجیب رو به سمت کلمات باز خواهد شد. و دوستت دارم هنوزم ،هرچند معرفت درتو ازابتدا مرده بود .... و شباهتهایی به شعر داشتند ، نوشته هایم... و دیوید کاپرفیلد؛ الیورتوئیست؛ آرزوهای بزرگ و چارلز دیکنز! و بیا بیا که شدم در غم تو؛ سودائی ... و سه گربه جوان! و بیرون از داخل من یک تفاوت داشت، تنهاتر بودم و کسی نمی دانست! و شهید حسین علیه السلام و حسبی الله نعم الوکیل؛ نعم المولا و نعم النصیر! و فندک چیز عجیبی ست؛ در آب گرم کن؛ درفضا پیما؛ و دردستان تو ... من مشکوکم! و قلعه هزار اردک ... درا
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید
یک/
آنجا که درختان به اطاعت ایستاده اند
مرگ
روی دوش من؛ زمین حیران؛ بهت زده
و
ترس؛ قالبی ست که هنوز از هیچ اندامی پر نشده
زندگی ؛ بلند بلند می خندد
سیاست؛ یعنی همین!
دو/
می روم
برای چندمین بار ؛ کنار میز و آرام می پرسم:
بالاخره پسر من دانش آموز شما می شود؟
من؛ سواد نداشتم
وقت سربازی
نامه هایم برای سوگل بدخط بود
زشت بود
&...
ادامه مطلب یک/
بی تابی نکرده ام ،ازرفتن شما
حتی خوابیده ام ... کنار ساحل دریا!
اما درون خالی من پر نمی شود
چون نیستید،نیستید دیگر بین ما....
درحس مرگ هم تجربه هستم ،با شما
هم درسکوت ،هم دربیان نکردن دردها!
چندسال،چندسال طول می کشد؟
بیرون نرفتن ازغم و خالی شدن ؟
خدا!
دو/
بیرونم بینداز از دوچشمت
ازآن خاکستر سردسیه پوش...
بده جرات به قلبت
دشمنم باش!
بزن تیرهلاکت...
ادامه مطلب یک/
دروغ بزرگ....
زندگی من ،داخل سیرکی بزرگ بود!
پروازم ،با گوش های بزرگم از ارتفاع
دروغ بود!
و
نجات جان دوستانم ،از بزرگترین سیرک دنیا
دروغ بود!
من ،یک روز تصمیم گرفتم دروغ ها را باور نکنم ...
شماهم...
تصمیم دارید که ،بزرگترین دروغ ها را دیگر باور نکنید؟!
دو/
شماره می کنم ،تعداد مژگان تورا، بیشتر نشود !
هزار تیر کم است؟!
بش...
ادامه مطلب یک/
درپائیزی که اصلا خیالم نیست!
باران نبارد هم ....
غروب دلگیر نباشد هم ....
ساحل خون گریه نکند هم ...
&nb...
ادامه مطلب یک/
به وقت بال گشودنم ...
به بیکرانه پریدنم
(زمین مسطح!)
تمام؛ دانه به دانه
چنان به اوج رفتنم
که غرق مرگ بودنم!
 ...
ادامه مطلب یک:بی روز
و در تاریکی با شمع!
میان خنده های نمی دانم از کوچه و هرچه درد
از باورم ...تقویمم می گذرد!
انتهای همین ماه
طولانی ترین شب سال هم خواهد گذشت....وفردا
چرا باید دوباره ؛ بی روز ...
درتاریکی باشمع ... باشم؟!
دو:
بافتنی که از یادم رفت...
شعرهم از یادم رفت ...
قلم از یادم رفت...
نام پدرم ...
سن ام ...
ورفتم!
از سرزمین فراموش کننده گان
از سرزمین فراموشی
&nb...
ادامه مطلب یک/
روی برف...
چندان که سکوت هیچ نلغزد
می روم!
درون باغ، هزارشاه می گرید
و ،اشک من..
تا بیرون باغ، و هم همه ی خودروها
از شوق ، جدائی هاست!
دو/
زمانی که ...
پیراهن کهنه ات بودم
داخل هر کمد ،جایم بود!
شکافتی !
کاموا گران شده بود ،تا ببافیم ...
که دوباره تا بهارت
ندیده باشم حتی کمدی!
سه/
پریروز
بربلندای کوهی مه می خوردیم
و
توی آش مان ،پیاز داغ غش غش می خندید!
