
یک: از رفتن تو مرا ارثیxa0 ست که باید بروم... و سال ها...به من نزدیک می شوند ...به معنی رفتن... دو: چقدرگونه های تو ...سرخ بود و می بوسیدم ... آن گرمی تب دار که با طعم عسل می خوردم ! سه: تو برو و به من فکر نکن و دورشو خیلی خیلی دور ... که من اصلا به تو فکر نکنم دیگر!که اصلا بودی! چهار: روی دوشم سال ها...بارسنگین تنهایی تو ... آمدم دیدم ...چند تا بچه ی قدو نیم قد داری!!! پنج: ویاس ها ... از روی کول هم بالا می رفتند ... تا بویشان به همسایه برسد ... ووای از مهربانی دیوار ... که شانه های اش را به...
ادامه مطلب