
یک: روی پای من ... خوابیده بود گیسوی طلا... من ... بی حوصله چشمم دنبال موی سیاه تو بود! دو: مسیح نگاه تو ... مرا بالای صلیب ...خندان می دید... من... گناهکار دین دیگری بودم ... سرانجامم ...حسین(ع)... س...
ادامه مطلب
یک: درون کعبه ی چشم تو ... به سجده افتادم... سپاس خدایم...که به عشقم چنین نزدیک! دو: بوسیدمت و گذاشتمت کنار! حافظ!... تمام دروغ هایم ... xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 حرف درست شماست! سه: بیرون می کنی مرا از س...
ادامه مطلب
یک: غریب توی چشمت به زانو نشسته ام ... سر در گریبان و کسی نیست ... بپرسدم! دو: درخلوت خلوت خلوت ... پیدایم کرده ای... اه که در شهر شلوغ ... گمت می کر...
ادامه مطلب
یک: درکلاس های درس ...همیشه یک لیلا هست ... که یک دیوانه...به نام عشق که کتاب ها سوژه اش کند! دو: روی کارتون ها می خوابند و خواب هایشان رنگی ست ... روی تخت های اسکناس !فردا چک ها ...مزاحم خوابند!.... سه: با تو آسمان قهرم!چه رازها که از باران می دانستی ... ولی !مرا سال ها در خشک سالی ...ادب کردی ! چهار: وموهای تورا کندم ...ومیان مشت هایم فشردم ... چه عشق ...
ادامه مطلب
"وقتم کم است و نوشتن وقت می خواهد وتا می آیم همین چند خط را تایپ کنم ...عکس گذاشتنم نمی آید"! یک: درگیر چشم های تو ام و کسی نیست ... با میان جگری مرا ازچشم تو ...جدای کند ... دو: سربه بیابان بگذارم و نبینم دیگر کسی . درهیاهوی دیگران ...من چطور تورا پیدا کنم...؟ سه: بیدارشدن از تن سرد زمستان چه سخت! کوچ روح...به این راحتی ها ...جبران پذیر نیست ... ................................................................ فیلم خجالت نکش بقول جدیدی ها یک فیلم آبرومند بود " نه آبرودار!(با توجه به متن فیلم)" و...
ادامه مطلب
یک: درید پرده غم را اشک ولی باز خنده نبود! پس کجابودشاخه نبات؟حافظ صدایش می کرد... دو: سرزدم به کوچه تا ببینم باران ... با سقف همسایه چه کرده است... دیدم که هیچ ساختمانی نیست و! متاسفانه من فرود آمده ام در کویر ... از خوشحالی که هیچ سقفی نریخته ...دعا می کردم ولی ... میدانستم که از فردایش برای نوشیدن یک قطره اب باید بگردم!!! سه: تسلیم شو ...زانو بزن ...به قدرت چشم من ... که فرود اوردم وخوابید دست پلک تو ...با قدرت بازوان چشم من! چهار: مگرنداشتی صبر که گذاشتی بروی ... رفتی و من برگشتم و تو ر...
ادامه مطلب
یک: درمن رشد می کند ...انسانی دیگر ...عین تو! که با رقص زیر نور مهتاب ...عشق می کند ! دو: بیرون پنجره ...گلدان های شمع دانی ... اگرم شب تار ببلعد ... باز رو شنایی از درزهای پنجره ...می آید تو ...! سه: چنان بریده اند بخت مرا به بخت شما ... که هیچ جدایی جرات نمی کند که بیاید بین ما هرگز! چهار: اگر دست از تو بردارم ...خدایا تو می دانی ... که از دستم نخواهی رفت ...کنارم باز می مانی !!! پنج: برای مردانه زندگی کردن ...سیبیل لازم نیست ... شجاعت زنانه هم ...می تواند گاهی مرد کند ...نسوان را ! شش: مزا...
ادامه مطلب
یک: بوسه فروختم دانه ای هیچ به تو ... بعد دیدم فردای آن ...خریده ای دانه ای یک میلیارد !!! دو: چرا روی سیاهم را با دروغ سپید روی کنم ؟ برای روی سپیدی که پشت چهره ی آن ..سیاه تر از روی من است ...!!! سه: بعد از بعد چهارم ...رفتیم بعد سه! ما بلد نبودیم...
ادامه مطلب
یک: درشهررا بسته اند تا عاشقان نیایند به داخل ... از بس که عاشقیم ...جا برای عشق تازه نیست ... دو: مرگ در می زند و خانه پراست از جان ... من می روم و بقیه پنهان شده اند پشت سرمن ... سه: پدرم رفت و بالاخره فهمیدم ... بوی نان تازه که می خرید ...بوی دست خودش بود!!! چهار: برگشت از آسمان باران و ما چق...
ادامه مطلب
یک:تشنگی ...احساس قوی به نوشیدن است ...چه بنوشیم ؟"هم"مهم است ...عرق شرم که خدا نکند....دو:برگ آهسته نوشید قطره های شبنم را ...تا جان گیاهیش ...می رفت ...طعم پاکی قطره ...سه:عباس (ع)سرش را که بلند کرد ...یک شکاف بزرگ میان ابرها بود...لب تب کرده اش که خون می خورد ...قطره قطره ...دل زهرائیش ...حسینی بود ...چهار:یوسف!برای خنده هم شده ...مرا صداکن ...ببین ...میان داستان گم شدنت ...چطور پیدایت کرده ام!پنج:جنگ یک عباس دارد و بس ...کدام دشمن است که نداند برادر حسین ...کیست؟!شش:سرت روی زانوان من است ......
ادامه مطلب
یک:عملیات شانس آوردن ...به کوه خدای خورد ...دست دعا ببر ...ببین خدای را سیاه می توان کنی ؟!!دو:غزل ببوسم ...ان دو چشم روشن تورا ...که یک کلام نگفتی ...حتی به شاعرت که بلد نیست عاشقی!...سه:پنجاه درصد تو دوست بدار ...پنجاه درصد من ...اما 1000درصد آمار بانک های کشور است ...همدیگررا دوست داریم؟!چهار:قسم یاد کردی مرا با پیرهن پاره آواره ام کنی ...سلام یزید !زینبم !کوچه نیست که نداند رسوایی تورا!پنج:بوی سوختن دل...بوی سوختن ک...و بوی سوختن دماغ ...تفاوت دارند!اولی دوسه نفر ...دومی جماعتی ...سومی قومی ...
ادامه مطلب
یک:آینه هستم ...سلام وعلیکم ...که تو طاقت نداری و مراشکست ای هزاربار...دو:صدای عشق ...صدای داوود است ...که هیچ حنجره ای ...خدای را مثل او صدا نمی زده است !!!سه:خندان میرفتم وپسته ها نمی خندیدند ...می خواستند که عقل شان را به انسانی چون من !...برتری دهند !چهار: چند کوچه آنورتر ...عشقم مراتنها گذاشت ...برای سربازی فرارنکرد ...رفت آموزشی...!پنج:سبحان الله!که عشق من یوسف بود!...نه عشق زلیخا کمرش شکست و نه دوری پدر!شش:اینجا پراست از ...زردآلوهای دل باز ...آن قدر که دانه هایشان پیداست و شیرین اند...ا...
ادامه مطلب