بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

متن مرتبط با «چرا قند حرام شد» در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ نوشته شده است

کاش هوا باریده باشد

  • نیلوبلاگ

    یک/ وقتی که آبی بودم                   قطره قطره ؛ توراکه می دیدم  آسمانی که به پایم نمی رسید            مدادشمعی خوبی که از تو قرض گرفته بودم        دیگر. نمی خواستم ؛ رنگ دیگری باشم  حتی بنفش ! دو/ میان برزدم  ازمیان تمام واژه ها و می خواستم خودم را رها کنم  ازجمله کلیشه ای " دوستت دارم"  یکهو بین دوقهوه بین دوشکلات شیری  گفتم: مرا برای شستن قلم موهایت می پسندی؟&nb...

    ادامه مطلب
  • امشب در یک خواب عجیب رو به سمت کلمات باز خواهد شد.

  • نیلوبلاگ

    یک/ آنجا که درختان به اطاعت ایستاده اند مرگ روی دوش من؛ زمین حیران؛ بهت زده و ترس؛ قالبی ست که هنوز از هیچ اندامی پر نشده زندگی ؛ بلند بلند می خندد                                 سیاست؛ یعنی همین! دو/ می روم برای چندمین بار ؛ کنار میز و آرام می پرسم: بالاخره پسر من دانش آموز شما می شود؟ من؛ سواد نداشتم وقت سربازی نامه هایم برای سوگل بدخط بو...

    ادامه مطلب
  • بیا بیا که شدم در غم تو؛ سودائی ...

  • نیلوبلاگ

    یک/ به وقت بال گشودنم ...                          به بیکرانه پریدنم                                             (زمین مسطح!)       &nb...

    ادامه مطلب
  • خورشیده می نشست که ما پاشدیم ...رفتیم و گم شدیم و پیدا شدیم .(خدابیامرز زروئی)

  • نیلوبلاگ

    یک: بود... روی شانه ی من ... نشان پیامبری! کندند مردم معتقدم! چون شما... " یکی " به " هیچ" اعتقاد نداشتید! دو: ویران تر از چشم من ... دستگاهی پیدا نیست! آباد ترین ملک جهان ... " صورت عشقم"... وای کو؟!...

    ادامه مطلب
  • دردا که راز پنهان ... خواهد شد آشکارا...

  • نیلوبلاگ

    یک: تورا اگر به کفن ... نپیچیده اند ... درد من! خفته ام درون قبر تو... با کفن!... باور کن! دو: پیچید آوای سرمای زمستان ... توی بهار من! لعنت که غنچه ام! از اجبار گل شدن!... سه: اگر خواب دیدم که تو دوب...

    ادامه مطلب
  • شبا خندگان (اثر خوان خورخه لولو خور خور)ترجمه از:میم .تشدید.لاف.الف. نصرالدین!

  • نیلوبلاگ

    یک: سر مسئله ی چشم های تو ... کمر شکسته ام! وای!اگر سر مسئله ی لب هایت ... بمانم! دو: مرا در آغوش خود نپذیرفتی ... خاک! من دانه ی عشقم! تا به حال ..." سرو" شده بودم! سه: بوی کباب دل من!اشتهای تورا کور...

    ادامه مطلب
  • صندوق بیان چرا ندارم؟میز کارمن ...صدا ندارد؟صندوق بیان وفا ندارد!

  • نیلوبلاگ

    یک: روی پای من ... خوابیده بود گیسوی طلا... من ... بی حوصله چشمم دنبال موی سیاه تو بود! دو: مسیح نگاه تو ... مرا بالای صلیب ...خندان می دید... من... گناهکار دین دیگری بودم ... سرانجامم ...حسین(ع)... س...

    ادامه مطلب
  • نشد عراقِ غمت را بگریم از دل و جان ...بدل به آه کنم این شکستهu200cحالی را...

  • نیلوبلاگ

    یک: موضوع:سپیدی موی من و سیاهی موی تو نیست ... موضوع:دلی ست که جوان تر از سر من فکر می کند! دو: ثروتم توی دوچشم تو "هیچ " بود ... دنیا دنیا واژه که " هیچ" عشق آورده ام به پای تو ... سه: صدای قلب تو دا...

    ادامه مطلب
  • میخانه در آدرس های اینترنتی دم دست نیست ... برای مست شدن باید جستجو کنید !!!

  • نیلوبلاگ

    یک: سد چشم تورا شکسته ام ... با رویا ... رهایم مکن درواقعیت تلخ ؛ تنهائی خودم! دو: اشتباه نبود مرگ من ... میان دستهای تو؟ چنان مردم که دوباره به زندگی امید وار شدم! سه: کبوتر چشم مرا حبس کن توی نگات ....

    ادامه مطلب
  • ونمی فهمم عشق را تا حد خدا... که عاشق شد!

  • نیلوبلاگ

    هفت:! وهیچ کس نیامد که وقتی کودک 7 ساله بودم به من بگوید عاشق نشو!اینها همه بازی تاریخ است!... وهیچ کس نیامد به من بگوید بابا می ترسی غم داری از دنیا وحشت داری از پدرت نیاموز که می گوید" یا..." هی چ ک...

