
یک/ بوی تند فلفل اشک درچشمانم زبان سوخته &...
ادامه مطلب
یک/ بالای بالای قلب من؛ آن جا که هیچ کس نایستاده است نا دست یافتنی ! میدرخشی! فقط خدای می داند ؛ تورا چطور ساخته ام ... خورشید! دو/ فردا اگر پیدایم کنند زیر پای تو؛ تنها؛ غمگین؛ پر از اشک &nb...
ادامه مطلب
یک/ دروغ بزرگ.... زندگی من ،داخل سیرکی بزرگ بود! پروازم ،با گوش های بزرگم از ارتفاع دروغ بود! و نجات جان دوستانم ،از بزرگترین سیرک دنیا &n...
ادامه مطلب
یک/ درپائیزی که اصلا خیالم نیست! باران نبارد هم .... غروب دلگیر نباشد هم .... ...
ادامه مطلب
یک: پس توی چشم هایت ... حرف دل من نیست؟ من دیوانه ام که اشک تو را با غم خود ... ترازو کردم؟ دو: می بری مرا به شمالی ترین هدف ... دریا! نامه ی یک عاشقم که توی رود ... زار می زنم! سه: عصایت را نمی توانن...
ادامه مطلب
یک: سوی چشم تو ...آن قدر رفته بود ... ندیدی ...آمدنم را باعشق ... مردی زود! دو: میان فردای تو ... من ظهرم ... سر اذان ... اگر نماز بگذارد ...که عاشقم باشی .... سه: خرافات بود قصه ی دیو ... کدام سیاهی ...
ادامه مطلب
یک: غرور رفت از زانوانم و افتادم به پایت ... درحالت سجده ...تو مرا خاک نکردی ... دو: می رفتی و من در آن لحظه ی خاص ...پیر بودم ... تو جوان!به اینده می خندیدی و من ... به قبر! سه: بیدارم ... توی عکس کو...
ادامه مطلب
یک: گرم شد خواب سرد من درقبر! آفتاب کشته درهمسایگی ... آمد! دو: واژه ها هیچ یک برای من " حقیقت " نبود! مثل " گراز"! ندیده تصورمن از ...پائیز! سه: پروانه کرم پرواز داشت و من ... کرم لولیدن درفکرهای خوا...
ادامه مطلب
یک: روبراه شد قلب من ...از ان جهت که تو رفتی ... خدا عاقبت عشق همه را ... به خیر کند ... دو: موی سرتو روی سرت هیچ ارزسی نداشت ... من یکی را توی جعبعه ی جواهرات خود ... پنهان کردم! سه: اکنون روی دیوار ...
ادامه مطلب
یک: نشد که دست من از سرنوشت تو ...کوتاه! نوشتمت که ...افسانه ها شوی ... فردا! دو: توی سرم صدای آبشار بودوخدا ... نمی شنیدمت که صدایم کردی: لیلا! سه: دردرا که می نویسی ...خون می چکد از چشمت ... دردا که...
ادامه مطلب
یک: سد چشم تورا شکسته ام ... با رویا ... رهایم مکن درواقعیت تلخ ؛ تنهائی خودم! دو: اشتباه نبود مرگ من ... میان دستهای تو؟ چنان مردم که دوباره به زندگی امید وار شدم! سه: کبوتر چشم مرا حبس کن توی نگات ....
ادامه مطلب
یک: اندوه از کنایه های تو ... در مورد شفا! از من تو معجزه می خواستی ...نه عشق! دو: از بس که نور بوده ام ... سیاهی ندیده ای ... درسپیدی روز است ...که... شمس و شمس فرق دارند!... سه: مالک قلب من شدی و سن...
ادامه مطلب
یک: درون شیشه ی چشمم " ماهی" در اشک ... به بلبل زبانی غصه ی شما ... مشهور! دو: بیرون از دنیای من ...هفت میلیاردو نهصد و نودو نه و نه و نه!" دیگر" درون دنیای من غیر از هفت میلیاردو نهصدو نودو ونه ونه و...
ادامه مطلب
یک: درون کعبه ی چشم تو ... به سجده افتادم... سپاس خدایم...که به عشقم چنین نزدیک! دو: بوسیدمت و گذاشتمت کنار! حافظ!... تمام دروغ هایم ... xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 حرف درست شماست! سه: بیرون می کنی مرا از س...
ادامه مطلب
یک: دروغ گفتم و خدای من فهمید... تورا می پرستم و باید که توبه می کردم! دو: غریبه درشهر چشم تو ... همه نگاه... لباس عشق به تن داشتم و برهنه نبودم! سه: ترک مدرسه کردم یک روز و هزار سال گذشت ... برگشتم و...
ادامه مطلب
ترانه خواندن ...داستان ماست هنوز... که دیگران بارها ... برای حفظ کردن آن می کوشند ... دو: یاد گرفته ام برای زدن تو ... کتک لازم نیست ... چشم بسته ... نمی بینمت و تو ... می سوزی ! سه: بیاور داستان ما ...
ادامه مطلب
یک: گم شدم درهیاهوی قلب تو ... انگار درهزار توی جان خودم ...بودم! دو: اگر خوابیده قلب تو ...من بیدارم ... صدای قلب من دیگر ... شبیه هق هق هاست! سه: بوسیدمت و مردند از نرس کسانی که ... از این شجاعت دی...
ادامه مطلب
یک: عروسک تنم شکسته شد و گریه ام نیامد هیچ ... کودک روزگار بازم م یخواست ...برای بازیچه! دو: انبوه حرف هایم ...کلوچه شد و باز نخوردی ... چه کنم درد دلم را ...که باز خوردش نیست! سه: امکانات ندارم برای...
ادامه مطلب
یک: غریب توی چشمت به زانو نشسته ام ... سر در گریبان و کسی نیست ... بپرسدم! دو: درخلوت خلوت خلوت ... پیدایم کرده ای... اه که در شهر شلوغ ... گمت می کر...
ادامه مطلب
یک: توی قلب شما ...جای ویژه ام نه...کجا؟! کاش در بی حواسیتان ... نام شاعری بودم! دو: اشغال کرده است ...دلم را هوای دوست ... دوستان دیگرم بروند ... با...
ادامه مطلب