بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟

متن مرتبط با «یه ساله رفتی» در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ نوشته شده است

شهید حسین علیه السلام

  • نیلوبلاگ

    یک/اندوه       بین غم های من، یک نفس است ... میراث زندگی ام              بین غم و غم  درتلاش ... دو/ بیرونم کردند از شرکت دنیا      باپیراهنی سپید     میان شهری غریب                        اما ، تجربه ام اززندگی آنقدربود  که باارواح...       به هرزبانی در می آمیختم  و کتاب زندگیشان را ، معرفی می کردم! سه/ باور نکردیم &nbs...

    ادامه مطلب
  • روی دیوار بیمارستان ها ... آگهیم را جدی نمی گیرند: کلیه با قیمت توافقی... " حیف من و کارکردم"!

  • نیلوبلاگ

    یک: فروختم دل خودرا ... وقتی که رایگان..." دنیا" بود! می خندیدی به هیچ من !... وقت فروش دلت ... نمی ترسیدی؟! دو: پوشیده ام صدای ابر را تا تو " کویر " باورم کنی ... انگار " باران " خودش قبلا " تردید زا...

    ادامه مطلب
  • خورشیده می نشست که ما پاشدیم ...رفتیم و گم شدیم و پیدا شدیم .(خدابیامرز زروئی)

  • نیلوبلاگ

    یک: بود... روی شانه ی من ... نشان پیامبری! کندند مردم معتقدم! چون شما... " یکی " به " هیچ" اعتقاد نداشتید! دو: ویران تر از چشم من ... دستگاهی پیدا نیست! آباد ترین ملک جهان ... " صورت عشقم"... وای کو؟!...

    ادامه مطلب
  • بالا خره ما نفهمیدیم!...ماکارونی اسپاگتیه یا ... اسپاگتی ... ماکارونی!!!

  • نیلوبلاگ

    یک:" عکس های این پست از سرکارخانم تهمینه منزوی" سرم را از دست می دادم؛ مثل قلب تو! از کجا فهمید سوم شخص غائب... تو درون مغز من ... و من ... درون قلب تو؟! دو: با پیراهن مشکی توی شب غرقم... نزدیکتر بیا ...

    ادامه مطلب
  • ببخشید تو خونه ی بغلی ... اسباب کشیه ... میشه شما از پنجره نگاه کنید ... ببینید ما مردیم یانه؟!

  • نیلوبلاگ

    یک: رسید از دیواره ی قلب من ... صدای " عشقم"! برخاستم از گوردو چشم خود ... با " سکوت"! دو: انکارش نکردم!و... این هنر من بود! xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 حتی عشق قلابی را! فروخته بودند بلی...

    ادامه مطلب
  • خنده دارترین طنز برای من گریه دار ... لبخند تو جهت دل داری بود!

  • نیلوبلاگ

    یک: بریدم گیسوی خودرا از بس که نیستی! حتی !... دست خودم نباید می خورد به موهایم! دو: تولد باران... به شوری دریا پیوست ... آنقدر آمدند که ... دنیا فهمید! سه: نگرانم نکن از حادثه عشق خودت ... من نه آن م...

    ادامه مطلب
  • یه روز ی می آد که دیگه...دلت برام نریزه!

  • نیلوبلاگ

    یک: سلام به عشقی که نشانی از آن نمانده است ... خداحافظی به اینده ای ست که ...می تواند درخشان باشد! دو: فریب می دهند دو چشمت مرا به بیداری ... نیمه باز خیالم است ...درکمین من اند!... سه: بزرگ شو!کودک ق...

    ادامه مطلب
  • سلام بانو فاطمه سلام الله علیه

  • نیلوبلاگ

    یک درانتظار خلوت با شما بودن ... میان جمع جهان ...به سینه می زنیم ...بانو دو مرگ اگرxa0 بلرزانددست مرد ان را... بانو قسم به پاکی شما...خدانگهدارد... سه اگر بریز و بپاش منزل علی(ع)گفتند! رسول می دانست .....

    ادامه مطلب
  • ارثیه زهـراست که سنــگر باشیم... تا دادن جان مطـــیع رهــبر باشیم

  • نیلوبلاگ

    یک: شما به اشاره ...قلب ما خواستید ... ماهم بدون فکر!دل خودرا کشتیم!!! دو: عطر شما که می رسید ... خدای شکر ... میان میلیون ها نفر ... برگزیده ی خدا بودیم... سه: شمارا ندیده ایم و عشق به ما رسیده است ....

    ادامه مطلب
  • ای یار سلام ای یار، ای یار خداحافظ...بسیار سلام از مات بسیار خداحافظ ..."عشق علیه السلام"

  • نیلوبلاگ

    بوسه ات خراب کرد ... انتهای قصه ی من ... قرار بود جداشویم ... بدون احساسی! دو: می بالم که بال های خیال من از مرز عشق تو... گذشت ... جائی رسید که گرمی آغوش تو ... مطرح نبود ...هیچ! سه: اگر دست هایم را...

    ادامه مطلب
  • به نام شبیه و به چهره دور از هم ... تو سیاه در آینه و من سپید هردو ولی لیلی!

  • نیلوبلاگ

    یک: سرریز شد عشق از زبان شعر من ... اما که قلب تو بعد از ..." دو ؛ده " زود باور نیست! دو: چراغ عشق مرا جز فوت کردن تو ... هزار بار تلاش است ...برای بیداری! سه: چو ضحاک از شانه های من ...خواستی بروئیم!...

