بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «هایم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : شباهتهایی به شعر داشتند ، نوشته هایم... و بوی پیاز ...چشم های من ... و دسته گل تو وقتی اشک هایم را باور کردی ! و بوسه هایم را گم کردم ...درست روزی که قرار بود برایت خرس بخرم ... تو کرو کودیل شدی! و چشم هایم خراب است و کور ولی لامصب بوی تو !معلوم است خوشگلی! و چشم هایم یخ زده بود و دستهایم خون نداشت ... تو با یک دختر دیگر راجع به خرید کت جدیدت حرف می زدی! و سوخت ژاکت نویم در کودکی ...از آن پس ...این دلیل تمام لرزیدن هایم درکل زندگی بود!!! و وغم جوشید تا دندانهایم که قفل بود و نتوانستم بگویم:آه از

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید

شباهتهایی به شعر داشتند ، نوشته هایم...

یک/ دروغ بزرگ....                    زندگی من ،داخل سیرکی بزرگ بود! پروازم ،با گوش های بزرگم از ارتفاع                                                    دروغ بود! و نجات جان دوستانم ،از بزرگترین سیرک دنیا                                                                دروغ بود! من ،یک روز تصمیم گرفتم دروغ ها را باور نکنم ... شماهم... تصمیم دارید که ،بزرگترین دروغ ها را دیگر باور نکنید؟! دو/ شماره می کنم ،تعداد مژگان تورا، بیشتر نشود ! هزار تیر کم است؟! بش...

ادامه مطلب

بوی پیاز ...چشم های من ... و دسته گل تو وقتی اشک هایم را باور کردی !

یک: روبراه شد قلب من ...از ان جهت که تو رفتی ... خدا عاقبت عشق همه را ... به خیر کند ... دو: موی سرتو روی سرت هیچ ارزسی نداشت ... من یکی را توی جعبعه ی جواهرات خود ... پنهان کردم! سه: اکنون روی دیوار ...

ادامه مطلب

بوسه هایم را گم کردم ...درست روزی که قرار بود برایت خرس بخرم ... تو کرو کودیل شدی!

یک: دروغ گفتم و خدای من فهمید... تورا می پرستم و باید که توبه می کردم! دو: غریبه درشهر چشم تو ... همه نگاه... لباس عشق به تن داشتم و برهنه نبودم! سه: ترک مدرسه کردم یک روز و هزار سال گذشت ... برگشتم و...

ادامه مطلب

چشم هایم خراب است و کور ولی لامصب بوی تو !معلوم است خوشگلی!

یک: شعرهای من ... بی تو کیفیت ندارند ... کافی است بیائی ... بیت ها " شعله ور " شوند!... دو: غم با دو حرفش ... مرا به آتش کشید و رفت ... بهشت با چهار ...

ادامه مطلب

چشم هایم یخ زده بود و دستهایم خون نداشت ... تو با یک دختر دیگر راجع به خرید کت جدیدت حرف می زدی!

یک: ساختمت تورا و راضی ام از وجود خود ... چون کنده ام تورا از خودم ... هزار تکه از منی ... دو: دیگر به پای تو نمی رسند گرگها ... یوسفا! درحریم عشق من ... درآرامش منی ... سه: کیف تورا زده بودند ... وم...

ادامه مطلب

سوخت ژاکت نویم در کودکی ...از آن پس ...این دلیل تمام لرزیدن هایم درکل زندگی بود!!!

یک:بسوز قلبم ...با این حال که سوختن تو بی اثر است ...!ولی همین که احساس درد می کنی ...برای من کافی ست ...!دو:سوگند شکستی که بگویی واجب ...بالاتر واجب به عمل آوردی ...تو اگر واجب شناس بودی ...قبلا ...به سوگند وفا می کردی ...!سه:ودر سرزمین کلاغها ...پرنده ای زیبا نیست ...چون ملکه ی حسادت !...قبلا بالاتر از سیاهی رنگی نساخته است !!!... چهار:یک روز شکستم و صدای...

ادامه مطلب

وغم جوشید تا دندانهایم که قفل بود و نتوانستم بگویم:آه از مرگ تو مردم !

