بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «وطنم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : من غریبه ای بیش در وطنم نبودم ... آنگاه دانستم که فرسنگ ها دورتر مردم و کبوترها جمع شدند! و برای آغوشی که تمام وطنم بود ..به کجا لشکر بکشم ؟"نسرینا رضایی"

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید

من غریبه ای بیش در وطنم نبودم ... آنگاه دانستم که فرسنگ ها دورتر مردم و کبوترها جمع شدند!

من از شما ... توقع مردن نداشتم! نان شبم به احتیاج گفتم و ... شما مردید! دو: اگر طلای درون چشم ی شما ... خرج کنم! صد سال حقوق مدرک لیسانس پیشکشم! سه: می بوسمت و انگار دنیا ... کمال پرست شده!... می دون...

ادامه مطلب

برای آغوشی که تمام وطنم بود ..به کجا لشکر بکشم ؟"نسرینا رضایی"

یک: جداشد از من آن محبت قدیم و رفت به خاطره ... به حالت بخار قطره ی باران پشت شیشه بود ...عشق تو ... دو: هرچه شمس هست به یک مولوی نمی رسد ... درعشق خدای قویترین شاعر کائنات می شود ... سه: بیرونم کن از دلت و بیندازم کنار موزه ها ... بگذار هنر مندان شهر بدانند که دستاورد عشق ما ...چه بوده است ... چهار: گلوله سینه را پاره کرد و هیچ هم نشد ... جز اینکه به آمار خواستگاران مرده ی تو یکی اضافه کردند ... پنج: سلام ای واژه ی بیداری سحر ... ای آن مرحله ای صبح که هیچ گاه ندیدمت!!! شش: مزار شش گوشه ات را به خواب دیدم ولی ... ازآن چه دربیداری دیده ام درحیرتم هنوز ... هفت: موی نازک تو پیچ خورد روی شان...

ادامه مطلب