دیروز
هوانبود!
گاز ،اسید می خوردیم و الویه توی تاکسی..
س...
ادامه مطلب یک/اندوه
بین غم های من، یک نفس است ...
میراث زندگی ام
بین غم و غم درتلاش ...
دو/
بیرونم کردند از شرکت دنیا
باپیراهنی سپید
میان شهری غریب
اما ، تجربه ام اززندگی آنقدربود
که باارواح...
به هرزبانی در می آمیختم
و
کتاب زندگیشان را ، معرفی می کردم!
سه/
باور نکردیم
روزی که بامدال طلا ، روی قلب تو ، ایستاده بودم
باور نکردیم
اشک اشک ،میان صورت خود، جاری ازتو
باور نکردیم
چنگ می زدمت، میان جمله هاکه عشق را باهم
باور نکردیم
&n...
ادامه مطلب یک/من؛ زیاد هم عاشق تو نبوده ام!
مثل پروانه به پرواز ...
و یا ؛ مثل نور به تاریکی
ولی
درقلب چنان سوختم که
وقت مردن فقط" ریه" داشتم!
دو/
مرگ ام
درخواب
خسته از مرگ ام
در بیداری
آن قدر که ؛ بیدارم!
درجهانی که متعلق به " من" نیست!
سه/
دزدی که" یوسف" را بدزد ؛ ای زلیخا...
تنها خدا می داندش ؛ عاشق تر از کیست!
چهار/
زبانم را میان قهوه های تلخ ؛ می شویم
از شعرهای نگفته
و حرف های منتظر
داخل هر کافه ای که " دود" دود" دود" ...
می رود داخل سینه
تهران فقط " بندر" ندارد!
پنج/
سرمای درون من ؛ تمام نشد
از آن روز دیماه
که میان گهواره
درجستجوی مادرم
اشک می ریختم
و امروز
که ... سالهاست!
شش/
مزار شش گوشه ات را یا حسین(ع) چنان می بینم
که عاقبت
میان روضه های زینب...
ادامه مطلب یک/روی دست های من نخوای دیگر؛ قلب من
تا خواب مانده ای؛ دستهای من تپنده است!
دو/
می نویسمت " روی کیک"
" روی چوب"
...
ادامه مطلب یک:
روباه در نوشته ی من ... نقش فیل داشت...
دم می گرفت در زبان خودش ... خنده اش نیاد!
دو:
از ابر " دزدیده امت"! از باران از خیابان های سیاه ...
ادامه مطلب یک:
من روی تورا بستم و از اشک نبستم!...
آن خانه ی چشمی که خراب از " غم تو" شد!...
دو:
میان دردهای ... ملوس... تن من!
خارش تو!
دیوارهای خانه امان ... نقاشی ست!
ورق های پوسیده دفترها ...شعر است...
سنگ ه...
ادامه مطلب یک:
فروختم دل خودرا ... وقتی که رایگان..." دنیا" بود!
می خندیدی به هیچ من !... وقت فروش دلت ... نمی ترسیدی؟!
دو:
پوشیده ام صدای ابر را تا تو " کویر " باورم کنی ...
انگار " باران " خودش قبلا " تردید زا...
ادامه مطلب یک:
بهار آمد و من...دنبال تو می گشتم ...
" محمدرضا..."!
که پیدا نکردنت گذشت و سی از من!!!
دو:
شروع کردم : الا یا ایهالساقی ....
صدایت را ...
پنج سال تو بودم با حافظ! ...
ادامه مطلب یک:
پرید رنگ سحر ؛ از طاقت لیلی ...
دی شب هزار مجنون زیر تیغ عشق ... خفته بودند!
دو:
اگر " روائی" وازه ها بیانگر احساس من نیست ...
" فدائی"! بیا مقابل آئینه ها!؛ که نوبت توست!
سه:
بوی تن سوخته ام... ت...
ادامه مطلب یک:
پس از دویدنم ... توی گوش دیوار !... " لیلا وار"!
افتادی به خواب ... ولی دیگر..." سایه " می دیدی!
دو:
روی تخت ...
گلبرگ های " رز" خشکیده ...
از گرمای بی تنفس اتاق !
" آدم کو"؟!
درخانه های رفته از ع...
ادامه مطلب یک:
رود از میان داستان قلب من ... با " سکوت " گذشت ...