دوستان عزیز برای این پست عکس نمی گذارم ... می خواهم سپیدی صفحه از غمم پرده برداری کند! یک: توی چشمم گریه بود و باز می خندیدی ... خنده آمد به لب هایم ...لب هایت جادو داشت ... دو: زشت بود شکل عشق من ...قدیمی بود ... من نباید می آمدم دم در!قبلش تک موبایل حتمی بود! سه: رنگ کردی بوم سپید راآبی مثلا آسمان ... باز رنگ کردی بوم سپیدرا آبی مثلا دریا ... باز رنگ کردی بوم سپیدرا آبی مثلا قایق... باز رنگ کردی بوم سپید را آبی مثلا رنگ چشم ... باز رنگ کردی بوم سپید را آبی مثلا رنگ چشم ... باز رنگ کردی بوم سپیدرا آبی مثلا سقف... باز رنگ کردی بوم سپیدرا آبی مثلا فرش ... وفهم من برای درک ابی تو ...بسیار بود!!! چهار: کوچه را دور زدم تا برسی تو دم در! من بگردم دورتو ...دیر نکن ...قلبم ریخت! پنج: می خورم دست تورا لایه به لایه موز و کیک ... مد شده این روزها کیک تولد ...مدل دست شما... شش: مزار شش گوشه ات را نو...

ادامه مطلب

رفتی ...دی ماه بود ودارد باز می اید دی ...انقدر سردم است که تو ودست هایم را یکجا...فراموش کردم!

یک:بازوی من دراختیار ...پاهای شما بود!!!شکستی از آرنج!چون طاقت زیبایی را از ریشه نداری!!!دو:سوی حکمت های بی حد شما ...ذهن من قاطی ست ...فرمودید:مرا می کشید!...تا دراینده ...به عشق شما مشهور باشم!!!سه:بی حوصله است ...پروانه و طاقت دگرش نیست ...صد بوی گل از پنجره می اید و"شمع"خبرش !نیست!!!چهار:درواقع اگر بشمارم ...صد بیشتر است ...آن روز سیاهی که مرا با قلب پر از عشق ...باز فرستادید!!!پنج:تقریبا سکوت بود و من باید ازجمع می رفتم ...کبود بودم و جنازه ای که صد هزار کشته بود !!!شش:مزار شش گوشه ات جای هزار مرد است ...که با نیت شهادت می ایند و به حفظ نام شما معتقد...هفت:ایه الکرسی که می خوانم ...فدای چهره ات ...نور می پاشد که :مادر....باز می گردم ...خدایا!هشت:ترومپ جون...به یکی از اشتباهات خود پی برد...

ادامه مطلب

بغضانه هایم را کسی نمی خرد !!!چون شعر نیست!!!

یک: درنگاه من ...امده ای فرشته ...ای دیوچهره!!! دیگر چکارداریی؟با چشم های من؟..."که دیگران به چه شکل اند؟"!!!! دو: نقص دارد چشم های من!نه انگشتان تو ... که کج مانده اند زیر بار ام اس و ....انقدر ها نباید شد!!! سه: تازه می خوانی مرا و یادتم نیست که ب...

ادامه مطلب

نازنینم ...رنجش از دیوانگی هایم خطاست ...

یک: درتب تو بودم ...که رویایت گریخت !... سوختن اندازه دارد...زندگی وا می دهد !!! دو: مرحم درد من کهنه ...نو شدن بود و تو ...تو هم داشتی ... من سرا پا زرق و برق باشم ...که دردستان پیرتو ...بدرخشم ...اری!!!! سه: یاد آن لحظه به خیر که یک بوسه فرستادی و من ...درجمع ... آن قدر جوان بودم که پنداشتم برای من است !!! چهار: کلاس اولم و دکترا گرفته ام ...از بس که می نویسمت: ای ماه جوان بودی و من بیسواد .....

ادامه مطلب

دیگر منتظر کسی نیستم ...هرکه آمد ستاره از رویا هایم دزدید!!!(ر.یونان)

یک: بریده بودم از تو ای ماه ...یک قطعه ... مثل درخت هرس شده ...چند روز بعدبرگ اوردی!!! دو: قلبم کلاس درس تو بود ... مکان نداشتی .... حالا که شاگردانت به دکترا رسیده اند ... لطفا ترکم کن !!! سه: پرده از راز کرم ابریشم برون افتاد ... "پروانه شدن" قطعه ی شاعران نمی خوابم من! جای من روی برگ های پائیز است ... چهار: دندان های یوسف نیفتاد میان کف دستش !!! همین طور با تشکر از زلیخا !...بردندش زندان مص...

ادامه مطلب

برای خوزستان ...چشم هایم سوخت ولی ...قهرمان همیشه افتخار است ...

ادامه مطلب...

ادامه مطلب