در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «نیست» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : شب هیچ گاه کامل نیست ! و میخانه در آدرس های اینترنتی دم دست نیست ... برای مست شدن باید جستجو کنید !!! و مادر شهید بالای سر پسرش نیست!.... و ما اگر گم گشته ی راهیم عیب از جاده نیست ...جاده ها جا می گذارند آن که را آماده نیست... و تنهائی یک درختم!...وجزاینم هنری نیست ...که آشیان تو باشم ... و بهاررا در آغوش تو گم کردم ... گفتی نیست و باورم شد ... بعدها فهمیدم نام مستعارتو ... ناهارخوران است! و پدر خوابیده بودو هذیان می گفت...می گفت:دوستتان دارم و باز گشت ممکن نیست! و زلفای رودابه دیگه بلند نیست!..
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید
یک/
گرم
روی آینه خوابیده ای
انگار درهزار توی رنگ ها
عشق
دارد؛ خودش را پیدا می کند
پروانه ...
دیگر شمع درخانه نداریم
گرم
روی آینه
به خواب سوختن
ادامه بده ...
دو/
می پوشم غرورم را
ودرکلاس بین همه می نشینم
چه داستان های دروغ ؛ قابل بررسی ست...
&n...
ادامه مطلب یک:
سد چشم تورا شکسته ام ... با رویا ...
رهایم مکن درواقعیت تلخ ؛ تنهائی خودم!
دو:
اشتباه نبود مرگ من ... میان دستهای تو؟
چنان مردم که دوباره به زندگی امید وار شدم!
سه:
کبوتر چشم مرا حبس کن توی نگات ....
ادامه مطلب یک:
تلاوت می کنم چشم تورا با وضو ...
خدای بزرگ است ...که چشم تورا دارم....
دو:
بوی عشق می دادی که رفتی با وضو ...
ان شهادت که می نوشیدیش درکام بود؟
سه:
فریاد رفته ای و جز تو " پلاکی " نیست"...
انگار ...
ادامه مطلب یک:
بی کوه تو ... پشتم را به دریا گرم می کنم ...
که اگر نخواستم خاطره هایم ... بشوید و ببرد!
دو:
مرگ حق من بود ...
چون درمیانه ی زبانم آتشکده ای بود ...
که سبزی سرم را ...
مدیونش نباشم!!!!
سه:
خوردند...
ادامه مطلب یک:
ای غم تو ... به جان من دارو ...
کم نیست غمت تا ...
مرا از شفا بکشد!...
دو:
خندیدی و ده تا سیب هم آورددم ...
تمام همسایه ها می دانستند که باغ ما ... سیب نداشت!
سه:
چشم هایت بلند گوی عشق ما هستند ....
ادامه مطلب یک:
من ... یک خودکارم ...
که درانتهای وجود خودم .... بازهم ...
فلسفه را آبی می نویسد ...
آسمان را آبی می نویسد ...
و...
سیاه را آبی!
دو:
با کمان آغوش خود ... عشق را انداختی ...
دوربازوی من ... انقدر ...
ادامه مطلب یک:در به در خانه به خانه ...مو به مو ...گشته ام دنبال عشق خود ...که هرجائی نیست ...!دو:مگرم تو بو سه ای بدهی و دل من شاد کنی ...زیبا رویان چنین اند که کمتر عاشق اند!سه:علی (ع) تولد عشق است و عشق علی (ع) که بود؟جز فاطمه (س) که از خردسالی مادری نمونه بود؟...چهار:دست علی (ع) همیشه به همراه ماست و خود می دانیم ...صد بار بالاتراز خیبر علی (ع) فتح کرده ایم و علی ...
ادامه مطلب یک:صبح درقلب منی و شب درقلب دیگری ...دو جانمان یکی کرده ای و بعد به لب رسانده ای !دو:تصمیم بگیر که مثل کبری باشی !...بی نیش به کشتن عادت کنی و ...درس عبرت بدهی !سه:ای مقام ارشد مصر دلم...یوسفم!کور بودن کمم است ...هزار ساله شوم تا مصر اباد کنی ؟!!!چهار:از قبر به تو سلام ای رهگذر!از کل زندگیم فقط رهگذرها ...." دمشان گرم"که اگرفاتحه ای بفر ستند ...بی شناخت و ب...
