بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

متن مرتبط با «امیر ارسلان نامدار کیست» در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ نوشته شده است

سلام بر امیر سجاده نشینان ... زین العابدین (ع)...

  • نیلوبلاگ

    متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رای...

    ادامه مطلب
  • در اندرون من خسته دل...ندانم کیست؟...که من خموشم و او درفغان و درغوغاست ...

  • نیلوبلاگ

    یک: در آمدی از دلم ...ودیگر کجا اسیر من شوی ؟ مگر تو بیکار می شوی ؟که مشغول من شوی؟ دو: سرد بود نوک انگشتانم و برف نفوذ می کرد ... به پاهای گرمی که هنوز مقاومت می کرد ... آهم درهوا جاری بود و دردداشتم ... لعنت به فصل سرد!اگر نبود با تو ده دقیقه فاصله داشتم ... سه: خیلی سوختم که تو رفته بودی ...اه از شعله ...شعله ...شعله ... من پروانه ام ...!دیگر کجا برای گل سرخ پر پر شوم... چهار: انقلاب شد و من 6 ساله بودم هنوز ... که تو مثل من دبستان می رفتی ... حالا ببین که من بچه ام بعد چندین سال و تو ... چقد...

    ادامه مطلب
  • در حفاظت زامیرم علی خامنه ای ...می شوم میثم تمار به دارم بزنید ...

  • نیلوبلاگ

    یک: یک کوزه جای من است توی خاک ... برمی گردم جای یک درخت ...از کوزه خاک! دو: وطن ندارد عشق و این بی وطن خوش است ... رفته است گذرنامه گرفته است ...قلب من! سه: غریب بودم . از تو کتک خوردم . بعد عاشقت شدم! ولی ... "ببخش"" یکروز در حواس پرتی خود!تورازدم ...به جرم بی عشقی !!! چهار: ناراحتم از دست تو که مرا نمی شناسی اما ... درغیبت من ... جای خدا قضاوتم می کنی ... پنج: مویت را جویدی و دندانت دگر نبود ... من موی سپید کردم با عادت بدت! شش: مزار شش گوشه ات را می خرم به دو اسم : رقیه و زهرا (سلام الله ...

    ادامه مطلب
  • آن کیست که روی تو به هر کوی ندید ؟...آوای تو در هردر و منزل نشنید ؟

  • نیلوبلاگ

    یک: دست برنمی دارم از موی نرم تو ... نوازش آرام آرام ...گرم گرم پخش می شود توی خون من ... دو: سیاه موی ...گونه هایم روبه انقراض است ... بیا نفس بگیریم توی کوچه های نسیم ... سه: بسیار نمک ریخت از ابروی سیاهت ... چشیدم به دلم وای ...فشارم چهل وسه !!! ...

    ادامه مطلب
  • امیر بی گزند..."عجب سروی ...عجب ماهی"...

  • نیلوبلاگ

    کوله بارم ...شادی از یاد تو بود ... خاطرم رفت و به جا ماند ...در گور خودم !!! دو: طفلکی باران ...بخارشد و به رود نرسید ... چه تلخ!دنیا دریا دارد و بعضی ها ...نمی دانند !!! سه: بریده بود نفس را ...هوای گرم تو حافظ ... که قطره بودم و نزدیک تو ...بخارمی شدم ...خورشید!!! چهار: تشکر از دست پولدار ...قشنگ ...کلاس بالا و نرم و ناخن دار تو ..."اشتباه نشود ایشان خرس نیستند!!!" که مرا در حالی که داشتم با دامن تنگ از جوب می پریدم ...محافظت نموده و گرفت!!! پنج: خواهشم از تو همین اس...

    ادامه مطلب
  • امیر ارسلان نامدار!

  • نیلوبلاگ

    یک:می شکنم ...شاخه ام را که به دستو نشکند ...طوفان!گناه نیست کارتو ...درد از خودم بکشم سهل تراست !...دو:میان شمشادها ...همهمه ای نیست ...آن درختان بلند با برگ های بزرگ ...طبل جنگل اند ...سه:برق موی تو ...یک شهر خاموش می کند ...ببین چطور به من وصل می شوی ...که قلم فریاد می زند ...شعرها !چهار:بنیاد عشق مهدی (ع)...درون قلب شیعه است ...کدام بمب ...کدام قتل ...می تواند این چراغ را بکشد...یا علی (ع)...پنج:سوگند که یارمن رها نکرد دست های من !اگر که جار زنی ...دست های توراهم گرفته است !شش:خدای از پنجره...

    ادامه مطلب