بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

متن مرتبط با «چطور عشق رو فراموش کنیم» در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ نوشته شده است

رازهای ام را می دانی ولی بروی خودت نمیآوری "دمت گرم" یا ستارخان!

  • نیلوبلاگ

    یک/ بوی تند فلفل                    اشک درچشمانم                                            زبان سوخته                 &...

    ادامه مطلب
  • امشب در یک خواب عجیب رو به سمت کلمات باز خواهد شد.

  • نیلوبلاگ

    یک/ آنجا که درختان به اطاعت ایستاده اند مرگ روی دوش من؛ زمین حیران؛ بهت زده و ترس؛ قالبی ست که هنوز از هیچ اندامی پر نشده زندگی ؛ بلند بلند می خندد                                 سیاست؛ یعنی همین! دو/ می روم برای چندمین بار ؛ کنار میز و آرام می پرسم: بالاخره پسر من دانش آموز شما می شود؟ من؛ سواد نداشتم وقت سربازی نامه هایم برای سوگل بدخط بو...

    ادامه مطلب
  • عشق است...

  • نیلوبلاگ

    یک/ ماه که؛ میان واژه های نفس گیر " ابر" ؛ " مه" جان خودرا بالا می کشد . مشکی حد پائین رنگ آسمان است ؛ درفضائی که ستاره نیست! غمگین لا به لای داستان های دروغین آن سوی جهان که روز است ؛ می چرخم. وتو ... در آن روز روشن هم ؛ مثل این شب تاریک رفته ای! دو/ بردمت از گرمی عشقم از خورشید خویشم ؛ خویش بیرون سرد شد قلبم ولی بازم هنوز؛ عشق است! سه/ ترک کردی مرا چون                        &...

    ادامه مطلب
  • فتنه عشق...

  • نیلوبلاگ

    یک/ از عشق به دام افتادن                          هنر هرکسی نبود! آن کس که توان داشت بیفتد                                 هنرمند عشق بود ! دو/ موهایت نرم بود و،شانه هایت کوچک ... توی چشم هایت ،ما چهارتا کودک نیازمند بودیم . به عشق به نان به کلوچه ! به ناهار  به مهرمادری ! خمیده درکوچه های تهران  راه که می رفتی... هیچکداممان نبودیم! بی خ...

    ادامه مطلب
  • سوزن بان قدیمی روی پل " لوندونیوم"!

  • نیلوبلاگ

    یک/     همین کنار...              که برف از پشت بام گریه می کند ...                                                          چشم بر نمی دارم...

    ادامه مطلب
  • بیرون از داخل من یک تفاوت داشت، تنهاتر بودم و کسی نمی دانست!

  • نیلوبلاگ

    یک/ روی برف...              چندان که سکوت هیچ نلغزد             می روم! درون باغ، هزارشاه می گرید                و ،اشک من.. تا بیرون باغ، و هم همه ی خودروها                               از شوق ، جدائی هاست! دو/ زمانی که ...         پیراهن کهنه ات بودم            &nbs...

    ادامه مطلب
  • روی دیوار بیمارستان ها ... آگهیم را جدی نمی گیرند: کلیه با قیمت توافقی... " حیف من و کارکردم"!

  • نیلوبلاگ

    یک: فروختم دل خودرا ... وقتی که رایگان..." دنیا" بود! می خندیدی به هیچ من !... وقت فروش دلت ... نمی ترسیدی؟! دو: پوشیده ام صدای ابر را تا تو " کویر " باورم کنی ... انگار " باران " خودش قبلا " تردید زا...

    ادامه مطلب
  • سندروم استکهلم! ... چشم انداز خانه ی ما و بی اختیار دهه ی پنجاه!

  • نیلوبلاگ

    یک: غروب ؛ روی دوست من... مانده! چون زمین؛ درحیرت چرخش خودم! دو: می روم ... از کتاب تاریخ بیرون" شاهزاده"! و توی فرانسه های قدیم در " کافه"! می پوشم لباس مردم عادی" دامن"! و می خرم روزنامه های پر تیرا...

    ادامه مطلب
  • نقدی بر نظریات رفتار گرایان ... پرو پاچه و امکان انتقال پول از عابر بانک!

  • نیلوبلاگ

    یک: نمیر! میان ابرهای چشم من ... خورشید! یک ثانیه رفتنت ... مرا دیوا نه ی شب خواهد کرد! دو: سوز برف از لانه ی گنجشک ها ... نمی گذرد! چه رسد به کلاه پشمی تو! که هزار فکر داغ را ... توی مغزت ... پنهان د...

    ادامه مطلب
  • خورشیده می نشست که ما پاشدیم ...رفتیم و گم شدیم و پیدا شدیم .(خدابیامرز زروئی)

  • نیلوبلاگ

    یک: بود... روی شانه ی من ... نشان پیامبری! کندند مردم معتقدم! چون شما... " یکی " به " هیچ" اعتقاد نداشتید! دو: ویران تر از چشم من ... دستگاهی پیدا نیست! آباد ترین ملک جهان ... " صورت عشقم"... وای کو؟!...

