در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «کنند» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : روح پیچید توی کوچه ... درخت فریاد زد: فرار کنید ؛ دارند دوباره مارا زنده می کنند؛ که بعدا بمیریم! و دی امد و کیسه های زر همه خالی بود ...یخ ریخت !و همه جارا سرد کرد تا زرها بیایند و حسودی کنند!!! و در رکوع تو هزار فرشته ...خدا کند که به این عشق ...حسادت کنند انسان ها...
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دسترسی پیدا کنید
یک:
وزش روح من ... درکویر تنهائی شما ...طوفان کرد!
دیگر بودنم برای عشق شما ... مسئله نیست؟
دو:
رفتیم زیر سایه ی هم... مثل دوخورشید!
باور نمی کنند که... سایه ها! ...
ادامه مطلب یک:
دوست داشتم به قلبم برسانم صدای عشق تو را ...
چه هیاهویی!هرکسی داشت برای دل خود ...نوا می کرد!
دو:
وچه برقی داشت چشمهایت ...
وچه سیاه تیره ای بود ...
خودم را گم کردم !وگفتم:"آآآآآآززززززززادددددددیییییییییی"!!!
سه:
بین شکلات های سوغاتی ...
شیری و تلخ و توت فرنگی ...
"بی تفاوتی موجود بود"
می دانی!...که قند دارم؟
همه را بخشیدم به آن هایی که تو را می دیدند ...
قندشان می افتاد!!!
چهار:
دی بود و غریبگی میان شاخه ها ...
. جمع شدن ...لوله شدن ...میان خود و خود از سرما ...
من ماه را پراز برف می دیدم!
و خدای را که خم شده بود میان بحران مرگ گنجشک ها !!!
پنج:
لوس بودی و انگشت انگشتریت سفت و محکم فشرده بود ...
رفتیم و درآوردیم انگشتررا به زور ...
18 سال نامزدی !بس ات نبود؟
شش:
مزار شش گوشه ات مرا یاد فاطمه (س)انداخت ...
و آن حس مادری که پای فرزند خویش می بوسید ...
هفت:
بکش یک وعده ی دیگر!
برای...
ادامه مطلب یک:
رفتم و سیاه پوش کوچه ها برای تو بود ...
بعد از تو ...چه بهتر که در میان بیابان ها ...می گشتم ...
در ربذه ...
وجنون را میان شن های صحرا تقسیم می کردم ...
رفتم ...
نه این که بعد تو کسی نمانده باشد ...
بعد از تو علی (ع)دیگر تکراری نداشت ...
چشم هایم را بسته بودم ...که چنین غمی را نبینم... ...علی(...
ادامه مطلب