بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

متن مرتبط با «آرزوی های بزرگ» در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ نوشته شده است

رازهای ام را می دانی ولی بروی خودت نمیآوری "دمت گرم" یا ستارخان!

  • نیلوبلاگ

    یک/ بوی تند فلفل                    اشک درچشمانم                                            زبان سوخته                 &...

    ادامه مطلب
  • شعرهایی که خواب دیدم

  • نیلوبلاگ

    یک/ بالای بالای قلب من؛ آن جا که هیچ کس نایستاده است نا دست یافتنی ! میدرخشی! فقط خدای می داند ؛ تورا چطور ساخته ام ... خورشید! دو/ فردا اگر پیدایم کنند                    زیر پای تو؛                                   تنها؛ غمگین؛ پر از اشک &nb...

    ادامه مطلب
  • شباهتهایی به شعر داشتند ، نوشته هایم...

  • نیلوبلاگ

    یک/ دروغ بزرگ....                    زندگی من ،داخل سیرکی بزرگ بود! پروازم ،با گوش های بزرگم از ارتفاع                                                    دروغ بود! و نجات جان دوستانم ،از بزرگترین سیرک دنیا                                 &n...

    ادامه مطلب
  • دیوید کاپرفیلد؛ الیورتوئیست؛ آرزوهای بزرگ و چارلز دیکنز!

  • نیلوبلاگ

    یک/ درپائیزی که اصلا خیالم نیست!                                     باران نبارد هم ....                                     غروب دلگیر نباشد هم .... ...

    ادامه مطلب
  • روزهای عید ... خوشی گل کرده ...

  • نیلوبلاگ

    یک: پس توی چشم هایت ... حرف دل من نیست؟ من دیوانه ام که اشک تو را با غم خود ... ترازو کردم؟ دو: می بری مرا به شمالی ترین هدف ... دریا! نامه ی یک عاشقم که توی رود ... زار می زنم! سه: عصایت را نمی توانن...

    ادامه مطلب
  • ب ب ب ب ب ب ب ب ب لی .... من توی کمدم ... زیر پیراهن های نسرین!

  • نیلوبلاگ

    یک: سوی چشم تو ...آن قدر رفته بود ... ندیدی ...آمدنم را باعشق ... مردی زود! دو: میان فردای تو ... من ظهرم ... سر اذان ... اگر نماز بگذارد ...که عاشقم باشی .... سه: خرافات بود قصه ی دیو ... کدام سیاهی ...

    ادامه مطلب
  • مردن آن طرف سیم ها ...مردن این طرف سیم ها ... مردن روی کاغذهای کاهی ...مردن توی فیلم!

  • نیلوبلاگ

    یک: غرور رفت از زانوانم و افتادم به پایت ... درحالت سجده ...تو مرا خاک نکردی ... دو: می رفتی و من در آن لحظه ی خاص ...پیر بودم ... تو جوان!به اینده می خندیدی و من ... به قبر! سه: بیدارم ... توی عکس کو...

    ادامه مطلب
  • "به سرعت برق" و روش های شوهر داری درکشورهای خارجی!

  • نیلوبلاگ

    یک: گرم شد خواب سرد من درقبر! آفتاب کشته درهمسایگی ... آمد! دو: واژه ها هیچ یک برای من " حقیقت " نبود! مثل " گراز"! ندیده تصورمن از ...پائیز! سه: پروانه کرم پرواز داشت و من ... کرم لولیدن درفکرهای خوا...

    ادامه مطلب
  • بوی پیاز ...چشم های من ... و دسته گل تو وقتی اشک هایم را باور کردی !

  • نیلوبلاگ

    یک: روبراه شد قلب من ...از ان جهت که تو رفتی ... خدا عاقبت عشق همه را ... به خیر کند ... دو: موی سرتو روی سرت هیچ ارزسی نداشت ... من یکی را توی جعبعه ی جواهرات خود ... پنهان کردم! سه: اکنون روی دیوار ...

    ادامه مطلب
  • یاشیما...فوکوشیما ... واندرزهای ویل اسمیت درباره ی جهانی که ... به زور هم نابود نمی شود!

  • نیلوبلاگ

    یک: نشد که دست من از سرنوشت تو ...کوتاه! نوشتمت که ...افسانه ها شوی ... فردا! دو: توی سرم صدای آبشار بودوخدا ... نمی شنیدمت که صدایم کردی: لیلا! سه: دردرا که می نویسی ...خون می چکد از چشمت ... دردا که...

    ادامه مطلب
  • میخانه در آدرس های اینترنتی دم دست نیست ... برای مست شدن باید جستجو کنید !!!