ترسید خوانندگان ...غم غرق شدن " ماه " را زود بفهمند!
دو:
پیکر چشم مرا روی دستانم ... فرض می کنی ؟!
چرا نگاه تو وقتی که حرف می زنم ... کف دستان من...
ادامه مطلب یک:
رسید از دیواره ی قلب من ... صدای " عشقم"!
برخاستم از گوردو چشم خود ... با " سکوت"!
دو:
انکارش نکردم!و... این هنر من بود! حتی عشق قلابی را!
فروخته بودند بلی...
ادامه مطلب یک:
قند بالا توی کلام شما ... برعکس پروانه ام کرد نه زنبور!
آنقدر می آیم از سوختنم !...
که نه دست نوشتنم هست ... و نه! عسل ساختن!
د...
ادامه مطلب یک:
دیروز در مسیر تو ... گم شد قلب من ...
بهتر که وقت دیدن تو ... تپش نبود!
دو:
گذشت زمان و خراب شد احساس ما چه زود ...
از بس نساختیم بین خود ارتباط ... مردیم!
سه:
رگ روی رگ خوابیده ...
ادامه مطلب یک:
درخت لوس ... که از حجم برف سر کج کرد ...
تمام ریخت به روی زمین ... سپیدی خویش!
دو:
نمی دانم درون غم مردن ... برای تو چه سود ...
که شادی مرا ... نمی توانی دید!
سه:
برای بردن تو سوی خوشبختی ؛ از من ...
ادامه مطلب یک:
وزش روح من ... درکویر تنهائی شما ...طوفان کرد!
دیگر بودنم برای عشق شما ... مسئله نیست؟
دو:
رفتیم زیر سایه ی هم... مثل دوخورشید!
باور نمی کنند که... سایه ها! ...
ادامه مطلب یک:
در پوست شیر ... خوابیده مادرم ایران ...
تا به هنگام خواب من ... شغالان ناراحت...
دو:
روی کتاب های عشقی ... تلفظ مرگ !
روی پتو ... پلنگ ... پلنگ ...
نه! خواب!
نه! بوس!
بجنگ ... تا روز!
سه:
اگر برای...
ادامه مطلب یک:
فراموشم!درهزار توی واژه های تو ... " مثلا عشق"!
یم اسم خاصم ... که میان اسامی عام... " انتظار می کشم"!
دو:
بوس غایب شد و " لیلی" در انتقام!
از خود کتاب در آورد و نوشت :" جریمه هام"!
البته مدرس منک...
ادامه مطلب یک:
طرفدار راه رفتن تو ... توی داستان زندگیت ...
به راه افتادیم و رسیدیم ... به خانه ی خودمان!...
دو:
زندگی گریه کرد از مرگ من ... توی رختخواب ...
مجبورم در تلاطم ارواحی ... برگشته ... بیدارشد!!!
سه:
...
ادامه مطلب یک:
تب کلمات روی لب های من ... نسوزاند ...
آن شعر ناب که نام تو بود و تنها تو .... " عشق"...
دو:
فریبت دادم با حقه ی زنانه ...." اشک" که بیاورمت ...
ولی با مردانه ترین رفتار روی زمین نگهداشتمت... " ای...
ادامه مطلب یک:
سوی چشم تو ...آن قدر رفته بود ...
ندیدی ...آمدنم را باعشق ... مردی زود!
دو:
میان فردای تو ...
من ظهرم ...
سر اذان ...
اگر نماز بگذارد ...که عاشقم باشی ....
سه:
خرافات بود قصه ی دیو ...
کدام سیاهی ...
ادامه مطلب یک:
غرور رفت از زانوانم و افتادم به پایت ...
درحالت سجده ...تو مرا خاک نکردی ...
دو:
می رفتی و من در آن لحظه ی خاص ...پیر بودم ...
تو جوان!به اینده می خندیدی و من ... به قبر!
سه:
بیدارم ...
توی عکس کو...
ادامه مطلب یک:
گرم شد خواب سرد من درقبر!
آفتاب کشته درهمسایگی ... آمد!
دو:
واژه ها هیچ یک برای من " حقیقت " نبود!
مثل " گراز"!
ندیده تصورمن از ...پائیز!
سه:
پروانه کرم پرواز داشت و من ...
کرم لولیدن درفکرهای خوا...
ادامه مطلب