    ادامه مطلب
  • لحاف چهل تیکه!یا کاش برف می آمد و فروردین رو سپید می شد!

  • نیلوبلاگ

    یک: برق زد بلور چشم تو از بس سیاهیم... که لشکر دستان تو ... مشخص کرد! دو: میان کیف تو صد نامه هست از لیلی ! یکی نمی دهی به من!که می دانیم ...مجنونم! سه: خریده ام عاقبت داستان " ربه کا" را! از بس که پو...

    ادامه مطلب
  • ثبات فکری و اندیشه های دوگانه یا من چرا نمی توانم غیر تو کسی را دوست داشته باشم!

  • نیلوبلاگ

    یک: درون کعبه ی چشم تو ... به سجده افتادم... سپاس خدایم...که به عشقم چنین نزدیک! دو: بوسیدمت و گذاشتمت کنار! حافظ!... تمام دروغ هایم ... xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 حرف درست شماست! سه: بیرون می کنی مرا از س...

    ادامه مطلب
  • بوسه هایم را گم کردم ...درست روزی که قرار بود برایت خرس بخرم ... تو کرو کودیل شدی!

  • نیلوبلاگ

    یک: دروغ گفتم و خدای من فهمید... تورا می پرستم و باید که توبه می کردم! دو: غریبه درشهر چشم تو ... همه نگاه... لباس عشق به تن داشتم و برهنه نبودم! سه: ترک مدرسه کردم یک روز و هزار سال گذشت ... برگشتم و...

    ادامه مطلب
  • من غریبه ای بیش در وطنم نبودم ... آنگاه دانستم که فرسنگ ها دورتر مردم و کبوترها جمع شدند!

  • نیلوبلاگ

    من از شما ... توقع مردن نداشتم! نان شبم به احتیاج گفتم و ... شما مردید! دو: اگر طلای درون چشم ی شما ... خرج کنم! صد سالxa0 حقوق مدرک لیسانس پیشکشم! سه: می بوسمت و انگار دنیا ... کمال پرست شده!... می دون...

    ادامه مطلب
  • کوله پشتی مامان مارپل یا چگونه پرونده های جنائی اداره پلیس پیداشد!

  • نیلوبلاگ

    یک: گم شدم درهیاهوی قلب تو ... انگار درهزار توی جان خودم ...بودم! دو: اگر خوابیده قلب تو ...من بیدارم ... صدای قلب من دیگر ... شبیه هق هق هاست! سه: بوسیدمت و مردند از نرس کسانی که ... از این شجاعت دی...

    ادامه مطلب
  • حتی به خندهu200cای شده مهمانمان کنید...زلفی نشان دهید و پریشانمان کنید...

  • نیلوبلاگ

    یک: آشفته ام ...انقدر که پیراهنم ...فدات ! فریاد می زند که عوض کن وجود خویش!... دو: روی بند اسمان انداخته ای هزار پیراهن سپید ... حالا اگر دنیا لباس ساه بپوشد ...تو حاضری ... سه: مرغ دلم آمده ست به...

    ادامه مطلب
  • فکر می کردی یک لکه روی دنیا هست!رفتی چشم پزشک !معلوم شد!لکه ی قرنیه داری!!!

  • نیلوبلاگ

    یک: بسیار از دست چشم شما ...ناراحتم ولی! هنوز در ارزوی چش م شما ...حسرتم ...هنوز! دو: غریبه ایم برای هم ... مثل دو ماهی درون تنگ ... فضایمان یکی شده ...ولی..." آشنائی" ممکن نیست! سه: انکار می کنم که ...

    ادامه مطلب
  • دنیا به مثل دوره عصر حجر شده است؟...یا بنده مثل آدم عصر حجر شدم؟ "ابوالفضل زروئی "

  • نیلوبلاگ

    یک: ترکم کن و از ترک توام باکی نیست ... یک جان که خدادا...از آن می ترسم!... دو: صد شعر از کنار لبت می گذرد با حسرت ... صد آه؛که آن دو لب " به شعر و شاعرشxa0 " مایل نیست!... سه: کشته ای روح مرا توی دو...

    ادامه مطلب
  • تئو یانسن ... مجسمه های ساحلی ... چراغ آسمون کو ....زهره ی کهکشون کو؟!

  • نیلوبلاگ

    یک: غریب توی چشمت به زانو نشسته ام ... سر در گریبان و کسی نیست ... بپرسدم! دو: درخلوت خلوت خلوت ... پیدایم کرده ای... اه که در شهر شلوغ ... گمت می کر...

    ادامه مطلب
  • روی پیشانی ام داغ تو بود ... گفتند پاک نمی شود دیگر ... نشد ... راست می گفتند ...شمس من!

  • نیلوبلاگ

    یک: فکرم را بریدم و چسبانده ام به عشق ... ای جان من ... روزنامه ی عشقی ندیده ای؟!... دو: کبود شد لب من ... سرد بود اندیشه ی بوسه هات ... یخ زدم از سر...

    ادامه مطلب