(نامت را در پرانتزی می نویسم ...که آن را برای همیشه خواهم بست)گروس عبدالملکیان
یک: سربه خیابان های شلوغ می زنم ... شاید میان جمع بسیار ...باز یک چهره شبیه تو ...ببینم همین! دو: چقدرگفتم با من بیا و نیامدی ... حال که من روحم !از زنده بودن خود خش حالی؟!!! سه: کنایه زد گونه یتبدار تو به یک گلسرخ! همه دیدیم که گلبرگ های او ...سپید شد!!! چهار: ساختی از من مجسمه ای و بالای یک کمد ... صدبار افتخار کردی ومن در آشپزخانه کارگر بودم! پنج: چشم هایم را فروختم به میلیارد تومن که چشم تو ... یک لحظه باز شود تا ببینی که من میلیاردرم وکور! شش: مزار شش گوشه ات را عطر ایمان پرنکرد؟! صد هزار شکر که مومنان عاشق ولایت تو ...فراوانند... هفت: کنار جاده گردویم!وتوی شیشه منتظر دستانت! که بلندم کنی جلوی مشتریان ....لابه لای شلوغی جاده ...مزمزه ام کنی ! هشت: ترومپ!خشته شدیم و نشدی خسته از دشمنی خویش ... اشکال ندارد اگر برگردی که ما رفته ایم ولایت ! نه: پورشه: مامان بزرگینو!من بلاتون یه شال...
ادامه مطلب