  • نیلوبلاگ

    یک: سد چشم تورا شکسته ام ... با رویا ... رهایم مکن درواقعیت تلخ ؛ تنهائی خودم! دو: اشتباه نبود مرگ من ... میان دستهای تو؟ چنان مردم که دوباره به زندگی امید وار شدم! سه: کبوتر چشم مرا حبس کن توی نگات ....

    ادامه مطلب
  • فرقی ندارد میان چشم های تو و چشم های من... سیاهی می بینیم !

  • نیلوبلاگ

    یک: اندوه از کنایه های تو ... در مورد شفا! از من تو معجزه می خواستی ...نه عشق! دو: از بس که نور بوده ام ... سیاهی ندیده ای ... درسپیدی روز است ...که... شمس و شمس فرق دارند!... سه: مالک قلب من شدی و سن...

    ادامه مطلب
  • طو را اگر دوسط دارم...مانع شو با دسط هایط که بی ربت اند!...

  • نیلوبلاگ

    یک: درون شیشه ی چشمم " ماهی" در اشک ... به بلبل زبانی غصه ی شما ... مشهور! دو: بیرون از دنیای من ...هفت میلیاردو نهصد و نودو نه و نه و نه!" دیگر" درون دنیای من غیر از هفت میلیاردو نهصدو نودو ونه ونه و...

    ادامه مطلب
  • ثبات فکری و اندیشه های دوگانه یا من چرا نمی توانم غیر تو کسی را دوست داشته باشم!

  • نیلوبلاگ

    یک: درون کعبه ی چشم تو ... به سجده افتادم... سپاس خدایم...که به عشقم چنین نزدیک! دو: بوسیدمت و گذاشتمت کنار! حافظ!... تمام دروغ هایم ... xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 حرف درست شماست! سه: بیرون می کنی مرا از س...

    ادامه مطلب
  • بوسه هایم را گم کردم ...درست روزی که قرار بود برایت خرس بخرم ... تو کرو کودیل شدی!

  • نیلوبلاگ

    یک: دروغ گفتم و خدای من فهمید... تورا می پرستم و باید که توبه می کردم! دو: غریبه درشهر چشم تو ... همه نگاه... لباس عشق به تن داشتم و برهنه نبودم! سه: ترک مدرسه کردم یک روز و هزار سال گذشت ... برگشتم و...

    ادامه مطلب
  • آهای عالیجناب عشق ...

  • نیلوبلاگ

    ترانه خواندن ...داستان ماست هنوز... که دیگران بارها ... برای حفظ کردن آن می کوشند ... دو: یاد گرفته ام برای زدن تو ... کتک لازم نیست ... چشم بسته ... نمی بینمت و تو ... می سوزی ! سه: بیاور داستان ما ...

    ادامه مطلب
  • کوله پشتی مامان مارپل یا چگونه پرونده های جنائی اداره پلیس پیداشد!

  • نیلوبلاگ

    یک: گم شدم درهیاهوی قلب تو ... انگار درهزار توی جان خودم ...بودم! دو: اگر خوابیده قلب تو ...من بیدارم ... صدای قلب من دیگر ... شبیه هق هق هاست! سه: بوسیدمت و مردند از نرس کسانی که ... از این شجاعت دی...

    ادامه مطلب
  • ماجراهای من و استاد ! یا ...اینکه چطور استاد خودرا به اضافه کار بکشانیم!!!

  • نیلوبلاگ

    یک: عروسک تنم شکسته شد و گریه ام نیامد هیچ ... کودک روزگار بازم م یخواست ...برای بازیچه! دو: انبوه حرف هایم ...کلوچه شد و باز نخوردی ... چه کنم درد دلم را ...که باز خوردش نیست! سه: امکانات ندارم برای...

    ادامه مطلب
  • تئو یانسن ... مجسمه های ساحلی ... چراغ آسمون کو ....زهره ی کهکشون کو؟!

  • نیلوبلاگ

    یک: غریب توی چشمت به زانو نشسته ام ... سر در گریبان و کسی نیست ... بپرسدم! دو: درخلوت خلوت خلوت ... پیدایم کرده ای... اه که در شهر شلوغ ... گمت می کر...

    ادامه مطلب
  • عشق بیدارما ... همیشه درخوابیم ... چشمهای تو ...پرستش ایران است ...

  • نیلوبلاگ

    یک: توی قلب شما ...جای ویژه ام نه...کجا؟! کاش در بی حواسیتان ... نام شاعری بودم! دو: اشغال کرده است ...دلم را هوای دوست ... دوستان دیگرم بروند ... با...

    ادامه مطلب