    ادامه مطلب
  • حسی که دارم بهت حس تشنگی حس بارون به ابرا ...حس فانوسیه که روشنه تمام عمر تا یه شب نترسه دریا

  • نیلوبلاگ

    یک: روی اب ...خوابیده بودی و خیالت نیز هم نبود ... آب از جای خودxa0xa0xa0 رفت و ...تو ماه هم ...کجا رفتی! دو: روی کیف!پروانه خوابیده بود و حیفم آمد ... بی پول می گشتم و ...دستم به کیف خویش ...نمی رفت! سه: ...

    ادامه مطلب
  • فکر می کردی یک لکه روی دنیا هست!رفتی چشم پزشک !معلوم شد!لکه ی قرنیه داری!!!

  • نیلوبلاگ

    یک: بسیار از دست چشم شما ...ناراحتم ولی! هنوز در ارزوی چش م شما ...حسرتم ...هنوز! دو: غریبه ایم برای هم ... مثل دو ماهی درون تنگ ... فضایمان یکی شده ...ولی..." آشنائی" ممکن نیست! سه: انکار می کنم که ...

    ادامه مطلب
  • ملایک گریه می کردند با ما اربعینش را ...خدا شش گوشه کرد ازروز عاشورا زمینش را ...

  • نیلوبلاگ

    یک: روی دست من عشق تو مانده یا حسین(ع)... می کوبمش به سینه ی خسته ... یا حسین(ع)... دو: از غم تو که می سوزیم ... باور دنیا نمی شود ... باور نمی شود که چهارده قرن هم کم است ... سه: ببوسم آن لب دریای خ...

    ادامه مطلب
  • دل کبابی در لس آنجلس و تهران یه قیمت!ربطی ام به دلار و ریال و تومن نداره!!!

  • نیلوبلاگ

    xa0از اون جائی که می نویسم و پاک میشه که نمی دونم چرا!دونه دونه می نویسم تا شما بخونید " یک: چون کبوتری که در ابرها گم می شود ... از دست رفته ام ... از دست رفته باشم و با ابرها ...هم دست...از دست رفته ...

    ادامه مطلب
  • دیوانگی تو ی چشم هایت معنی نداشت ..." شانه هایت را برای گریه کردن دوست "داشتم!!!

  • نیلوبلاگ

    یک: درون قلب مرا جسته ای که ..." عشقت نیست"... نگو کهxa0 هیچ خودت هم ... از عشق ... بویی نمی بری!!! دو: کشته ای مرا وروی جسد چشمم قدم می زنی ... دوستت ...

    ادامه مطلب
  • ومی ترسم ...موهای تو زرد است و چشم هایت آبی ...!!!آیا شبیه ترومپی!!!

  • نیلوبلاگ

    یک:درس عشق تمام شد و گریه کردیم موقع خداحافظی و فارغ شدن ...من خسته از ادامه یتحصیل و تو رفتی خارج دکتراش هم بگیری!!!دو:آرزو می کردم تو مثل چراغ مطاله ام باشی ...لذت بخش ترین شی!وقتی داشتم شعر می خواندم !!!سه:کوچه با تن دیوارهای خود گریه می کرد ...تمام تنش اعلامیه های فاضلاب بود و رنگ آبیش ...سال ها بود ...نبود ...باران آمد ...باد آمد و عامل فرسایش بطور طبی...

    ادامه مطلب
  • باعشق کعبه روزی رفتیم و برنگشتیم ...

  • نیلوبلاگ

    یک:در آرزوی روشن شدن شمعی در تاریکی ...ناگهان شب تمام شد و خورشید آمد!...دو:حجم دست های تو را که می لرزید ...ترک کردم ...به امید روزی که دست هایم دیگر فلج نباشد !...سه:خدای را طلبیدم ...درون چاه که از تشنگی فرار کنم!...مرا نجات داد و گمان کرد" عزیزی مصر را " می خواستم!چهار:هزار حسود دست به دست هم دادندو " سرمه ی لیلی " گم شد !مجنون نقش لیلی را کشید و همه دی...

    ادامه مطلب
  • وقسم خوردی که پول نداری!ولی دیدم که النگوهایت را فروختی تا برای خواهر بزرگم ...جهیزیه بخری!

  • نیلوبلاگ

    (پوستر فیلمایی رو انتخاب کردم که جزو بهترین فیلمای اجتماعی درسال های گذشته بودن...)یک:درگوش نسیم خوانده بودی ...عشق من ...درگوش نسیم !می دانی؟ببین تو دیگر کیستی؟!دو:به آغوش باز آسمان حسادت می کنی ...کبوتر من!انگار اغوش باز من ...کم ات است؟...سه:قفل قفس قورت می دهی و زنجیر پاره می کنی!از بس نشسته ای ...و به ازادی فکر می کنی ...گنجشک غرغرو!چهار:بیرون شهر 4چها...

    ادامه مطلب
  • کجا باید برم یه دنیا خاطره ات تو رو یادم نیاره کجا باید برم ک...

  • نیلوبلاگ

    یک: درقلب تو باز بود و من آمدم ...به خیال خوش روئی ... قلبت چنگیزخان مغول بود ! غارت می کرد دل هارا! دو: درانتها ی گفتن شعرهای بیهوده من! تو ایستاده ای دست به کمر!که:بنویس!کوتاه دست! سه: غریبه درشعرهای حافظم و بیگانه ترینم! من نسوزم که بسوزد ؟کدام مخاطب بی دفاع دربی خویشتنی! چهار: یوسف از بازار برنمی گردد "ای ثروت مدار" من به چاه افتاده ام ! می خواهم از بازار برگردم! پنج: ماهی به دلش افتاد ...هوانیست! از پنجره ی تنگ ... نگاهش به "خدا" رفت! شش: مزار شش گوشه ات را اگر تسخیر کنند... مرگ شیاطین را ک...

    ادامه مطلب