ادامه مطلب یک:سرم را به باد دادم و گفتند هرس شدی!گفتند اگر سر نداشته باشی مهم نیست!...ریشه بایدت!دو:قربان تو می رفتم و می گفتی : بی عرضه ام!یک روز تمام عرضه ی من ...فدایت شد!سه:چراغ خواب ندارم و درون اتاق سیاه من ...حتا پنجره هم نیست!گفتی عیب ندارد سیاه ببینی !ولی برای نفس کشیدن چه می کنی؟!!!چهار:اگر لیلایم و لیلی چه بد!من دوست ندارم که یک دیوانه ...مرا خدای خود کند!پنج:یوسف آباد چاه نداشت و مجبور شدند ...یافت اباد بسازند که از چاهش ...ماه برآید!شش:مزار شش گوشه ات یا حسین(ع) خرابم کرد ...مگر دیگر چه شود ...دل من رنگ آبادی ببیند...هشت:ترومپ!...می دانی که عاقبت نمی بری!ما میلیونی اهل بازی ئیم و تو دیگر فردی !هفت:ای سپاه سپیده ...هنوز شب هست ...ما دراسارت تاریکی به دنبال سپیده ایم !نه:مامان بنز:اینجا کجاست؟پراید:مامان نترس!باید ام آر آی بشی!مامان بنز:براچی؟پراید:بالا خره باید ببینیم مشکل سردردات از کجا...
ادامه مطلب "وقتم کم است و نوشتن وقت می خواهد وتا می آیم همین چند خط را تایپ کنم ...عکس گذاشتنم نمی آید"!
یک:
درگیر چشم های تو ام و کسی نیست ...
با میان جگری مرا ازچشم تو ...جدای کند ...
دو:
سربه بیابان بگذارم و نبینم دیگر کسی .
درهیاهوی دیگران ...من چطور تورا پیدا کنم...؟
سه:
بیدارشدن از تن سرد زمستان چه سخت!
کوچ روح...به این راحتی ها ...جبران پذیر نیست ...
................................................................
فیلم خجالت نکش بقول جدیدی ها یک فیلم آبرومند بود " نه آبرودار!(با توجه به متن فیلم)"
ولی خنده دار بود و خوب بود وآدم را یاد پیرمردهای قدیمی می انداخت .
..........................................................................
من جناب آقای اکبر عبدی ام درسوتفاهم.
وخیلی دور نخواهد بود که خواهید فهمید و تعجب خواهید کرد!
.....................................................................
ادامه مطلب یک:
کوچک شد دردهای دیگرم ...درکنار درد تو ...
می پیچم ولی ...از سرطان مغز نمی میرم!!!
دو:
درانتظار مهدی (ع)دنیا کوچک است ...
وزمان دیگر نیست ...اگر تو بخواهی ...
سه:
شوری دریا ...زیر دندان آمد و ...اب از سرم گذشت ...
آن سرنوشت غم انگیز من بود ...
که نگاهی عمیق به ماه و مد دریا نداشتم!!!
چهار:
ریخت برگ های نارنجی روی سرم ...
شاباش گرفتم ...از رقص و پایکوبی پائیزی !!!
پنج:
انگار باورم نداری و من بی دست وپا ...
شنا نمی توانم و ماهی نیستم!!!
شش:
مزار شش گوشه ات را آورده ام کنارخودم ...
خودم کنارتان باشم ...زیارت شما آسان است !!!
هفت:
هفت خط برایش نوشته اند و در تاریخ "لیلی "است !
منی که هزار خط نوشته ام برای تو ..."مجنونم"؟...
هشت:
ترومپ !هنوز مانده آقای گل جهان شوی ...
قبل تو چند نفری زودتر از موعد شده اند!!!
نه:
مامان بنز:
ننه خاور!دلم برا بچه ها تنگ شده چیکارکنم؟
ننه خاور:
بنزی جون!...
ادامه مطلب یک:
درنگاه من ...امده ای فرشته ...ای دیوچهره!!!
دیگر چکارداریی؟با چشم های من؟..."که دیگران به چه شکل اند؟"!!!!
دو:
نقص دارد چشم های من!نه انگشتان تو ...
که کج مانده اند زیر بار ام اس و ....انقدر ها نباید شد!!!
سه:
تازه می خوانی مرا و یادتم نیست که ب...
ادامه مطلب یک:
بریده بودم از تو ای ماه ...یک قطعه ...
مثل درخت هرس شده ...چند روز بعدبرگ اوردی!!!
دو:
قلبم کلاس درس تو بود ...
مکان نداشتی ....
حالا که شاگردانت به دکترا رسیده اند ...
لطفا ترکم کن !!!
سه:
پرده از راز کرم ابریشم برون افتاد ...