    ادامه مطلب
  • بالا خره ما نفهمیدیم!...ماکارونی اسپاگتیه یا ... اسپاگتی ... ماکارونی!!!

  • نیلوبلاگ

    یک:" عکس های این پست از سرکارخانم تهمینه منزوی" سرم را از دست می دادم؛ مثل قلب تو! از کجا فهمید سوم شخص غائب... تو درون مغز من ... و من ... درون قلب تو؟! دو: با پیراهن مشکی توی شب غرقم... نزدیکتر بیا ...

    ادامه مطلب
  • روزهای عید ... خوشی گل کرده ...

  • نیلوبلاگ

    یک: پس توی چشم هایت ... حرف دل من نیست؟ من دیوانه ام که اشک تو را با غم خود ... ترازو کردم؟ دو: می بری مرا به شمالی ترین هدف ... دریا! نامه ی یک عاشقم که توی رود ... زار می زنم! سه: عصایت را نمی توانن...

    ادامه مطلب
  • ایپ من 4! یا چطور در حال مرگ حال چند نفر دیگر را بگیریم!!!

  • نیلوبلاگ

    یک: دیروز در مسیر تو ... گم شد قلب من ... بهتر که وقت دیدن تو ... تپش نبود! دو: گذشت زمان و خراب شد احساس ما چه زود ... از بس نساختیم بین خود ارتباط ... مردیم! سه: رگ روی رگ خوابیده xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0...

    ادامه مطلب
  • موضوع با اهمیت: مرگ ! کرونا! هسته ای!( خیر ! لا! نو! ) پوووووووول!

  • نیلوبلاگ

    یک: اتاقم تا خدا ... پنجره داشت ولی ... نمی دیدم! مردمی که روی دوش هم! ... به آسمان رفتند! دو: برای کشتن حشرات!از بوی گل دوا ساختند! ای بسا مرگ!که در بوی گل ... فنا باشی! سه: رویم نشد ...درحال عشق ترک...

    ادامه مطلب
  • روح پیچید توی کوچه ... درخت فریاد زد: فرار کنید ؛ دارند دوباره مارا زنده می کنند؛ که بعدا بمیریم!

  • نیلوبلاگ

    یک: وزش روح من ... درکویر تنهائی شما ...طوفان کرد! دیگر بودنم برای عشق شما ... مسئله نیست؟ دو: رفتیم زیر سایه ی هم... xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 مثل دوخورشید! باور نمی کنند که... سایه ها! xa0xa0xa0xa0xa0...

    ادامه مطلب
  • سندروم ایمپاستر!!!

  • نیلوبلاگ

    یک: وقتی می رفتی آن سوی رفتنت " هیچ " بود ... درد من رفتن تو نبود ... پیوستنت به " هیچ " بود! دو: رنگ پیراهن شما تلخ بود!... می دانستید ! وقتی درست مثل پیراهن مادرم ... مزه می کردم ... فهمیدم! سه: توی...

    ادامه مطلب
  • ذهنیت خرچنگی... پراید و سفر برای انتشار کرونا!

  • نیلوبلاگ

    یک: وقت روئیدنم ... سرما زد ... تنم قبل بهار لرزید! خندید ... هنوز زمستان نرفته بود گفت: اولین تجربه ات !.... روئیدنی! دو: روحم در اسانسور میان کلیدها ... یک را زد! ارواح دیگر کشتند مرا ... سرکلید صد!...

    ادامه مطلب
  • توبه از عشق چو کردم ... تو ... شکایت کردی!نکند باز من از عشق ... گذر خواهم کرد؟!!!

  • نیلوبلاگ

    یک: طرفدار راه رفتن تو ... توی داستان زندگیت ... به راه افتادیم و رسیدیم ... به خانه ی خودمان!... دو: زندگی گریه کرد از مرگ من ... توی رختخواب ... مجبورم در تلاطم ارواحی ... برگشته ... بیدارشد!!! سه: ...

    ادامه مطلب
  • (که) پروردگارت تورا وانگذاشته و دشمن نداشته است (3)...." سوره ضحی قران کریم "

  • نیلوبلاگ

    یک: تب کلمات روی لب های من ... نسوزاند ... آن شعر ناب که نام تو بود و تنها تو .... " عشق"... دو: فریبت دادم با حقه ی زنانه ...." اشک" که بیاورمت ... ولی با مردانه ترین رفتار روی زمین نگهداشتمت... " ای...

    ادامه مطلب
  • چگونه با ذهنیت میمونی خود مبارزه کنیم ؟ یا نشانی کلاس رقص شما؟!

  • نیلوبلاگ

    یک: درون من پر از " ضد" توست ... با تو نمی میرم! اگر درون خون من از تو پر شود... عشق قلابی!!! دو: رفتار تو مجنون... سر آمد پزشکان شد! خون داد به رگ های من ... از جهت " لیلا ئی"! سه: روی پیراهن من سپید...

    ادامه مطلب