
یک:بوسیدن دستان عشق؛ رسم قدیم نیست ....! درحال حاضر اما؛ عشق قدیم هست!.... دو: می آمدم و تو ... باور این بودی که" نیامدنی هست"! و دیگران ؛ مرا ؛ در عریانی باورم با " بابا طاهر" &...
ادامه مطلب
یک: طرفدار راه رفتن تو ... توی داستان زندگیت ... به راه افتادیم و رسیدیم ... به خانه ی خودمان!... دو: زندگی گریه کرد از مرگ من ... توی رختخواب ... مجبورم در تلاطم ارواحی ... برگشته ... بیدارشد!!! سه: ...
ادامه مطلب
یک: سرباز جنگ تو با دیگرانیم ... که قلب شان ... برای تیر خوردن از من و تو ... آماده است ! دو: باران توی چشم تو می رقصید و آتش زیر پایش ... آتش گرفته ام که درون چشم من ... خشک سالی ست! سه: بوی کیف تو...
ادامه مطلب
یک: آواز خوش مینا برای آخرین بار ... گفتن سوزناک دوستت دارم به زبان انسان ها بود!!! دو: پیرامون دنیای آبی تو ...مشکی سیاه ... پوشیده بودیم ...برای اینکه غیر واقعی بود!!! سه: شهید شد گل باغچه زیر دست نسیم ... تا بدانند گل های دیگر باغچه دشمن زیباست !!! چهار: چه بد!باختم دلم را چون که بازی بلد نیس...
ادامه مطلب
یک: بوسه ی تو ...در هوا لغو شد ... ابری بود آسمان و...ننشست زمین صورتم ...باز! دو: پریده ام از جهنم سزای تو ... چطور؟... روزه بوده ام به نادیدن ...ندیده ام جزتو!!! سه: خلاص کن وقت افطار است ...چشمان ام که روزه اند ... چقدر بستن کام شیرین ؟...............که ...فرهادها بسیارند!!! چهار: مژده آمد تا...
ادامه مطلب
یک: امتحان عشق دارم ...رد شدم ... رد شدم تاصد کلاس عشق ...من هنوزم اولم !!! دو: بس کن ای فرهاد صد سال است صدای این کلنگ ... توی گو شم می رود ...بس کن به ظاهر عاشقی !!! سه: گیسویت میان داستان های من پیداشده ... مادربزرگ قهوه ای سیر هم میان شعرهایم .....
ادامه مطلب
یک:آمده ام میان قلب کینه توز تو ...عشق بکارم!چه دل خوشم؟آمدم بیکار غیر ازاین دیگر چه کارها؟!!!دو:منزل ات پشت خیابان پشتی بود ...باد باید بوی تورا می برد جنوب ...سر از شمال دیوارهای شهر در آوردی ...سه:برده اند دلم را بسوزانند ...درونش را به باد دهند ...بگذار ببرند ...درذهنم یک عشق دیگرهست ...گورهمان دل رسوا!!!چهار:خانم ب رئیس بخش پ شده بود وداشت خوب بالا می رفت که آقای ج از او خواستگاری کرد ...خانم ب که نمی خواست شغل و آینده را ازدست بدهد ازدواجش با آقای ن را پنهان کرد و به آقای ج گفت که پدرش مخ...
ادامه مطلب