"پروانه شدن"
قطعه ی شاعران نمی خوابم من!
جای من روی برگ های پائیز است ...
چهار:
دندان های یوسف نیفتاد میان کف دستش !!!
همین طور با تشکر از زلیخا !...بردندش زندان مص...
ادامه مطلب یک:
طرح دوستی ریختی و دشمن در آمدی ...
وکیل گرفته ام !
با خیال راحت بین دوست و دشمن ...خودت باش ...
دو:
بند زبان تو با اسم من ...پاره گشته بود ...
آن قدر حرف من زده بودی که خلق درپی من !!!
سه:
درددل کردن با فامیل قدیم ها چه خوب بود ...
برای حس همدردی یا وزیر می شدند یا وکیل !!!
چهار:
پرواز داده...
ادامه مطلب یک:
نشان پستی من ...ده سال همین بود ...
رفتم ...شنیده ام که درشهر دنبال عشق نمی گردی !!!
دو:
چقدر گشتی ومن همین گوشه نشسته بودم ...
امروز که پاره پاره ام کردی :به جهنم "دیگر عکس ام "هم"نیست!!!
سه:
تلاش کن که بباری ابر تیره ی تابستان ...
تا افتاب بفهمد سوزاندن قطره ها...یعنی چه؟!!!
چهار:
وفایت اص...
ادامه مطلب یک:
اینک وقت ان رسیده که بهار پخته شود !!!
میان سبزهای گوجه ای و گل های صورتی ...
دو:
بیست می گرفتم و شاد بودم و تا خانه می دویدم ...
خدا به من خانواده داد ...ولی دیگر بیستی در کار نبود!!!
سه:
به بازوان یک مرد تکیه کردن ...
آسیب است !!!
انگار خدا دی...
ادامه مطلب از اون روزی که دارم کار می کنم ...
احساس خاصی به نون در اوردن مردا تو جامعه پیدا کردم ...
با این که تعهد خاصی به بودجه خانواده ندارم و ...می تونم با حقوقم راحت باشم ...
ولی یه جاهایی مردایی رو که دارن زیر بار حرف یا برخی مشکلات مثل اجاره و هزار مشکل ...
ادامه مطلب یک:
ترسیده ام زعشق تو و کافی ست بترسانی ...
بطور مثال خانه نباشی و امتحانم کنی ...هنوز مردم ؟!!!
دو:
گریز از دنیای تو ...فردای مرا می سازد !!!
چراکه امیدوارمی شوم که ...هنوز زنده ام !!!
سه:
دست خرابه های باستانی درکاربود ...
وقتی که مارسیدیم و عشق درما شکل گرفت !!!
چهار:
روی چهره ی سوخته ی کاغذ ....
ادامه مطلب یک:
دست خالی آمدی ...فقط با یک قلب ...
دیدیم قلب صد و پنجاه میلیون است ...جواب رد ...ندادیم ...
دو:
بین حرف هایت ...نام من گم بود ...و آذرماه بود ...
رفتم و دی ماه بر گشتم ...دیدم مشکل از پائیز نیست !!!
سه:
خیاط عید هم مثل تو بد قول نبود ...
یکشنبه اول خرداد گفتی می آیی...و الان بیست و شش اسفند است ...
ادامه مطلب یک:وفای تورا بپوشم و درشهر افتخار کنم ...که تو پوشانده ای مرا به وفایی که کس ...نداشته است !!!دو:صدبار رفته ام به شمال دل تو و برگشته ام ولی ...این بار بهار نارنج ذهن تو ...سوغاتی من است !...سه:دل کندن از تو ...مرا کافی ست بمیرم !...خوب بکش !تو که می دانی چه چاهی کنده ای برای دلم!چهار:زیاد مراقبم نباش که عمرکنم هشتادو ...این دنیا شوراست تمی توانم با فشاربالا زیاد بمانم ...کنارتو!....پنج:دیگر وقت آن رسیده که در مسیر کربلا ...خارها وپاهای من به تفاهم برسند ...باز!حسین (ع)...مسیر تو مسیر بهشت است ...سال هاست ...بگذار دراین مسیر آب روی من و دوستان به دریای عشق تو ...برسند...باز!شش:چو ببرند یوسف را از میان کتاب های درسی ...خدای را چه انگار!که یادش آمده میان کتاب اش...بیاورد !...حسادت برادران !داستان زلیخا!هفت:باورکنید ادعایی ندارم ومی دانم گاه چیزهایی می نویسم که خوب نیست ...برمن ببخشایید .می ...
ادامه مطلب